محسن سوهانی در گفتوگوی تفصیلی با ایسنا، در تشریح ریشههای رویکرد ترکیه در حوزه دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم، به مفهوم «حکمرانی» اشاره کرد و گفت: اگر بخواهیم ریشههای این مسئله را بررسی کنیم، باید به سراغ رویکردهای حکمرانی در ترکیه، از جمله حکمرانی فرهنگی برویم.
او با بیان اینکه حکمرانی در سادهترین تعریف، بالاترین سطح خطمشیگذاری و راهبری یک کشور است، اظهار کرد: در علوم انسانی و از منظر مدیریت، با سطوح مختلفی مواجه هستیم؛ یک سطح، مدیریتهای تخصصی مانند مدیریت بازرگانی است، سطح بالاتر مدیریت دولتی یا مدیریت عمومی قرار میگیرد و در سطحی بالاتر، این موضوع به علوم سیاسی پیوند میخورد و یک حوزه میانرشتهای را شکل میدهد که در دنیا تحت عنوان «Governance» یا حکمرانی شناخته میشود.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: کشورهای مختلف بهطور ویژه روی مسئله حکمرانی کار میکنند و یکی از نمونههای قابل توجه آن «مدرسه حکمرانی جان اف. کندی دانشگاه هاروارد» است. جوزف نای، که بهعنوان مبدع کلیدواژه «قدرت نرم» شناخته میشود و تا پیش از درگذشتش مدیریت این مدرسه را بر عهده داشت، از چهرههای شناختهشده این حوزه بود. حکمرانی به مثابه رهبری ارکستر
او با تشبیه حکمرانی به رهبری یک ارکستر، توضیح داد: عرصه حکمرانی در واقع شبیه رهبر یک ارکستر است که باید سازهای مختلف را در جهت یک هدف مشخص و بر اساس یک نت از پیش نوشتهشده که همان راهبردهای ملی است، با یکدیگر هماهنگ و تنظیم کند، تضادهای آنها را برطرف کرده و میان آنها هماهنگی ایجاد کند تا همه در چارچوب اهداف راهبردی ملی حرکت کنند. بنابراین، حکمرانی یعنی ایجاد هماهنگی میان ذینفعان مختلفی که ممکن است در یک جامعه، سازمان یا نهاد، اختلاف سلیقه و دیدگاه داشته باشند و در عین حال، استفاده از ظرفیتهای آنها در جهت تحقق اهداف راهبردی. یکی از شاخههای این حوزه نیز «حکمرانی فرهنگی» است.
سوهانی با اشاره به اهمیت مفهوم «خطمشیگذاری عمومی» یا Public Policy در مدیریت راهبردی و حکمرانی، گفت: خطمشیهای عمومی مانند ریلهایی هستند که شامل قواعد، قوانین و دیگر سازوکارهای سیاستگذاری میشوند و این ریلها ظرفیتها و منابع مختلف جامعه را در چارچوب رسیدن به اهداف مشخص تنظیم میکنند. بنابراین، برای هر کشور بسیار مهم است که بتواند یک حکمرانی فرهنگی بهینه برای خود داشته باشد. چالشهای ترکیه در دستیابی به دیپلماسی فرهنگی
نویسنده کتاب «جادوی قهوه ترک؛ قدرت نرم و دیپلماسی عمومی به سبک ترکیه» در ادامه با اشاره به تجربه ترکیه در این زمینه اظهار کرد: اگر بخواهیم تاریخ حکمرانی در ترکیه را مرور کنیم، با یک چالش بزرگ مواجه میشویم؛ اینکه دولت صاحب قدرت در ترکیه و حزب عدالت و توسعه، رویکردی ایدئولوژیک و مذهبی دارند و به جریانهای سنی و اخوانی نزدیک هستند و از تفکر اخوانالمسلمین تأثیر پذیرفتهاند. چالشی که این نوع تفکرات ایدئولوژیک با تعریف علمی حکمرانی دارد، این است که گاهی اصول ایدئولوژیک با مصلحت در تضاد قرار میگیرند. اساس حکمرانی، تدبیر مصلحت است، در حالی که ایدئولوژی، بهویژه در خوانش خاص سلفیگرایانهای که اخوانالمسلمین دارند، تا حد زیادی تابع اصول جزمی، خشک و غیرمنعطف است.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تحولات سیاسی ترکیه در دوره نجمالدین اربکان گفت: در مقطعی و در دوره نجمالدین اربکان، تُرکها توانستند این چالش و تعارض را تا حدود زیادی با یک مدل خاص حکمرانی حل کنند و بیشتر دال گفتمانی عدالت و توسعه را بهعنوان اولویتهای اسلام در سطح حکمرانی مطرح کردند. نتیجه این روند را بعدها شاهد بودیم؛ از دل همین جریان، رجب طیب اردوغان به قدرت رسید و در ادامه نیز چهرههای دیگری مانند هاکان فیدان، که در حال حاضر وزیر امور خارجه ترکیه است و ابراهیم کالین، که اکنون ریاست سازمان اطلاعات ترکیه را بر عهده دارد، به چهرههای مهم و کلیدی این ساختار تبدیل شدند. آغاز یک مسیر جدید از ابتدای قرن ۲۱
این فعال حوزه مدیریت فرهنگی با بیان اینکه توجه به حکمرانی فرهنگی در دل این مدل حکمرانی بهتدریج جایگاه ویژهای پیدا کرد، اظهار کرد: اگر مجموع این تاریخ را مرور کنیم، میبینیم که در دل این مدل حکمرانی، توجه ویژهای به مسئله حکمرانی فرهنگی شکل گرفت و آنها یک خطمشی مشخص را تعریف و بهصورت مرحلهبهمرحله دنبال کردند. برای مثال، اگر فقط حوزه فیلم و سریال را بررسی کنیم، میبینیم که از ابتدای سالهای قرن بیستویکم، بهویژه از حدود سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ میلادی، ترکیه بهتدریج تولید فیلم و سریال خود را بر اساس این سیاستگذاری پیش برد. آنها گامبهگام حرکت کردند و نتیجه این روند پس از یک دوره حدودا ۱۰ ساله، خود را نشان داد.
سوهانی افزود: بهتدریج صنعت فیلم و سریال ترکیه شکل گرفت و به جایگاهی رسید که پس از آمریکا، به یکی از مهمترین و بزرگترین صنایع تولید فیلم و سریال در جهان تبدیل شد. این صنعت علاوه بر جنبههای اقتصادی، اهداف فرهنگی مشخصی را نیز دنبال میکرد که از جمله مهمترین آنها میتوان به برندسازی ملی اشاره کرد؛ موضوعی که اهمیت بسیار زیادی دارد.
او با تأکید بر پیوند صنعت سریالسازی ترکیه با دیپلماسی عمومی اظهار کرد: ترکیه در کنار اهداف اقتصادی و فرهنگی، توانست از ظرفیت فیلم و سریال برای پیشبرد دیپلماسی عمومی نیز با موفقیت استفاده کند و در نتیجه، این تجربه را بیش از هر چیز باید در چارچوب یک سیاستگذاری و حکمرانی فرهنگی منسجم دید.
قدرت نرم ترکیه وامدار چه کسی است؟
سوهانی در ادامه با اشاره به یکی از منابع مورد توجه در بررسی قدرت نرم ترکیه گفت: یکی از منابع قابل توجه در این زمینه، مقالهای است که «ابراهیم کالین» نوشته و من ترجمه و تحلیل آن را در کتاب «جادوی قهوه ترک؛ قدرت نرم و دیپلماسی عمومی به سبک ترکیه» نیز بررسی کردهام. کالین از چهرههای مهم فکری و فرهنگی ترکیه است؛ او استادتمام رشته فلسفه بوده و از شاگردان سیدحسین نصر به شمار میرود و در حوزه عرفانپژوهی، با تمرکز ویژه بر ملاصدرا، فعالیت کرده و رساله دکتری خود را نیز در همین زمینه نوشته است.
او افزود: نکته جالب درباره «کالین» این است که در عین حضور در ساختار سیاسی ترکیه، چهرهای فعال در حوزه فرهنگ و هنر نیز محسوب میشود. او در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، ویدئوهایی درباره فلسفه و ملاصدرا تولید میکند و در حوزه موسیقی نیز فعالیت دارد و بهعنوان خواننده و نوازنده، آثار و کلیپهایی منتشر کرده است. به تعبیر دیگر، او فردی است که ارتباط نزدیکی با هنر، فرهنگ و مطالعات فرهنگی دارد. ریشه موفقیت ترکیه در هویت ایرانی
این مدرس دانشگاه با اشاره به مقاله «کالین» درباره قدرت نرم ترکیه اظهار کرد: او در این مقاله، مدل قدرت نرم ترکیه و سازوکار دیپلماسی عمومی موفق این کشور را توضیح داده و نشان داده است که چگونه میتوان با استفاده از ظرفیت فرهنگ، هنر و ادبیات، بهویژه عرفان و تصوف، دامنه نفوذ فرهنگی را از منطقه بالکان تا شمال آفریقا و دیگر مناطق جهان گسترش داد. نکته قابل تأمل این است که بخش مهمی از آنچه «کالین» روی آن کار کرده و به موفقیت ترکیه در بسیاری از زمینهها کمک کرده، ریشه در فرهنگ و هویت ایرانی و عرفان ایرانی دارد؛ بهویژه فرهنگ و اندیشه مولانا. ما میدانیم که زبان دیوانی عثمانی نیز تا چند قرن پیش، فارسی بوده و آثار فراوانی از این میراث در موزهها و دیگر فضاهای فرهنگی ترکیه، از جمله موزه «توپقاپی» باقی مانده است. زمین رقابت را به راحتی واگذار کردیم
سوهانی با بیان اینکه ترکیه توانسته از این میراث فرهنگی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند، گفت: آنها توانستند از این ظرفیت به نفع خود استفاده کنند و آن را در چارچوب برندسازی ملی به کار بگیرند. این در حالی است که متأسفانه ما در ایران نه سند قابل توجهی در حوزه سیاست فرهنگی و خطمشیگذاری فرهنگی داریم و نه توانستهایم آنگونه که باید از ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی خود استفاده کنیم. در نتیجه، زمین را بهراحتی واگذار کردهایم و طبیعی است که دیگران نیز از این ظرفیتها در جهت منافع خود استفاده مطلوب کنند.
او تصریح کرد: نتیجه این روند برای ترکیه، علاوه بر برندسازی ملی، نوعی صنعتیسازی فرهنگ و هنر بوده است؛ یعنی فرهنگ و هنر در کنار ایجاد درآمد، به ابزاری برای اثرگذاری بر افکار عمومی و افزایش نفوذ تبدیل شده است. ضرورت حل تضادها و همراهی بخش خصوصی
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که این موفقیت تا چه اندازه حاصل سیاستگذاری حاکمیتی بوده و چه میزان از آن به فعالیت بخش خصوصی، هنرمندان، صنعتگران و فعالان حوزه گردشگری مربوط میشود، توضیح داد: این موضوع به رویکردهای اجرایی و نحوه پیادهسازی خطمشیها بازمیگردد. در حوزه حکمرانی و مدیریت دولتی میتوان بهطور کلی دو رویکرد متفاوت را در نظر گرفت؛ یک نگاه چپ که بیشتر کنترلگرایانه است و بر کنترل و نفوذ حداکثری دولت تأکید دارد و نگاه دیگری که بیشتر بر بخش خصوصی و استفاده از ظرفیتهای آن تکیه میکند.
او افزود: در کشور ما نیز در اصل ۴۴ قانون اساسی بر همین موضوع تأکید شده است؛ یعنی ما به این نتیجه رسیدهایم که مدل توسعه و پیشرفت، در گرو استفاده از ظرفیتهای بخش خصوصی و همراهسازی و همگامسازی آن با اهداف ملی است. بنابراین، خطمشیگذاری الزاما به معنای اعمال نفوذ یا کنترل نیست، بلکه معنای علمی و تخصصی حکمرانی دقیقا این است که چگونه بتوانیم ذینفعان مختلف یک جامعه، بهویژه فعالان بخش خصوصی را با وجود همه تضادها و تعارضهایی که ممکن است وجود داشته باشد، با اهداف راهبردی ملی همراه کنیم.
سوهانی با تأکید بر اینکه حل تضادها و ایجاد همراهی، کارکرد اصلی حکمرانی است، گفت: نکته و کارکرد اصلی حکمرانی به معنای تخصصی این است که بتواند تضادها و تعارضها را حل کند تا همراهی و همگامی شکل بگیرد و از ظرفیت بخش خصوصی استفاده شود. بخش بزرگی از موفقیت کشورهایی که توانستهاند دیپلماسی عمومی و قدرت نرم قابل توجه و موفقی ایجاد کنند، به این برمیگردد که توانستهاند از ظرفیتهای مختلف جامعه خود، بهویژه بخش خصوصی، استفاده کنند. آنها به این بخش میدان دادهاند، فضای مناسبی برای فعالیت ایجاد و از فعالان آن حمایت کردهاند تا بتوانند در راستای سیاستهای کلان کشور حرکت کنند. چرا سریالهای ترکی موفق شدند؟
این فعال حوزه مدیریت فرهنگی با اشاره به امکان بررسی نمونههای مشخص در صنعت سریالسازی ترکیه گفت: حتی میتوان این موضوع را بهصورت موردی در برخی سریالهای ترکیه بررسی کرد؛ چراکه در این نمونهها میتوان بهطور دقیق دید که چگونه سیاستگذاری عمومی با ظرفیت بخش خصوصی و صنعت فرهنگ پیوند خورده است.
او همچنین درباره دلایل ماندگاری و فراگیری سریالهای ترکیه در میان مخاطبان کشورهای مختلف اظهار کرد: اگر از منظر فنی و تخصصی به صنعت سریالسازی نگاه کنیم، یکی از مهمترین دلایل موفقیت ترکیه این است که توانسته به یک «سبک» مشخص برسد. خود مفهوم سبک، کلیدواژه مهمی در تولید اثر هنری است؛ به این معنا که بتوان میان ابعاد فنی و تخصصی تولید یک اثر و جنبههای محتوایی و هویتی آن، پیوندی ویژه برقرار کرد و به چارچوبی منحصربهفرد رسید.
مدیرکل هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش با بیان اینکه «صاحبسبک شدن» از دیرباز یکی از مهمترین فضیلتهای یک هنرمند یا تولیدکننده اثر هنری محسوب میشود، افزود: ترکیه نیز توانسته با پیوند میان زمینههای راهبردی مختلف، به یک سبک مشخص در تولید فیلم و سریال برسد. آنها از یک سو از میراث عثمانی و نفوذ فرهنگی این امپراتوری در بخشهایی از جهان استفاده کردهاند، از سوی دیگر مفاهیمی را که از دوره آتاتورک و در قالب پروژه مدرنیزاسیون شکل گرفته، در نظر داشتهاند و در کنار آن، اهداف و سیاستهای حزب عدالت و توسعه و همچنین مؤلفههای هویت تاریخی خود را نیز وارد این چارچوب کردهاند. همراهی مخاطبان عام؛ از ایران تا آمریکای لاتین
این مدرس دانشگاه ادامه داد: مجموعه این عناصر در قالب زبان روایی جذاب و داستانهای متنوع ارائه شده است؛ بهگونهای که سریالهای ترکیه از نظر موضوعی میتوانند طیف گستردهای از مخاطبان را پوشش دهند. نکته مهم این است که آنها به سطحی از تولید رسیدهاند که از یک سو نسبتا سریع، آسان و کمهزینه انجام میشود و از سوی دیگر، از روایت، درام و تعلیق جذابی برای مخاطب عام برخوردار است.
او با اشاره به گستره جغرافیایی مخاطبان سریالهای ترکیه گفت: یکی از نکات جالب این است که سریالهای ترکیه در جغرافیاهای بسیار متفاوتی از جمله کشورهای آمریکای لاتین، اروپا، آمریکا، ایران و دیگر کشورها توانستهاند مخاطب عام پیدا کنند. این فراگیری نشان میدهد که آنها در روایتگری و در سنگ بنای اولیه آن، یعنی فیلمنامه، به سبکی دست یافتهاند که در عین حفظ جذابیتهای دراماتیک، تعلیق و مؤلفههای تخصصی روایت، بتواند اهداف مورد نظر آنها را نیز پیش ببرد. از طرف دیگر، این سبک روایت و تولید باید با جنبههای صنعتی و درآمدزای اثر نیز سازگار باشد. ترکیه توانسته این اضلاع مختلف را تا حد قابل توجهی با یکدیگر پیوند دهد و از دل این پیوند، سبک مشخصی در تولید فیلم و سریال ایجاد کند و به مرور آن را توسعه دهد. چرا موفق نبودهایم؟
سوهانی در ادامه در پاسخ به این پرسش که چرا ترکیه با وجود قرابتهای فرهنگی با ایران توانسته در حوزه برندسازی فرهنگی موفقتر عمل کند، در حالی که ایران از غنای فرهنگی بیشتری برخوردار است، گفت: مهمترین و نخستین عامل را «فقدان ملموس حکمرانی فرهنگی» در کشورمان میدانم. منظور از حکمرانی فرهنگی این است که بتوانیم متناسب با راهبردهای ملی، ظرفیتهای ارزشمندی را که در اختیار داریم شناسایی کنیم و در یک مسیر مشخص به کار بگیریم. ترکیه نیز اتفاقا از نظر محتوایی، هویتی و تاریخی، بخشی از همان ظرفیتهایی را که در اختیار ماست، به نفع خود به کار گرفته و از فرهنگ و هویت عرفانی ایرانی ـ اسلامی استفاده کرده است. اینها گنجینه میراث ملی ما ایرانیهاست، اما پرسش این است که چرا خودمان از این ظرفیتها بهره نمیبریم؟









