
برای فهم تحولات امروز منطقه، نمیتوان تنها به رویدادهای روز و حملات نظامی اخیر نگاه کرد. بخشی از آنچه امروز در برابر ایران جریان دارد، ریشه در تجربه چند دهه سیاست آمریکا در خاورمیانه دارد؛ از تحریم و مهار عراق پس از جنگ خلیج فارس تا حمله سال ۲۰۰۳ و سقوط صدام حسین.
با این حال، مقایسه ایران و عراق تنها زمانی میتواند راهگشا باشد که تفاوتهای عمیق دو کشور نیز در نظر گرفته شود. ایران از نظر جغرافیا، جمعیت، ظرفیت اقتصادی، موقعیت منطقهای و ساختار اجتماعی با عراقِ دوران صدام تفاوتهای اساسی دارد و نمیتوان انتظار داشت همان نسخه دقیقاً به همان نتیجه منجر شود.
در این میان، شاید مهمترین متغیر نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی کشور، بلکه رابطه میان حکومت و جامعه باشد. تحریم و فشار خارجی زمانی میتواند آثار سیاسی عمیقتری ایجاد کند که شکاف میان دولت و جامعه افزایش یافته باشد. از همین منظر، مقابله با فشار خارجی فقط یک مسئله نظامی و سیاست خارجی نیست؛ بلکه به کیفیت حکمرانی، مبارزه با فساد، کاهش نارضایتی، روشن شدن مراکز تصمیمگیری و توانایی حکومت برای شنیدن مطالبات جامعه نیز ارتباط پیدا میکند.
بر همین اساس، پرسش اصلی این است: آیا آمریکا در قبال ایران در حال تکرار الگوی عراق است، یا ایران به دلیل تفاوتهای بنیادین خود میتواند مسیر متفاوتی را رقم بزند
سیدعلی حسینی کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل در گفتوگو با ایسنا به این پرسش پاسخ داد.
متن این گفتوگو به در زیر میآید:
پرسش: اگر بخواهیم تحولات اخیر منطقه و جنگ را ریشهایتر بررسی کنیم، آیا میتوان میان سیاست آمریکا در قبال عراق و سیاست کنونی این کشور در قبال ایران شباهتی پیدا کرد؟
پاسخ: به نظر من برای فهم تحولات کنونی باید کمی به عقب برگردیم. در سال ۱۹۹۱، پس از تحولات مربوط به عراق و جنگ خلیج فارس، ایدهای تحت عنوان «مهار دوگانه» در سیاست آمریکا مطرح شد. این سیاست در ادامه مسیری را شکل داد که از سال ۱۹۹۱ تا سال ۲۰۰۳ ادامه پیدا کرد و نهایتاً به حمله آمریکا و سقوط صدام حسین انجامید.
وی گفت: مهار عراق دو پایه اصلی داشت: نخست، تحریمهای اقتصادی و نفتی و دوم، ایجاد وضعیت «نه جنگ و نه صلح». …













