قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

خراسان، سرزمین گنجینه‌ها در تنوع گویشی

خراسان رضوی، سرزمین گنجینه‌های فرهنگی و تاریخی، همواره به واسطه موقعیت جغرافیایی منحصر به ‌فرد خود، در طول قرون متمادی محل تلاقی اقوام، فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون بوده است. این هم‌نشینی دیرینه، میراثی غنی از تنوع فرهنگی را برای این استان به ارمغان آورده که نمود بارز آن را می‌توان در گستره وسیع گویش‌ها و لهجه‌های محلی مشاهده کرد.
 خراسان، سرزمین گنجینه‌ها در تنوع گویشی

از همین رو، خراسان رضوی را باید بی‌شک در شمار استان‌های پیشرو و بسیار غنی کشور در زمینه دارا بودن تنوع گویشی دانست. این تنوع زبانی، صرفاً یک پدیده آوایی یا واژگانی نیست، بلکه هر گویش، حامل بخشی از تاریخ شفاهی، دانش بومی، آداب و رسوم و جهان‌بینی مردمان منطقه است که در طول نسل‌ها سینه به سینه منتقل شده است.

این گوناگونی زبانی که در مناطق مختلف استان، از جمله شهرها و روستاهای شمال، جنوب، شرق و غرب پراکنده است، نشان‌ دهنده لایه‌های عمیق فرهنگی و تاریخی خراسان رضوی است. گویش‌هایی با ریشه‌های کهن، واژگان منحصربه‌فرد و ساختارهای دستوری متمایز، هر کدام بخشی از هویت پیچیده و چندوجهی این استان را تشکیل می‌دهند.

یک استاد ادبیات، با اشاره به تنوع گسترده گویش‌ها در خراسان رضوی، این گویش‌ها را بخشی مهم از میراث فرهنگی ناملموس استان دانست و گفت: زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌ها از مهم‌ترین عناصر هویتی هر ملت و قوم هستند و بخش قابل توجهی از ارزش‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را در خود حفظ می‌کنند.

دکتر حامد خاتمی‌پور، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: خراسان رضوی به دلیل وسعت جغرافیایی، پیشینه تاریخی و همجواری با مناطق مختلف، از نظر زبانی و گویشی یکی از متنوع‌ترین استان‌های کشور به شمار می‌رود. در نقاط مختلف این استان، مردم علاوه بر فارسی معیار، با گویش‌ها و لهجه‌های محلی سخن می‌گویند که هر یک دارای ویژگی‌های خاص آوایی، واژگانی و دستوری است.

این گویش‌ها فقط شیوه‌ای برای سخن گفتن نیستند

وی خاطرنشان کرد: این تنوع را می‌توان در شهرستان‌هایی مانند سبزوار، تربت‌جام، تایباد، نیشابور، کاشمر، تربت‌حیدریه، خواف، قوچان، درگز و دیگر مناطق استان مشاهده کرد.

خاتمی‌پور، بیان کرد: این گویش‌ها فقط شیوه‌ای برای سخن گفتن نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مردم هر منطقه را در خود جای داده‌اند. بسیاری از واژه‌ها، اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها و شیوه‌های بیانی که در گویش‌های محلی وجود دارد، حاصل تجربه زیسته مردم در طول نسل‌های مختلف است و در زندگی روزمره، آیین‌ها، ادبیات شفاهی، موسیقی محلی و حتی روابط اجتماعی آنان نقش دارد.

وی با اشاره به جایگاه گویش سبزواری در میان گویش‌های خراسان رضوی اظهار کرد: گویش سبزواری از گویش‌های قدیمی و اصیل منشعب از زبان فارسی است که در غرب خراسان رضوی و در شهرستان‌های سبزوار، جوین، جغتای، خوشاب، داورزن و ششتمد به عنوان گویش ارتباطی مردم این مناطق رواج دارد.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: این گویش در طول سالیان طولانی، بخشی از هویت فرهنگی مردم این ناحیه را شکل داده و همچنان در گفت‌وگوهای روزمره، ادبیات شفاهی و مناسبات اجتماعی منطقه حضور پررنگی دارد.

وی ادامه داد: گویش سبزواری با گونۀ زبانی فارسی رسمی تفاوت‌های آوایی، واژگانی، صرفی و نحوی دارد، به شکلی که فهم برخی واژگان آن برای سخنوران زبان رسمی کمی دشوار است. همین ویژگی‌ها نشان می‌دهد که با یک گویش ریشه‌دار و دارای ساختار زبانی مشخص روبه‌رو هستیم، نه صرفاً یک تفاوت در تلفظ یا لهجه. در واقع، بخشی از اهمیت گویش سبزواری به همین تفاوت‌های ساختاری برمی‌گردد که آن را به عنوان یک سرمایه زبانی قابل مطالعه و ثبت مطرح می‌کند.

خاتمی‌پور افزود: در دیگر مناطق خراسان رضوی نیز شرایط مشابهی وجود دارد. برای مثال در تربت‌جام، نوع سخن گفتن مردم تحت تأثیر پیشینه تاریخی و ارتباطات منطقه‌ای، ویژگی‌هایی دارد که آن را از فارسی معیار متمایز می‌کند. در تایباد نیز گویش محلی مردم دارای واژگان، آهنگ کلام و برخی ساخت‌های زبانی خاص است که در سال‌های طولانی شکل گرفته و به بخشی از هویت مردم آن منطقه تبدیل شده است. در شهرستان‌های دیگری مانند خواف، نیشابور، کاشمر، تربت‌حیدریه و حتی مناطق شمالی استان نیز می‌توان تنوعی از گویش‌ها و لهجه‌های محلی را دید که هر کدام بخشی از میراث فرهنگی استان هستند.

وی گفت: تفاوت‌های گویشی در خراسان رضوی فقط به واژه‌ها محدود نیست. در بسیاری از مناطق، نوع ادای صداها، آهنگ جمله، ساخت جمع بستن کلمات، شیوه بیان زمان افعال و حتی نوع جمله‌سازی با فارسی معیار تفاوت دارد. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود که گویش‌های محلی برای پژوهشگران زبان و فرهنگ اهمیت زیادی داشته باشند، زیرا هر کدام از این ویژگی‌ها می‌تواند نشانه‌ای از پیشینه تاریخی، ارتباطات فرهنگی و تحولات اجتماعی آن منطقه باشد.

زبان و گویش بخشی از هویت جمعی مردم

این استاد ادبیات با تأکید بر اینکه زبان و گویش بخشی از هویت جمعی مردم است، اظهار کرد: وقتی یک گویش تضعیف می‌شود، فقط چند واژه از بین نمی‌رود، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی یک منطقه آسیب می‌بیند. در گویش‌های محلی، نوع نگاه مردم به طبیعت، کار، خانواده، آیین‌ها و مناسبات اجتماعی بازتاب یافته است. به همین دلیل، حفظ این گویش‌ها در واقع حفظ بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی خراسان رضوی است.

خاتمی‌پور یکی از مهم‌ترین تهدیدهای پیش روی گویش‌های محلی را گسترش روزافزون فارسی معیار در رسانه‌ها، آموزش رسمی و فضای مجازی دانست و خاطرنشان کرد: گویش سبزواری همچون بیشتر گویش‌های متنوع دیگر، تحت تأثیر زبان فارسی معیار به عنوان زبان ملی، در معرض خطر فراموشی و یا فرسایش قرار گرفته است. این وضعیت فقط مربوط به سبزوار نیست و بسیاری از گویش‌های محلی در دیگر شهرستان‌های خراسان رضوی نیز با همین مسئله روبه‌رو هستند.

وی تصریح کرد: در سال‌های اخیر استفاده کمتر نسل جوان از گویش‌های محلی، مهاجرت، تغییر سبک زندگی و گسترش ارتباطات رسانه‌ای باعث شده است که بخشی از واژگان و ساختارهای بومی به تدریج از چرخه گفت‌وگوی روزمره خارج شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، در آینده نه چندان دور، بخشی از این میراث زبانی به شکل جدی در معرض فراموشی قرار خواهد گرفت.

این استاد ادبیات ادامه داد: از این رو، ضرورت برنامه مستندسازی و ثبت ملی گویش‌های خراسان به خصوص سبزواری، تلاشی است که با هدف استمرار رواج آن به عنوان ارزش‌های هویتی و فرهنگی مؤثر خواهد بود. این موضوع درباره دیگر گویش‌های خراسان رضوی نیز صدق می‌کند. اگر امروز برای ثبت و مستندسازی این گویش‌ها اقدام نشود، در سال‌های آینده ممکن است بخش مهمی از داده‌های زبانی و فرهنگی از دست برود.

وی تأکید کرد: مستندسازی فقط به معنای ثبت چند واژه در یک فرهنگ لغت نیست، بلکه باید به صورت جامع انجام شود. ضبط گفت‌وگوهای بومی، ثبت اصطلاحات، مثل‌ها، ترانه‌های محلی، روایت‌های شفاهی، شیوه‌های جمله‌سازی و ویژگی‌های آوایی، همه بخشی از این فرایند است. دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، اداره‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی و حتی رسانه‌های محلی می‌توانند در این زمینه نقش مؤثری داشته باشند.

نقش خانواده‌ها در ماندگاری گویش‌های محلی

خاتمی‌پور با اشاره به ظرفیت‌های پژوهشی خراسان رضوی در حوزه زبان و فرهنگ گفت: این استان از نظر تنوع زبانی، ظرفیت بالایی برای انجام پژوهش‌های دانشگاهی دارد. بررسی گویش‌های مناطق مختلف می‌تواند به شناخت بهتر تحولات زبانی در شرق کشور کمک کند. این پژوهش‌ها علاوه بر ارزش علمی، می‌تواند در حوزه حفظ میراث فرهنگی ناملموس نیز مؤثر باشد.

وی اظهار کرد: یکی از نکات مهم این است که به گویش‌های محلی نباید با نگاه درجه دو یا صرفاً محاوره‌ای نگاه کرد. این گویش‌ها بخشی از سرمایه فرهنگی کشور هستند و همان‌طور که بناهای تاریخی، آیین‌ها و هنرهای سنتی ارزش حفاظت دارند، زبان و گویش محلی نیز نیازمند صیانت است. اگر این نگاه در جامعه تقویت شود، خانواده‌ها نیز برای انتقال گویش بومی به فرزندان خود انگیزه بیشتری خواهند داشت.

این استاد ادبیات اظهار کرد: نقش خانواده‌ها در ماندگاری گویش‌های محلی بسیار مهم است. بسیاری از کودکان و نوجوانان امروز بیشتر در معرض فارسی معیار قرار دارند و طبیعی است که دایره واژگان بومی آنان محدودتر از نسل‌های قبل باشد. اگر خانواده‌ها در محیط خانه از گویش محلی استفاده کنند و اگر این گویش در قالب برنامه‌های فرهنگی، رسانه‌ای و آموزشی غیررسمی تقویت شود، می‌توان امیدوار بود که روند فرسایش با سرعت کمتری ادامه پیدا کند.

خاتمی‌پور همچنین بر نقش رسانه‌ها در این حوزه تأکید کرد و گفت: رسانه‌های محلی و استانی می‌توانند با تولید محتوا درباره گویش‌ها، معرفی واژگان بومی، انتشار گزارش‌ها و گفت‌وگوهای تخصصی و توجه به ادبیات شفاهی مناطق مختلف، سهم مهمی در آگاهی‌بخشی عمومی داشته باشند. وقتی جامعه نسبت به ارزش این میراث آگاه‌تر شود، زمینه برای حفاظت از آن نیز بیشتر فراهم خواهد شد.

خراسان استانی با سرمایه زبانی گسترده

وی گفت: خراسان رضوی فقط استانی با پیشینه تاریخی و مذهبی نیست، بلکه استانی با سرمایه زبانی گسترده است. هر شهرستان این استان بخشی از این تنوع را نمایندگی می‌کند و همین ویژگی می‌تواند پایه‌ای برای تقویت هویت محلی در کنار هویت ملی باشد. حفظ گویش‌ها به هیچ عنوان در تقابل با زبان ملی نیست، بلکه در کنار فارسی معیار می‌تواند به غنای فرهنگی کشور کمک کند.

این استاد ادبیات تأکید کرد: زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌ها از مهم‌ترین عناصر میراث فرهنگی ناملموس هر ملت و قومی است که ارزش‌های هویتی فرهنگی بی‌شماری را در درون خود حفظ و آنها را به نسل‌های آینده منتقل می‌کند؛ بنابراین، توجه به گویش‌های خراسان رضوی، به ویژه گویش سبزواری به عنوان یکی از گویش‌های قدیمی و اصیل این خطه، باید از سطح بیان دغدغه فراتر برود و به برنامه‌ریزی عملی برای ثبت، مستندسازی و حفاظت از این میراث ارزشمند منجر شود.

وی با بیان اینکه ثبت ملی گویش سبزواری، نشان‌ دهنده اصالت و غنای زبانی این منطقه است که توانسته در میان تنوع زبانی استان، جایگاه ویژه‌ای در اسناد رسمی کسب کند، اظهار کرد: ثبت ملی این گویش، امکان انجام پژوهش‌های دقیق‌تر زبان‌شناختی و حفاظت از هویت فرهنگی مردم این منطقه را در برابر عوامل تهدید کننده فراهم می‌آورد.

انتهای پیام



۳۶ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

چیستان: می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟

در لغت به معنی پیچیدگی و پوشیدگی است و و در اصطلاح به معنی کلام موزونی است که نام چیزی در آن برده نشود ولی اوصاف آن طوری برشمرده شود که خواننده با خواندن آن اوصاف پی به نام آن چیز ببرد. طراح چیستان سعی می‌کند تا با بیان اجزای حسی و مادی یک پدیده و معرفی برخی از ویژگی‌های آن مخاطب را برای شناسایی آن به تلاش و تکاپوی فکری وادارد.

علت نام گذاری این صنعت به «چیستان» در فارسی، این است که جملات پرسشی معمولاً به صورت سؤال و با عبارت «چیست آن» یا «چیست» آغاز می‌شوند. چیستان: می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟

.

.

.   . بیشتر بدانید: چیستان: روزها می دود ولی شب ها، جلوی درب خانه نگهبان است!

 

هنوز پاسخ را پیدا نکردی؟ بهتره بیشتر فکر کنی! شما در معما یا چیستانی که امروز با آن روبرو هستید می توانید ضریب هوشی خود را محک بزنید.

باید بدانید که پاسخگویی به معما در یک لحظه میزان اطلاعات عمومی شما را نشان می دهد.    .

.

.

.

.   . پاسخ چیستان:  می توانم سریع رشد کنم و منبع خوشبختی یا منبع غم و اندوه شما باشم، می توانم آرام از بین بروم یا به سرانجام برسم. من چی هستم؟ جواب درست چیستان  «کفش»


۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.


۴ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

نمایش «ساعت صفر ژنراتور» در تئاتر شهر قزوین به روی صحنه رفت

به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ حمیدرضا میرآخور از هنرمندان توانمند و شاخص استان و کارگردان های عرصه تئاتر این بار یک ژانر جنگی را بروی صحنه برده است.

 جنگ که می آید ، فقط خانه ها وخیابانها نیستند که آسیب می بینند، آرامش آدماها، امنیت خانواده ها، رویاها و زندگی های روزمره هم زخمی می شوند.

« ساعت صفر ژنراتور»روایتی است از آدم هایی که جنگ را از نزدیک لمس کردند، از ترس ها، دلتنگی ها، بلاتکلیفی ها و رنج هایی که شاید در خبرها دیده نشوند، اما در زندگی مردم باقی می مانند.

روایتی در باره جنگ اما از زاویه زندگی مردم ، در باره آنچه بر ما گذشت وآنچه هنوز از درون ما ادامه دارد.

گاهی یک نمایش فقط برای تماشا نیست ، برای این است که چیزی درون ما را به فکر فرو ببرد، بخنداند، تکان بدهد یا حتی تا مدتها همراهمان بماند.

بازیگران نمایش: مرتضی رحمانی، سعید چگینی، نسیمپاییزی، علی محمدپور و نویسنده و کارگردان حمیدرضا میرآخور است.  

دیگر عوامل نمایش عبارتند از :

طراح صحنه: امین علی نیا،/ آهنگساز: امین پور ادیب، / منشی صحنه: نیایش حسینی، /مشاور متن و اجرا: سارا افشار، /گرافیست: امین علی نیا،/ گریم:مریم میرزاسلطانی،/ نور: مرتضی نادیفر، / صدا: زهره صادقی، /تولید محتوای مجازی: علی ترکاشوند.

این نمایش از 30 مرداد تا 8 شهریورماه هر شب از ساعت 20.30 دقیقه در مجموعه فرهنگی هنری تئاتر شهر قزوین بروی صحنه می رود.

در شب اول نمایش علی هوشمند، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسوی مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان، اکبری رئیس سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و جمعی از فرهنگیان و رسانه ها حضور داشتند.

انتهای پیام

  




 تهدید اقتصادی ترامپ علیه ایران نخستین قربانی خود را گرفت
۵ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تهدید اقتصادی ترامپ علیه ایران نخستین قربانی خود را گرفت

در حالی که دونالد ترامپ از آغاز یک کارزار مالی علیه ایران با عنوان «روز D اقتصادی» سخن گفته، بازارهای آمریکا با افت شاخص‌های سهام و افزایش بازده اوراق قرضه مواجه شدند و قیمت نفت نیز به بالاترین سطح نزدیک به یک ماه گذشته رسید.

 سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم
۲ ساعت قبل / سایت تابناک

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

سالاد تابستانی نوعی سالاد سرد و مقوی است که از ترکیب ساقه کرفس با سیب، گردو، کشمش و... تهیه می‌شود.

 جدال هفت بازیکن سابق در دیدار سپاهان و استقلال
۵ ساعت قبل / سایت فوتبالی

جدال هفت بازیکن سابق در دیدار سپاهان و استقلال

پایگاه خبری فوتبالی- در دیدار سپاهان و استقلال در هفته سوم لیگ برتر، هفت بازیکن با تیم سابق خود روبرو می‌شوند.به گزارش فوتبالی، یکی از جذابیت‌های مهم دیدار سپاهان و استقلال تقابل بازیکنانی است که سابقه پوشیدن پیراهن تیم رقیب را در کارنامه دارند و حالا با انگیزه‌های مضاعفی در این دیدار به میدان خواهند رفت.در ادامه بازیکنان این فصل دو تیم که سابقه حضور در تیم رقیب را دارند، مرور خواهیم کرد.استقلالدر بین بازیکنان این فصل استقلال، تنها نام دو بازیکن دیده می‌شود که سابقه پوشیدن پیراهن سپاهان را دارند ...,لیگ برتر ایران,استقلال,سپاهان,سید حسین حسینی,صالح حردانی,حسین گودرزی,کاوه رضایی,آرمین سهرابیان,آرش رضاوند,امید نورافکن

 برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

آرمان امروز : در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مورد توافق و تأکید قرار گرفت. در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مشهور به ابن‌فندق در [ ]

 دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن

سرمایه‌گذاری در معدن لزوما به همان میزان به تولید منجر نمی‌شود و فاصله میان وزن سرمایه و تولید، در فعالیت‌های مختلف معدنی متفاوت است. مس و سنگ‌آهن در گروه فعالیت‌هایی قرار دارند که سهم تولیدشان از سهم سرمایه‌گذاری بیشتر است. در مقابل، طلا و شن و ماسه سهمی بالاتر از تولید خود در سرمایه‌گذاری دارند. داده‌های مرکز آمار ایران از معادن در حال بهره‌برداری نشان می‌دهد سنگ‌آهن با سهم ۳۵درصدی از سرمایه‌گذاری، ۵۰درصد از ارزش تولید معدن را در اختیار دارد و مس نیز با جذب حدود ۱۲درصد از سرمایه‌گذاری، ۲۶درصد از تولید را ایجاد کرده است. در نقطه مقابل، سنگ طلا ۶درصد از سرمایه‌گذاری را به خود اختصاص داده، اما سهم آن از ارزش تولید تنها 1.5درصد بوده است؛ وضعیتی که در شن و ماسه نیز با 13.5درصد سهم سرمایه‌گذاری در برابر ۴درصد سهم تولید دیده می‌شود.

 خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0
۴ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0

خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0 - هفته اول لیگ برتر انگلیس