
کیومرث احمدی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تفاوت استاندارد ملی نظام کوچینگ سازمانی با استانداردهای بینالمللی آموزش کوچینگ، اظهار کرد: در دنیا نهادهای معتبری همچون «فدراسیون بینالمللی کوچینگ» (ICF) در آمریکا و «انجمن بینالمللی کوچینگ» (ICI) در آلمان، مسئول تدوین استانداردهای آموزش کوچینگ و صلاحیتبخشی به کوچها هستند. این نهادها مشخص میکنند که یک کوچ در هر سطح چه میزان آموزش ببیند و چه شایستگیهایی کسب کند.
وی افزود: استاندارد ملی نظام کوچینگ سازمانی، برخلاف این استانداردها، بر آموزش کوچ تمرکز ندارد، بلکه به استقرار و پیادهسازی نظام کوچینگ در سازمانها میپردازد. در این چارچوب، سازمانها میتوانند از کوچهای حرفهای با گرایشهای مختلف از جمله کوچ رهبری، کوچ اجرایی، کوچ تیمی و کوچ تعارض استفاده کنند؛ فارغ از اینکه مدارک خود را از نهادهای بینالمللی یا مراکز آموزشی معتبر داخل کشور دریافت کرده باشند.
احمدی، هدف اصلی این استاندارد را ایجاد یک چارچوب واحد برای ساماندهی خدمات کوچینگ در سازمانهای کشور دانست و گفت: در سالهای گذشته، به دلیل پراکندگی آموزشها و خدمات کوچینگ، مرجع واحدی برای ارزیابی وضعیت سازمانها وجود نداشت. این استاندارد مانند یک خطکش یا تراز عمل میکند و مشخص میسازد هر سازمان تا چه اندازه از نظام کوچینگ برخوردار است و در چه سطحی از بلوغ قرار دارد.
وی، با تأکید بر اینکه کوچینگ آینده رهبری و مدیریت سازمانهاست، تصریح کرد: کوچینگ موجب میشود کارکنان مسئولیتپذیرتر، متعهدتر، توانمندتر و خلاقتر شوند و در حل مسائل سازمان نقش فعالتری ایفا کنند. در چنین رویکردی، مدیر تنها تصمیمگیرنده و توزیعکننده راهکار نیست، بلکه کارکنان نیز در تولید ایده و حل چالشها مشارکت مؤثر دارند.
این پژوهشگر حوزه کوچینگ درباره نحوه استقرار این نظام در سازمانها بیان کرد: نخستین گام، ارزیابی وضعیت موجود بر اساس استاندارد است. در این مدل، پنج سطح بلوغ شامل «تصادفی»، «مقدماتی»، «میانی»، «پیشرفته» و «متعالی» تعریف شده است. هر سازمان پس از شناسایی سطح بلوغ خود، میتواند برای ارتقا به سطح بالاتر برنامهریزی کند.
وی ادامه داد: اگر سازمانی در سطح تصادفی قرار داشته باشد، باید اقدامات اولیه برای توسعه کوچینگ را آغاز کند و اگر در سطح …












