
به گزارش ایسنا، محمدرضا گیلانی کارشناس مسائل بینالملل در یادداشتی با عنوان«پیمان مکه؛ ناتوی جدید غرب آسیا یا تکرار تجربه ائتلافهای امنیتی؟» نوشت: «یک پرسش میتواند معنای توافق دفاعی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را خلاصه کند: آیا شاهد تولد یک «ناتوی جدید» در غرب آسیا هستیم؟
این پرسش شاید در نگاه نخست اغراقآمیز به نظر برسد، اما بیدلیل مطرح نشده است. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره سازوکار توافق دفاع مشترک مکه گفته است که این سازوکار از نظر فنی با اصل پنجم پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مطابقت دارد؛ اصلی که بر اساس آن حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود.
توافق دفاع مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان در هفتم اوت در مکه و در شرایطی امضا شد که غرب آسیا یکی از حساسترین دورههای امنیتی خود را تجربه میکند. سه کشور تأکید کردهاند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه هیچ کشور مشخصی نیست. با این حال ترکیب اعضا، شرایط منطقهای و زمان امضای توافق پرسشهای مهمی درباره ماهیت و آینده آن ایجاد میکند. اما برای درک بهتر اهمیت این پیمان، شاید لازم باشد ابتدا نگاهی به خود ناتو بیندازیم.
ناتو نیز با تناقضهای خود روبهروست
هنگامی که پیمان مکه با ناتو مقایسه میشود، معمولاً ناتو بهعنوان الگوی موفق یک ائتلاف نظامی در نظر گرفته میشود. اما واقعیت این است که سازمان پیمان آتلانتیک شمالی نیز در سالهای اخیر با مجموعهای از اختلافات سیاسی و راهبردی مواجه بوده است. پررنگترین نمونه، ماجرای گرینلند است. آمریکا و دانمارک هر دو عضو ناتو هستند؛ اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ماههای اخیر فشار بر دانمارک برای در اختیار گرفتن گرینلند را افزایش داده است؛ منطقهای خودمختار که بخشی از پادشاهی دانمارک محسوب میشود. ترامپ حتی در مقاطعی حاضر نشد استفاده از زور را برای دستیابی به این هدف منتفی بداند.
این وضعیت یک تناقض اساسی ایجاد میکند: وقتی یکی از اعضای یک ائتلاف نظامی بر سر مسئلهای سرزمینی به عضو دیگر فشار وارد میکند، «دفاع جمعی» دقیقاً چه معنایی پیدا میکند؟
البته نباید از این مسئله نتیجه گرفت که ناتو در آستانه فروپاشی قرار دارد. چنین برداشتی با واقعیتهای موجود سازگار …








