
صنایع دستی ایران با وجود پیشینهای چند هزار ساله و جایگاهی شناختهشده در فرهنگ و اقتصاد، اکنون با پرسشهای جدی درباره آینده نیروی انسانی خود روبهروست. هر سال دانشجویانی با علاقه به هنرهای سنتی وارد دانشگاه میشوند و فارغالتحصیلانی با امید به فعالیت حرفهای از آن خارج میشوند، اما فاصله میان آموزش دانشگاهی، مهارتهای مورد نیاز بازار و فرصتهای شغلی، تجربهای متفاوت برای بسیاری از آنها رقم زده است. ایسنا در این پرونده با دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید رشته صنایع دستی گفتوگو میکند تا از دل روایتهای آنان، تصویری از وضعیت آموزش، بازار کار، چالشها و چشمانداز این رشته ترسیم کند.
پارسا عبداللهی، فارغالتحصیل رشته صنایع دستی، در ارزیابی کیفیت آموزش دانشگاهی در رشته صنایع دستی، به ایسنا گفت: به نظر من یکی از مسائلی که در دانشگاه وجود دارد، تکثر بالای گرایشهای آموزشی در حوزه صنایع دستی است. برای مثال، قرار است بافت را به دانشجو آموزش دهند، اما تنها یک ترم برای آن در نظر گرفته میشود. همچنین طراحی سنتی ۱ و ۲ نیز در یک بازه زمانی محدود ارائه میشود. در چنین شرایطی، به نظر من امکان یادگیری کامل و عمیق یک هنر وجود ندارد.
او افزود: دانشجو تازه زمانی که میخواهد با یک هنر ارتباط برقرار کند و در آن مهارت بیشتری به دست آورد، بلافاصله مبحث تغییر میکند و وارد حوزه هنری دیگری میشود که اساساً تفاوت زیادی با موضوع قبلی دارد. به نظرم این تکثر بیش از اندازه است و اینکه دانشجو از همان ابتدا روی یک رشته یا گرایش خاص تمرکز نمیکند، کیفیت آموزش را کاهش میدهد.
این هنرمند با بیان اینکه تعداد واحدهای درسی شاید مناسب باشد، اما نحوه توزیع و تنوع آنها مسئلهساز است، اظهار کرد: برای مثال، دانشجو در ترم سوم طراحی سنتی دارد، در ترم چهارم به یکباره وارد حوزه بافت میشود و پس از آن نیز به سراغ شیشه میرود. در واقع، دانشجو در هیچکدام از این حوزهها فرصت پیدا نمیکند به تخصص کافی برسد؛ یعنی در نهایت، «همهکاره و هیچکاره» تربیت میشود. به نظر من مدت زمانی که در سال آخر به انتخاب یک تخصص اختصاص داده میشود نیز باید تغییر کند. در حال حاضر دانشجو در سال آخر، یک گرایش تخصصی مانند فلز را انتخاب میکند و دیگری به سراغ حوزهای دیگر میرود، اما به نظرم این دوره تخصصی …

