
به گزارش ایسنا، برنامهریزی ارتباطی در بسیاری از سازمانها همچنان در چرخهٔ تولید پیام و گزارش فعالیت باقی مانده است، در حالی که عصر هوش مصنوعی مزیتهای مبتنی بر تولید انبوه محتوا را بیاثر کرده است.
حمید شکری خانقاه- استاد ارتباطات راهبردی، هشت اصل عملیاتی را برای خروج از این وضعیت پیشنهاد میدهد؛ از صورتبندی دقیق مسئله و اولویتبندی ذینفعان گرفته تا معماری چندلایهٔ پیام و سنجش متصل به یادگیری.
به باور او، آیندهٔ روابط عمومی نه در «پر کردن تقویم خبری» که در «معماری سنجشپذیر تغییر و اعتماد» رقم میخورد و سازمانها را از مرکز انتشار خبر به مرکز هوشمندی ارتباطی ارتقا میدهد.
به باور این استاد ارتباطات سازمانها امروز بیش از هر زمان دیگری خبر، گزارش و محتوا منتشر میکنند؛ اما بیشتر سخن گفتن، الزاماً به بهتر فهمیدهشدن، افزایش اعتماد یا همراهی بیشتر ذینفعان منجر نشده است. در عصر هوش مصنوعی، مزیت ارتباطی سازمانها دیگر فقط در سرعت و حجم تولید محتوا نیست؛ این مزیت به توان تشخیص مسئله، فهم ذینفع، انتخاب راهبردی، معماری معنا، مدیریت نقاط تماس و سنجش تغییری وابسته است که ارتباطات در تصمیم، اعتماد و رفتار ایجاد میکند.
شکری خانقاه با تشریح هشت اصل برای بازطراحی برنامههای ارتباطی سازمانها تأکید کرد: «برنامه راهبردی ارتباطی، برنامه تولید محتوا نیست؛ معماری جریانِ مسئله، ذینفع، بینش، پیام، تصمیم و اعتماد است.»
وی با اشاره به پیچیدهتر شدن محیط تصمیمگیری سازمانها گفت: الگوی سنتی برنامهریزی ارتباطی که با تولید پیام آغاز میشود، به انتخاب رسانه میرسد و با گزارش تعداد فعالیتها پایان مییابد، دیگر پاسخگوی مسائل مدیران و سازمانهای امروز نیست.
به گفته شکری خانقاه، برنامهریزی ارتباطی باید از یک مسئله واقعی آغاز شود و در پایان بتواند نشان دهد که چه تغییری در ادراک، رفتار، اعتماد، تصمیم یا تجربه ذینفع ایجاد کرده و این تغییر چه ارزشی برای سازمان و جامعه ساخته است.
نویسنده کتابهای «برنامهریزی راهبردی ارتباطی در روابط عمومی» و «مدیریت ارتباطات راهبردی و روابط عمومی هوشمند» افزود: «روابط عمومی زمانی شریک راهبردی مدیرعامل میشود که از گزارش آنچه انجام داده است، به توضیح آنچه تغییر داده است برسد.»
وی این …







