
زهرا بهاروند ایراننیا در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به چالشهای موجود در نظام آموزشی کشور اظهار کرد: آموزش و پرورش با یک تناقض اساسی مواجه است؛ از یک طرف، اهداف آموزشی در سطوح بالاتر مانند خلاقیت، تحلیل، قضاوت و پرورش دانشآموزان متفکر تعریف میشود، اما از طرف دیگر، ابزارهای سنجش و ارزیابی عمدتاً بر حافظه و توانایی حفظ جزئیات استوار هستند.
وی افزود: مؤلفان کتابهای درسی تلاش میکنند دانشآموزانی تربیت شوند که توانایی تفکر انتقادی، حل مسئله و تحلیل داشته باشند، اما وقتی معیار موفقیت دانشآموز، کسب نمره بالا در آزمونهای تستی و قبولی در کنکور باشد، مسیر یادگیری به سمت حفظ کردن مطالب تغییر پیدا میکند.
این دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: شیوههای ارزشیابی نقش تعیینکنندهای در جهتدهی رفتار آموزشی دانشآموزان دارند. زمانی که آزمونها بیشتر حافظه را مورد سنجش قرار میدهند، طبیعی است که دانشآموز نیز به جای فهم عمیق مطالب، به دنبال یادگیری سریع و حفظ کردن نکات جزئی باشد.
بهاروند ایراننیا با اشاره به تغییر رویکرد در آزمونهای تحصیلی گفت: در گذشته، برخی آزمونهای مهم با سؤالات تشریحی و زمان کافی، توانایی تحلیل، استدلال و خلاقیت داوطلبان را ارزیابی میکردند، اما امروز غلبه آزمونهای تستی باعث شده بخش مهمی از فرآیند یادگیری به سمت محفوظات سوق پیدا کند.
وی تصریح کرد: این وضعیت نه تنها خلاقیت دانشآموزان را محدود میکند، بلکه فرصت قضاوت، تحلیل و ارائه دیدگاه شخصی را نیز از آنها میگیرد؛ در حالی که هدف اصلی تعلیم و تربیت باید پرورش انسانهایی توانمند برای مواجهه با مسائل واقعی زندگی باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به نقش مدیران مدارس در ایجاد تحول آموزشی گفت: حتی اگر مدیری دغدغهمند بخواهد با روشهایی مانند قصهگویی، نمایش خلاق، فعالیتهای گروهی و برنامههای تربیتی، فضای مدرسه را پویا کند، ممکن است با مقاومت سیستم آموزشی، خانوادهها و حتی برخی دانشآموزان مواجه شود.
وی افزود: در بسیاری از موارد، موفقیت مدرسه با تعداد قبولیهای کنکور و پذیرش دانشآموزان در مدارس خاص سنجیده میشود و همین موضوع باعث شده فعالیتهایی که به رشد خلاقیت، مهارتهای اجتماعی و تربیت همهجانبه کمک میکنند، …












