به گزارش ایسنا، متن یادداشت بدین شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
پنج سال گذشت...
پنج سال از رفتن برادرم، استاد محمدرضا حکیمی؛ و پیش از او، برادر دیگرم، حاج شیخ علی آقا؛ دو برادری که یک عمر، در کنار یکدیگر، از روزهای سخت غربت دین و عدالت گفتیم و نوشتیم و کوشیدیم آنچه از قرآن و تعالیم پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) فهمیدهایم، بیپیرایه و بیملاحظه این و آن، به نسلهای پس از خود برسانیم.
اکنون من ماندهام و خاطرهٔ بیش از هشتاد سال زندگی با دو برادر؛ از خانه پدری در مشهد، از حوزه و درس و کتاب، از استادان بزرگ مکتب معارف خراسان، از شبها و روزهای تألیف «الحیات»، تا گفتوگوهای بیپایان دربارهٔ انسان، توحید، عدالت، فقر، محرومان و آن اسلامی که اگر در زندگی انسان و جامعه حضور یابد، باید نخست آثار آن را در زندگی فرودستان و محرومان بتوان دید.
محمدرضا، بیش از آنکه اهل سخن باشد، اهل درد بود.
درد دین داشت؛ اما دینی که از انسان جدا نیست.
درد قرآن داشت؛ اما قرآنی که برای اقامهٔ قسط آمده است. …













