امیرعباس ربیعی -کارگردان و نویسنده فیلم سینمایی «لباس شخصی»- در گفتوگو با ایسنا، از جزئیات ساخت این اثر، چرایی انتخاب سوژه نفوذ در اوایل انقلاب، علت هفت سال تأخیر در اکران و بازخوردهای سیاسی و مردمی آن سخن گفت.
این فیلم که به تهیهکنندگی حبیب والینژاد در سال ۱۳۹۸ تولید شده، برای نخستین بار پس از هفت سال از تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ روی پرده سینما رفته است. مشروح این مصاحبه در ادامه بخوانید:
ایسنا: «لباس شخصی» یکی از فیلمهایی است که به موضوع نفوذ در ایران آن هم در اوایل انقلاب اسلامی میپردازد. چه شد به سراغ موضوع نفوذ رفتید؟
ربیعی: درباره علت پرداختن به موضوع نفوذ در فیلم «لباس شخصی»، باید گفت که موضوع نفوذ همواره برای من یک مسئله جدی بوده است، اما فراتر از یک پرونده امنیتی و اطلاعاتی، بیشتر شاید یک سوال از امکاناش، شناخت اطرافیان و امکان اعتماد بود که آیا انسانها همان چیزی هستند که نشان میدهند یا نه، بهویژه در امر سیاست.
متأسفانه ذات فعال سیاسی بدون ایمان، این است که آنچه نشان میدهد و آنچه در باطن دارد، در تضاد قرار میگیرد. این مسئلهای است که به گمان من همواره در فعالیتهای سیاسی کشورمان، چه در امروز و چه در تاریخ، بهویژه تاریخ معاصر و اوایل انقلاب، مصداق داشته است.
هنگامی که در سالهای ابتدایی انقلاب پژوهش میکردم، دریافتم که پرونده نفوذ حزب توده، یک عملیات جاسوسی ساده نبوده است. مسئله نفوذ از آن رو اهمیت داشت که نظام و انقلاب نوپا، تازه به وجود آمده بود و دشمن برای ضربه زدن به این نظام تازهتأسیس، سعی کرده بود از همه چیز استفاده کند.
در این میان، ایمان صادقانه نیروهای انقلابی گاهی مورد سوءاستفاده قرار میگرفت، بهویژه در میان نیروهای چپ. آنچه مرا جذب کرد، نه ابعاد پیچیده جاسوسی یا جنبههای امنیتی قضیه، بلکه یک امر فلسفی و انسانی بود؛ این پرسش که چگونه یک انسان باورمند در دام نفوذ حسابشدهای قرار میگیرد که خود نیز تصور میکند در حال خدمت است، اما در واقع ابزار دشمن شده است.
این دوگانگی میان باور و وفاداری و قرار گرفتن در مسیر خیانت، هسته دراماتیک فیلم بود که مرا به شدت جذب کرد و انگیزه کار بر روی آن را فراهم آورد.
ایسنا: در میان موضوعات مرتبط با نفوذ، موارد دیگری هم وجود دارد، دلیل انتخاب سوژه حزب توده چه بود؟ …













