قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

عقب‌ماندگی اراک با شتاب چند برابری، قابل جبران است/رسانه‌ها پشت صحنه اقدامات را روایت کنند

شهردار اراک با تأکید بر اینکه این شهر ظرفیت جبران عقب‌ماندگی‌های گذشته با شتابی چند برابر را دارد، گفت: نهضت توسعه در اراک آغاز شده و برای استمرار آن، همراهی مردم، دستگاه‌های اجرایی و شورای شهر و همچنین روایتگری دقیق و حرفه‌ای رسانه‌ها ضروری است.
 عقب‌ماندگی اراک با شتاب چند برابری، قابل جبران است/رسانه‌ها پشت صحنه اقدامات را روایت کنند

علیرضا محمودی در جریان بازدید از دفتر خبرگزاری ایسنا به مناسبت روز خبرنگار، اظهار کرد: روز خبرنگار بهانه‌ای برای حضور در جمع اصحاب رسانه و قدردانی از سربازان گمنام عرصه اطلاع‌رسانی است؛ خبرنگارانی که در بسیاری از مواقع با وجود مسئولیت سنگین و فشارهای موجود، صدای مردم را به مسئولان منتقل می‌کنند.

وی با اشاره به جایگاه مطالبه‌گری در رسانه افزود: خبرگزاری ایسنا از رسانه‌های خوب و باکیفیت است و رویکرد مطالبه‌گرانه آن می‌تواند در شناسایی مسائل و کمک به اصلاح امور مؤثر باشد. رسانه باید در کنار نقد عملکرد مدیران، دغدغه پیشرفت شهر را نیز داشته باشد.

محمودی با بیان اینکه شیوه‌های اطلاع‌رسانی در سال‌های اخیر به‌شدت تغییر کرده است، تصریح کرد: امروز خبر با سرعت زیادی منتشر می‌شود و گاهی پیش از آنکه مسئول یا مدیر بتواند درباره یک موضوع توضیح دهد، تصویری از یک اتفاق منتشر و روایت‌های مختلفی درباره آن ساخته می‌شود. در چنین شرایطی، نقش رسانه‌های حرفه‌ای در ارائه اطلاعات دقیق و ایجاد تصویر درست از واقعیت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

شهردار اراک با تأکید بر اینکه بخش قابل توجهی از فعالیت‌های مدیریت شهری برای مردم قابل مشاهده نیست، گفت: گاهی یک پروژه ماه‌ها در زیر زمین یا پشت دیواره‌های کارگاه در حال اجراست، اما شهروند فقط خروج خاک از محل پروژه را می‌بیند و از حجم عملیات انجام‌شده اطلاعی ندارد. امروز در مرکز شهر اراک عملیات گسترده‌ای برای انتقال تأسیسات برق به زیر زمین در حال انجام است و تونل‌هایی برای ساماندهی شبکه‌های موجود حفر می‌شود تا بخش قابل توجهی از زوائد بصری برقی از منظر شهری حذف شود. همچنین عملیات اجرای فاضلاب مرکز شهر که سال‌ها با تأخیر مواجه بوده، اکنون با جدیت در حال انجام است.

وی با بیان اینکه عملیات عمرانی مرکز شهر همزمان با فعالیت کسبه و تردد شهروندان انجام می‌شود، اظهار کرد: رسانه می‌تواند این پشت صحنه را برای مردم روایت کند تا شهروند بداند در محل پروژه صرفا خاک‌برداری انجام نمی‌شود، بلکه زیرساخت‌هایی در حال ایجاد است که آثار آن در آینده برای شهر قابل مشاهده خواهد بود. در حال حاضر حدود ۷۰ پروژه در شهر اراک در حال اجراست. این پروژه‌ها تنها بخشی از اقدامات مدیریت شهری است و بسیاری از فعالیت‌ها در قالب این فهرست قرار نمی‌گیرند؛ از جمله رسیدگی مستمر به پارک‌ها، فضای سبز و خدمات شهری.

شهردار اراک افزود: اراک ۱۲۶ پارک دارد و طی سال‌های اخیر تجهیزات بازی این پارک‌ها ایمن‌سازی شده است. همچنین برای جلوگیری از ورود موتورسیکلت‌ها و ارتقای امنیت و آرامش پارک‌ها، اقدامات و هماهنگی‌های لازم با دستگاه‌های مرتبط انجام شده تا این فضاها برای شهروندان سالم‌تر، ایمن‌تر و بانشاط ‌تر باشند.

محمودی با اشاره به فشارهای اقتصادی موجود بر مردم و دستگاه‌های اجرایی گفت: شرایط اقتصادی کشور و مسائل معیشتی مردم را نمی‌توان نادیده گرفت. مدیریت شهری باید در کنار اجرای پروژه‌ها، مراقب کسب‌وکار مردم و آثار اقتصادی تصمیمات خود نیز باشد.

شهردار اراک درباره پروژه پیاده‌راه مرکز شهر نیز اظهار کرد: برای اجرای این پروژه زمان‌بندی ۱۸ ماهه پیش‌بینی شده است، اما باید توجه داشت که پروژه در قلب شهر و در شرایطی متفاوت از یک پروژه ساختمانی معمولی در حال اجراست. در مرکز شهر همزمان با اجرای عملیات عمرانی، کسبه فعالیت دارند، شهروندان تردد می‌کنند و مسائل مختلفی از جمله تأسیسات، فاضلاب، جداره‌سازی و ساماندهی زیرساخت‌ها باید مدیریت شود. به همین دلیل، اجرای پروژه پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.

محمودی با تأکید بر اینکه اصل پروژه و حتی شیوه اجرای آن باید متناسب با شرایط مورد توجه قرار گیرد، گفت: در روش اجرا ممکن است راهکارهایی مانند فعالیت شبانه بتواند بخشی از محدودیت‌ها را کاهش دهد، اما اجرای کامل این موضوع به امکانات و شرایط فنی بستگی دارد. جداره‌سازی مرکز شهر نیز در حال آغاز است و تلاش می‌شود سیمای این محدوده به هویت تاریخی خود نزدیک شود. در کنار آن، عملیات فاضلاب و ساماندهی تأسیسات نیز در حال انجام است.

محمودی با اشاره به تغییر شرایط ترافیکی اراک گفت: طی ۲۵ سال گذشته تعداد خودروها حدود ۳۰ برابر شده است و نمی‌توان با چنین شرایطی همچنان انتظار داشت مرکز شهر با الگوی گذشته اداره شود. نمی‌توان انتظار داشت شهروندان با خودرو وارد مرکز شهر شوند، توقف کنند و همانند گذشته رفت‌وآمد داشته باشند. اجرای پیاده‌راه بر اساس مطالعات کارشناسی، اسناد بالادستی، طرح‌های تهیه‌شده، نظر مشاوران و فرآیندهای قانونی انجام شده و در آینده یکی از افتخارات شهر اراک خواهد بود و احیانا اصل پروژه، انعطاف پذیر باشد.

شهردار اراک با اشاره به فشارها و نارضایتی‌های کوتاه‌مدت ناشی از اجرای پروژه گفت: بخشی از نارضایتی‌ها طبیعی است؛ چراکه اجرای پروژه در مرکز شهر محدودیت‌هایی برای شهروندان و کسبه ایجاد کرده است. با این حال، تلاش می‌کنیم با گفت‌وگو و همراهی کسبه، شرایط را مدیریت کنیم. باید به نقطه‌ای برسیم که کسبه و شهروندان خودشان آثار مثبت پروژه را ببینند و حتی برای ادامه و توسعه اقدامات شهری پیشقدم شوند.

محمودی با قدردانی از شهروندان اراکی اظهار کرد: مردم اراک بسیار همراه هستند. من در استان‌های مختلف فعالیت داشته‌ام و معتقدم مردم اراک در بسیاری از شرایط همراهی خوبی با مدیریت شهری داشته‌اند. ممکن است برخی اقدامات مدیریت شهری در کوتاه‌مدت نارضایتی ایجاد کند، اما اگر مردم بدانند پشت این اقدامات چه برنامه‌ای وجود دارد و چه خدمتی قرار است در نهایت به آنان ارائه شود، می‌توان انتظار همراهی بیشتری داشت.

شهردار اراک با تأکید بر ضرورت توضیح اقدامات مدیریت شهری برای مردم افزود: ما باید برای شهروندان توضیح دهیم که چه اتفاقی در شهر در حال رخ دادن است؛ اما این توضیح الزاماً نباید همیشه از زبان شهردار یا مدیران شهرداری باشد. گاهی مردم وقتی یک موضوع را از زبان رسانه‌ای حرفه‌ای و مستقل می‌شنوند، بهتر آن را می‌پذیرند.

محمودی با بیان اینکه مدیریت شهری را نباید صرفا به شهرداری محدود کرد، تصریح کرد: شهر مجموعه‌ای از خدمات به‌هم‌پیوسته است و دستگاه‌های مختلف در این مجموعه نقش دارند. در مدیریت شهری نوین، مجموعه‌هایی مانند دستگاه‌های فرهنگی، اجرایی و خدماتی نیز در کنار شهرداری قرار می‌گیرند. همه دستگاه‌ها بخشی از مدیریت شهری هستند. اگر دستگاهی مانند جهاد دانشگاهی خدماتی ارائه می‌دهد که می‌تواند برای مردم مفید باشد، باید این خدمات به‌درستی معرفی شود و ما نیز در حد توان برای اطلاع‌رسانی و همکاری آماده‌ایم.

شهردار اراک با اشاره به ظرفیت‌های گردشگری شهر اظهار کرد: اراک یک شهر مهاجرپذیر است و رفت‌وآمد زیادی در آن صورت می‌گیرد. منطقه گردشگری دره گردو ظرفیت آن را دارد که به یکی از قطب‌های گردشگری تبدیل شود. باید شرایطی فراهم شود که مردم بتوانند در این منطقه توقف کنند، از ظرفیت‌های گردشگری استفاده کنند و لحظات خوبی داشته باشند. این مسیر آغاز شده و چه ما در مدیریت شهری باشیم و چه نباشیم، باید ادامه پیدا کند.

محمودی با اشاره به حمایت استاندار، فرماندار و اعضای شورای اسلامی شهر از طرح‌های توسعه‌ای گفت: اجرای برخی پروژه‌ها مانند پیاده‌راه با فشار و دشواری همراه بوده، اما حمایت مجموعه مدیریت استان و شورای شهر باعث شده این مسیر ادامه پیدا کند. این‌گونه نیست که هر اقدامی در یک دوره مدیریتی به‌تنهایی متعلق به همان دوره باشد. مدیران گذشته نیز برای شهر زحمت کشیده‌اند و اقدامات امروز بر پایه همان تلاش‌ها و زیرساخت‌ها شکل گرفته است. مهم این است که این روند متوقف نشود و هر مدیری در هر دوره‌ای بخشی از مسیر توسعه را ادامه دهد.

شهردار اراک با بیان اینکه زیرساخت‌های آماده ای در شهر وجود دارد، گفت: عقب‌ماندگی اراک با سرعت و شتابی چند برابر توسعه ایران، قابل جبران است. اگر سرعت توسعه در کشور ۱۰ درصد باشد، معتقدم در اراک می‌توان با استفاده از ظرفیت‌های موجود به شتابی بسیار بیشتر دست یافت. برای تحقق این هدف باید از ظرفیت مدیران، رسانه‌ها، نخبگان، دستگاه‌های اجرایی، بخش خصوصی و مردم استفاده کرد.

وی افزود: ممکن است در مدیریت شهری به دلیل حجم بالای کار و تعداد زیاد پروژه‌ها، اشتباهاتی رخ دهد یا حتی برخی تصمیمات موجب سختی و نارضایتی مردم شود. رسانه می‌تواند این مسائل را بیان کند، اما در کنار آن، اقدامات انجام‌شده و دلایل تصمیمات نیز باید برای مردم توضیح داده شود. روابط عمومی شهرداری از ظرفیت و نیروی انسانی مناسبی برخوردار است، ولی با این حال، اطلاع‌رسانی مدیریت شهری تنها از طریق روابط عمومی کفایت نمی‌کند و لازم است رسانه‌های حرفه‌ای نیز در روایت اقدامات و چالش‌های شهر نقش‌آفرینی کنند.

وی همچنین با اشاره به استفاده از فناوری‌های جدید در خدمات شهری گفت: شهرداری در حوزه‌هایی مانند فضای سبز نیز به دنبال استفاده از فناوری‌های نوین است و حتی تجهیزاتی مانند پهپاد و کوادکوپتر برای برخی خدمات آماده شده بود که در مواردی به دلیل ملاحظات امنیتی امکان استفاده از آنها فراهم نشد. این اقدامات علاوه بر کارکرد عملی، دارای اثر روانی بر شهروندان است. مردم باید احساس کنند شهرشان در مسیر توسعه قرار گرفته است؛ زیرا اگر دائما حس عقب‌ماندگی در ذهن شهروند شکل بگیرد، حتی اقدامات مثبت نیز کمتر دیده می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه توسعه شهر نباید وابسته به حضور یک مدیر باشد، گفت: ممکن است یک مدیر امروز مسئول باشد و فردا نباشد، اما کاری که برای شهر آغاز شده باید ادامه پیدا کند. نهضت توسعه اراک متعلق به یک فرد یا یک دوره نیست. همه ما در جایگاهی که قرار گرفته‌ایم باید کاری برای شهر انجام دهیم و این مسیر را به مدیر بعدی تحویل دهیم. اراک آمادگی دارد در حوزه‌های مختلف شکوفا شود و سرعت رشد و توسعه خود را افزایش دهد.

وی درخصوص مواردی که در خصوص بازنشستگی شهردار اراک گفته می شود اظهار کرد: پنج سال و دو ماه تا رسیدن بنده به سن بازنشستگی اجباری باقی مانده است.

انتهای پیام



۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

23 هزار و 323 ایرانی قربانی تروریسم؛ روایتی از ایستادگی ملت ایران - تسنیم

استانها

خبرگزاری تسنیم استان مرکزی- مبین جلیلی| انقلاب اسلامی ایران از همان روزهای نخست 15 خرداد 1342 که به عنوان مبدا انقلاب اسلامی است با دشمنی دشمنان مواجه شد چراکه نهضت اسلامی بنیانگذارگذار کبیر انقلاب اسلامی، هییبت پوشالی و دروغین مدعیان ابرقدرتی دنیا را به استهزا گرفته و به نابودی کشاند بنابراین استکبارجهانی در راس آن آمریکا و متحدان جنایتکارش از هیچ جنایتی علیه نظام اسلامی ایران و مردم همیشه مقاوم و در صحنه ایران مقتدر و اسلامی فروگذار نشد که ترور و جنایت علیه بشریت برعلیه ملت ایران یکی از ابزار دشمن در این مقابله و جنگ دشمن باطل با جبهه حق و اسلام بوده است.

تروریسم در تاریخ انقلاب اسلامی ایران، تنها به چند حادثه و چند نام محدود نمی‌شود؛ بلکه روایت هزاران انسان و خانواده‌ای است که در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، قربانی اقدامات تروریستی دشمنان و سنگدلان گروهک‌های وابسته به دشمن شدند.

مردمی که در شرایط دشوار سال‌های ابتدایی انقلاب و دوران جنگ تحمیلی هشت ساله عراق علیه ایران اسلامی، همزمان با تهدیدهای خارجی و ناامنی‌های داخلی مواجه بودند و هزینه سنگینی برای حفظ امنیت و استقلال کشور پرداختند و در این میان، بسیاری از قربانیان ترور، مردم عادی و افرادی بودند که جرمشان تنها دفاع از امنیت جامعه و ادامه زندگی در کشور خود بود.

مظلومیت مردم ایران در برابر تروریسم، تنها در شمار شهدا و جانبازان خلاصه نمی‌شود؛ پشت هر نام، خانواده‌ای قرار دارد که سال‌ها با داغ و رنج زندگی کرده و پشت هر جانباز، انسانی است که آثار یک حادثه تروریستی را برای تمام عمر با خود حمل می‌کند. روایت جانبازان ترور، بخشی از تاریخ زنده ایران است؛ روایت انسان‌هایی که در برابر خشونت آسیب دیدند، اما اجازه ندادند ترور و ناامنی، اراده و زندگی مردم را متوقف کند. از همین منظر، ایران نه فقط یکی از کشورهای درگیر مبارزه با تروریسم، بلکه خود از قربانیان تروریسم در دهه‌های گذشته بوده است؛ واقعیتی که ضرورت بازخوانی و ثبت روایت قربانیان آن را دوچندان می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران و ملت مقاوم ایران اسلامی در این سال‌ها شهدای گلگون کفنی را از جمله شهید بهشتی و 72 تن یاران بهشتی وی، شهیدان رجایی و باهنر یعنی شهدای هفتم تیر و شهدای دولت، شهید مطهری، شهید مفتح، سپهبدشهید صیاد شیرازی و حتی در اراک و شهدایی همچون شهید مهدی‌سلطانی، سرپرست کمیته انقلاب اسلامی استان مرکزی و شهید اصغر عسگری از شهروندان عادی اراک که دشمن با قساوت قلب و رفتار وی را در عملیات ترویستی به دو نیم کرد، و همپی مظلومانه به شهادت رسیدند و هزاران هزار شهید ترور دیگر را با جنایت گروهک های تروریستی و جنایتکاری همچون فرقان، منافقین، جندالشیطان و... از دست دادند و امروز ایران اسلامی را باید قربانی ترورهای ناجوانمردانه دانست که در راستای نقشه شوم دشمن برای نابودی یکپارچگی و ایجاد تجزیه ایران و به تعبیر امام شهید، بلعیدن ایران هستند.

در همین راستا، خبرنگار تسنیم در گفت‌وگو با اسماعیل غلامی، جانباز ترور در استان مرکزی، به بازخوانی خاطرات خود از حادثه تروریستی هشتم تیرماه سال 1360، تحلیل رفتار گروهک منافقین، هزینه‌های سنگین مردم ایران در مقابله با تروریسم و ضرورت روایت مظلومیت قربانیان پرداخته است که مشروح این گفت‌وگو در زیر می‌آید:

*یک چشمم را گرفتند، اما نتوانستند اراده‌ام را بگیرند

*از میدان امام خمینی(ره) تا 45 سال جانبازی؛ روایت یک قربانی ترور

*امنیت امروز مردم حاصل هزینه‌هایی است که نباید فراموش شود

*ترور فقط یک انفجار نیست؛ سند مظلومیت جمهوری اسلامی ایران است

*پشت هر آمار قربانیان تروریسم، یک خانواده ایستاده است

*شبی که برای امنیت مردم ایستاد و چشمش را از دست داد رونمایی از دایره المعارف شهدای ترور جمهوری اسلامی ایران

تسنیم: از وقتی که در اختیار این خبرگزاری قرار دادید سپاسگزاریم، برای شروع لطفا از نحوه جانبازی خودتان بگویید و اینکه این حادثه چگونه برای شما اتفاق افتاد؟

غلامی : با آغاز جنگ تحمیلی و افزایش تهدیدها علیه مردم و شهرها، شهید آنجفی حلقه‌هایی را برای حفاظت از مردم و برقراری امنیت در سطح شهر ایجاد کرده بودند. یکی از این حلقه‌های حفاظتی در محل میدان امام خمینی(ره) ـ که امروز میدان انقلاب نام دارد ـ مستقر بود. ما شب‌ها در این محل حضور پیدا می‌کردیم و خودروهای عبوری را بازرسی می‌کردیم تا دست‌کم الزامات و ملاحظات امنیتی در سطح شهر رعایت شود و مردم بتوانند با آرامش بیشتری شب را سپری کنند.

آن شب هم مثل شب‌های دیگر، من به همراه تعدادی از دوستان در محل میدان امام خمینی(ره) حضور داشتیم. نیمه‌های شب بود که از داخل کیوسک مستقر در میدان بیرون آمدم؛ در همین لحظه منافقین با پرتاب یک نارنجک، این محل را هدف قرار دادند. انفجار نارنجک باعث شد من از ناحیه چشم به‌شدت مجروح شوم و ترکش‌ها به چند نفر دیگر از دوستانمان نیز اصابت کند؛ مرحوم محمود مرادی از ناحیه کتف، آقای اعلاء ثامنی از ناحیه بینی و آقای محسن کریمی نیز از ناحیه بازو مجروح شدند.

شدت انفجار به حدی بود که چشم من از حدقه بیرون آمد. بلافاصله ما را به بیمارستان قدس منتقل کردند، اما به دلیل شدت جراحت، امکان درمان در آنجا فراهم نشد و بعد از آن به بیمارستان فارابی اعزام شدم. حدود یک ماه و نیم در بیمارستان بستری بودم و پزشکان تمام تلاش خود را برای حفظ چشم انجام دادند، اما متأسفانه شدت آسیب به اندازه‌ای بود که امکان درمان وجود نداشت.

حتی موضوع اعزام به خارج از کشور نیز با نظر شورای پزشکی مطرح شد، اما در نهایت پزشکان به این نتیجه رسیدند که این اقدام هم نمی‌تواند در درمان چشم من مؤثر باشد. در نهایت، پس از تحمل آن روزهای سخت و چندین مرحله درمان، چشم من به‌طور کامل تخلیه شد.

از 8 تیرماه سال 1360، در جریان عملیات منافقین و در حالی که برای حفاظت از مردم و برقراری امنیت شهر در میدان حضور داشتیم، یک چشم خود را از دست دادم. شاید تلخی آن حادثه در آن لحظه قابل توصیف نبود، اما آنچه برای من اهمیت داشت این بود که این اتفاق در مسیری رخ داد که هدفش حفاظت از مردم و حفظ امنیت شهر بود؛ مسیری که بسیاری از جوانان آن روزها با وجود همه خطرات، خود را موظف به ادامه آن می‌دانستند.

منافقین با ترور می‌خواستند در جامعه ترس ایجاد کنند/ روایت درست جنایات مناققین برای نسل جوان

تسنیم: به عنوان یک جانباز ترور فکر می‌کنید علت این رفتار تروریستی منافقین چیست؟ تحلیل شما از رفتارهای تروریستی گروهک تروریستی منافقین چیست؟

غلامی: به نظر من برای فهم رفتار منافقین باید به فضای سال‌های ابتدایی انقلاب برگردیم؛ آنها زمانی دست به اسلحه و ترور بردند که جامعه در حال تجربه یک تحول بزرگ بود و مردم با وجود همه مشکلات، پای انقلاب و کشور خود ایستاده بودند. وقتی یک جریان سیاسی به جای پذیرفتن نظر و انتخاب مردم، به سمت خشونت و حذف فیزیکی مخالفان می‌رود، در واقع نشان می‌دهد که دیگر منطق و گفت‌وگو را راه رسیدن به هدف خود نمی‌داند.

منافقین با ترور می‌خواستند در جامعه ترس ایجاد کنند. وقتی یک نفر در خیابان، محل کار یا حتی در خانه خود هدف قرار می‌گیرد، فقط خانواده همان فرد آسیب نمی‌بیند؛ یک فضای روانی از ناامنی در جامعه شکل می‌گیرد. به اعتقاد من هدف آنها این بود که مردم احساس کنند هیچ‌کس امنیت ندارد و با ایجاد همین ترس، جامعه را نسبت به آینده ناامید کنند.

اما آنچه برای من قابل تأمل است این است که در بسیاری از این اقدامات، هدف فقط مسئولان یا نیروهای خاص نبودند؛ مردم عادی هم در معرض این خشونت قرار داشتند. حادثه‌ای که برای من اتفاق افتاد، در جریان حضور ما برای حفاظت از امنیت شهر و مردم رخ داد. آن زمان ما در میدان حضور داشتیم و تلاش می‌کردیم امنیت حداقلی شهر حفظ شود، اما هدف حمله تروریستی قرار گرفتیم. این تجربه به من نشان داد که تروریسم وقتی وارد جامعه می‌شود، مرزی میان مسئول، نیروی امنیتی و مردم عادی نمی‌شناسد.

از نگاه من، یکی از خطرناک‌ترین ویژگی‌های منافقین همین بود که خشونت را به یک روش برای رسیدن به اهداف خود تبدیل کردند. وقتی کشتن یک انسان به عنوان ابزار سیاسی پذیرفته شود، دیگر جان انسان‌ها ارزشی ندارد و نتیجه آن چیزی جز گسترش خشونت و ناامنی نخواهد بود.

البته سال‌ها از آن حوادث گذشته است، اما آثار آن همچنان در زندگی بسیاری از خانواده‌ها و جانبازان باقی مانده است. من هنوز با نتیجه همان حادثه زندگی می‌کنم و شاید همین موضوع باعث شده نگاه من به ترور فقط یک نگاه تاریخی نباشد. برای من ترور یعنی لحظه‌ای که زندگی یک انسان و خانواده‌اش برای همیشه تغییر می‌کند.

به نظرم امروز مهم‌ترین کاری که می‌توان انجام داد، روایت درست این حوادث برای نسل جوان است. جوانی که آن سال‌ها را ندیده، شاید نتواند درک کند ناامنی و ترور چه معنایی دارد. باید بداند امنیتی که امروز دارد، نتیجه یک مسیر ساده و بدون هزینه نبوده است؛ انسان‌هایی در همین شهرها و خیابان‌ها ایستادند، آسیب دیدند و بعضی‌ها جان خود را از دست دادند تا مردم بتوانند زندگی کنند. روایت این واقعیت‌ها کمک می‌کند نسل‌های آینده هم قدر امنیت را بیشتر بدانند و هم بدانند خشونت و ترور هیچ‌گاه راه حل مشکلات یک جامعه نیست.

ترور نمی‌تواند اعتقاد و اراده یک ملت را از بین ببرد

تسنیم: گروهک منافقین همدست دشمنان ایران اسلامی است، بفرمایید این گروهک و گروهک های تروریستی چه اهدافی دنبال می کنند و علت شکست قاطع آنها در مقابل اقتدار ملت ایران و جمهوری اسلامی ایران چیست؟

غلامی: به نظر من اگر رفتار گروهک منافقین و دیگر گروه‌های تروریستی را در طول سال‌های گذشته بررسی کنیم، یک وجه مشترک در میان آنها دیده می‌شود و آن، تلاش برای ایجاد ناامنی، ترس و بی‌اعتمادی در جامعه است. آنها تلاش کردند با خشونت و ترور، اراده خود را بر جامعه تحمیل کنند. در واقع قربانی اصلی این اقدامات فقط یک فرد یا یک مسئول نبود؛ امنیت و آرامش یک ملت هدف قرار گرفته بود.

منافقین در سال‌های ابتدایی انقلاب با ترور مردم و مسئولان تلاش کردند فضای کشور را ملتهب کنند و تصورشان این بود که با ایجاد رعب و وحشت می‌توانند مردم را از مسیر خود جدا کنند. اما آنها یک واقعیت مهم را نادیده گرفتند و آن، شناخت مردم از کشور و آینده خودشان بود. مردم ایران با وجود همه سختی‌ها و هزینه‌هایی که پرداختند، حاضر نشدند آینده کشورشان را به دست گروه‌هایی بسپارند که برای رسیدن به هدف، جان انسان‌ها را قربانی می‌کنند.

من خودم از نزدیک با نتیجه این رفتار تروریستی مواجه شده‌ام. حادثه‌ای که برای من اتفاق افتاد، در زمانی بود که برای حفاظت از شهر و مردم در میدان حضور داشتیم. شاید منافقین تصور می‌کردند با یک عملیات تروریستی می‌توانند ترس ایجاد کنند، اما واقعیت این بود که چنین حوادثی برای بسیاری از مردم، عزم آنها را برای حفظ امنیت و دفاع از کشور بیشتر کرد.

به اعتقاد من یکی از دلایل شکست گروه‌های تروریستی این است که ترور ممکن است برای مدتی ترس ایجاد کند، اما نمی‌تواند اعتقاد و اراده یک ملت را از بین ببرد. شما شاید بتوانید به جسم یک انسان آسیب بزنید، اما نمی‌توانید با ترور، فکر و اراده یک جامعه را ترور کنید. بسیاری از کسانی که در آن سال‌ها هدف حمله قرار گرفتند، با وجود جراحت و سختی، زندگی خود را ادامه دادند و خانواده‌های آنها نیز ایستادگی کردند.

از طرف دیگر، مردم وقتی می‌بینند یک گروهک تروریستی برای رسیدن به اهدافش دست به کشتار و خشونت می‌زند، فاصله بیشتری از آن می‌گیرند. منافقین و گروه‌های تروریستی عملاً با رفتار خود نشان دادند که میان ادعا و عملشان که سراسر جنابت و انسان کشی و اقدام علیه کشور بود فاصله زیادی وجود دارد که سبب نفرت عمومی جامعه از آنان شد.

البته من معتقدم پیروزی در برابر تروریسم فقط با برخورد امنیتی حاصل نمی‌شود. باید در کنار حفظ اقتدار و امنیت، روایت درست تاریخ هم وجود داشته باشد. نسل جوان باید بداند چه اتفاقاتی در این کشور افتاده و امنیت امروز چه هزینه‌هایی داشته است. اگر این تاریخ فراموش شود، ممکن است نسل جدید تصور کند امنیت همیشه وجود داشته و برای آن بهایی پرداخت نشده است.

امروز وقتی به سال‌هایی که گذشته نگاه می‌کنم، مهم‌ترین چیزی که به ذهنم می‌رسد این است که تروریست‌ها توانستند به جسم انسان‌ها آسیب بزنند، اما نتوانستند اراده مردم را از بین ببرند. شاید بتوانند یک چشم را بگیرند، یک خانه را داغدار کنند یا زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر دهند، اما اگر مردم یک کشور همچنان امید، وحدت و انگیزه ادامه مسیر را داشته باشند، هدف اصلی تروریسم محقق نشده است.

به همین دلیل معتقدم شکست گروه‌های تروریستی بیش از هر چیز، شکست یک تفکر تروریستی است؛ تفکری که تصور می‌کند می‌تواند با خشونت مردم را مجبور به پذیرش خواسته‌های خود کند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که مردم ایران، با وجود همه هزینه‌هایی که داده‌اند، اجازه نداده‌اند ترور و خشونت آینده کشورشان را تعیین کند.

مردم ایران برای حفظ استقلال، امنیت و آرمان‌های خود مقتدرانه ایستاد

تسنیم: جمهوری اسلامی ایران از قربانیان ترور است و در طول انقلاب اسلامی دلسوزان بسیاری را به سبب ترور دشمنان از دست داده است، نظر شما چیست؟

غلامی: اگر بخواهیم درباره ترور در جمهوری اسلامی ایران صحبت کنیم، باید به این واقعیت توجه داشته باشیم که مردم ایران در طول سال‌های پس از انقلاب مقتدرانه ایستاد و -هزینه سنگینی برای حفظ استقلال، امنیت و آرمان‌های خود پرداخت کرده‌اند. ترور برای مردم ما فقط یک واژه یا یک خبر در صفحه روزنامه‌ها نیست؛ پشت هر حادثه تروریستی، یک انسان، یک خانواده و یک زندگی قرار دارد که ناگهان با حادثه‌ای تلخ مواجه شده است.

در سال‌های ابتدایی انقلاب، بسیاری از انسان‌هایی که برای مردم و کشور خود دلسوز بودند، هدف ترور قرار گرفتند. از مسئولان و نیروهای انقلابی گرفته تا مردم عادی، هرکدام به شکلی قربانی این خشونت‌ها شدند. هدف تروریست‌ها فقط از بین بردن یک فرد نبود؛ آنها می‌خواستند با ایجاد ترس و ناامنی، جامعه را نسبت به آینده خود نگران کنند و مردم را از مسیری که انتخاب کرده بودند، عقب برانند.

من خودم یکی از کسانی هستم که آثار این ترور را با خودم حمل می‌کنم و شاید به همین دلیل وقتی از "قربانیان ترور" صحبت می‌شود، نگاه من فقط یک نگاه تاریخی نیست. ترور را می‌شود با آمار و تعداد شهدا و جانبازان بیان کرد، اما پشت این آمارها زندگی انسان‌هایی قرار دارد که خانواده داشتند، آرزو داشتند و برای آینده خود برنامه‌ریزی کرده بودند. وقتی یک حادثه تروریستی اتفاق می‌افتد، آثار آن حادثه گاهی تا سال‌ها و حتی نسل‌ها در یک خانواده باقی می‌ماند.

به اعتقاد من یکی از مهم‌ترین وظایف امروز ما این است که اجازه ندهیم این بخش از تاریخ به فراموشی سپرده شود. نسل جوان باید بداند امنیتی که امروز شاید برای بسیاری از ما یک امر عادی به نظر برسد، به‌سادگی به دست نیامده است. پشت این امنیت، خون شهدا و رنج جانبازانی قرار دارد که بخشی از سلامتی و زندگی خود را در راه دفاع از مردم و کشور از دست داده‌اند.

البته روایت این حوادث نباید صرفاً با ادبیات تلخ و خشن انجام شود؛ باید از دل این خاطرات، مفهوم ایستادگی و ارزش امنیت را هم برای نسل‌های آینده بیان کرد. من معتقدم اگر دشمن بداند با ایجاد ترس می‌تواند مردم را از ادامه مسیرشان منصرف کند، دوباره به دنبال تکرار همان روش‌ها خواهد رفت. اما وقتی مردم یک جامعه با وجود همه تلخی‌ها، همچنان امیدوار می‌مانند و زندگی خود را ادامه می‌دهند، در واقع اجازه نمی‌دهند هدف تروریست‌ها محقق شود.

برای من، جانبازی تنها یادگار یک انفجار نیست؛ یادآور روزهایی است که عده‌ای برای امنیت مردم در خیابان‌ها حضور داشتند و وظیفه خود را انجام می‌دادند. امروز بعد از گذشت سال‌ها، شاید مهم‌ترین خواسته ما این باشد که این خاطرات درست روایت شود؛ برای اینکه نسل آینده بداند امنیت، آرامش و استقلال یک کشور چه هزینه‌ای دارد و چرا باید قدر آن را بداند.

جوانان تاریخ را بخوانند تا بدانند امنیت چه هزینه‌ای داشته است

تسنیم: اگر امروز جوانی روبه‌روی شما بنشیند که هیچ تصویری از ترور و ناامنی آن سال‌ها ندارد، دوست دارید برایش از چه چیزی بگویید؟

غلامی: اگر امروز جوانی روبه‌روی من بنشیند و از آن سال‌ها چیزی نداند، اول از همه به او می‌گویم که امنیتی که امروز شاید برایش یک امر عادی و طبیعی باشد، همیشه وجود نداشته است. ما روزهایی را دیده‌ایم که شب‌ها با نگرانی در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کردیم و نمی‌دانستیم لحظه بعد چه اتفاقی ممکن است رخ دهد. آن روزها امنیت فقط یک کلمه نبود؛ چیزی بود که مردم هر شب برای حفظش تلاش می‌کردند.

به او می‌گویم ترور فقط لحظه انفجار یک نارنجک یا شلیک یک گلوله نیست. ترور می‌تواند زندگی یک انسان را در چند ثانیه تغییر دهد؛ جامعه را از یک انسان شریف و یک خدمترگزار محروم کند؛ خانواده‌ای را داغدار کند، انسانی را برای همیشه با جراحت زندگی کند و خاطره‌ای را به وجود بیاورد که بعد از ده‌ها سال هنوز همراه او باقی بماند. من خودم یکی از کسانی هستم که اثر آن حادثه را تا امروز با خودم دارم.

اما در کنار این تلخی، می‌خواهم از یک چیز دیگر هم بگویم؛ از مردمی که نترسیدند. کسانی که با وجود ترور و ناامنی، زندگی را متوقف نکردند. اگر قرار بود تروریست‌ها با ایجاد ترس به هدفشان برسند، شاید باید آن روزها همه چیز متوقف می‌شد، اما این اتفاق نیفتاد. مردم ایستادند، زندگی کردند، کار کردند و اجازه ندادند ترس آینده آنها را تعیین کند.

به جوان امروز می‌گویم گذشته را فقط برای گذشته نخواند. تاریخ را بخواند تا بداند امنیت چه هزینه‌ای داشته و انسان‌هایی برای آن چه چیزهایی از دست داده‌اند. شاید یک جوان امروز نتواند تصور کند از دست دادن یک عضو بدن یا یک جراحت چگونه می‌تواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد، اما باید بداند پشت آرامشی که امروز تجربه می‌کند، داستان انسان‌هایی وجود دارد که بخشی از وجود و زندگی خود را در این مسیر گذاشته‌اند.

بنابراین، به او می‌گویم که ترس نباید تصمیم‌گیرنده زندگی یک ملت باشد. ممکن است دشمن بتواند به جسم یک انسان آسیب بزند، اما اگر امید و اراده مردم باقی بماند، نمی‌تواند آینده آنها را از بین ببرد. چیزی که من بعد از این همه سال از آن حادثه برای خودم به یادگار دارم، فقط یک جراحت نیست؛ یک باور است که انسان می‌تواند با وجود سختی‌ها ادامه بدهد و اجازه ندهد یک حادثه تلخ، تمام زندگی‌اش را تعریف کند.

تسنیم: امنیتی که امروز مردم آن را شاید بدیهی بدانند، از نگاه شما چه بهایی داشته است؟ و اگر بخواهید یک تصویر از آن روزها برای نسل آینده به یادگار بگذارید، چه تصویری را انتخاب می‌کنید؟

غلامی: به نظر من امنیت چیزی نیست که یک‌شبه به دست آمده باشد. پشت همین آرامشی که امروز در خیابان‌ها و زندگی مردم می‌بینیم، خاطرات تلخ زیادی وجود دارد؛ انسان‌هایی که جانشان را فداکردند، خانواده‌هایی که داغدار شدند و جانبازانی که بخشی از سلامتی خود را از دست دادند. من هم یکی از کسانی هستم که سهم خودم از این هزینه را با از دست دادن یک چشم پرداخته‌ام.

اما شاید مهم‌تر از خود این آسیب‌ها، این باشد که مردم در آن روزها با وجود ترس و ناامنی، زندگی را رها نکردند. به نظرم امنیت فقط با حضور نیروهای نظامی و انتظامی حفظ نمی‌شود؛ مردم هم در آن نقش دارند. آن روزها ما در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کردیم، مردم همکاری می‌کردند و همه احساس می‌کردند که باید سهمی در حفظ شهر و آرامش جامعه داشته باشند.

امروز شاید برای یک جوان طبیعی باشد که شب از خانه بیرون برود، در خیابان قدم بزند و بدون نگرانی به خانه برگردد؛ اما ما روزهایی را در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تجربه کردیم که همین اتفاق ساده، به‌سادگی امروز نبود. به همین دلیل معتقدم باید قدر امنیت را دانست و فراموش نکرد که برای رسیدن به این آرامش، انسان‌هایی هزینه داده‌اند.

 اگر بخواهید یک تصویر از آن روزها برای نسل آینده به یادگار بگذارم، باید بگویم اگر بخواهم فقط یک تصویر را انتخاب کنم، تصویر میدانی در نیمه‌های شب و چند جوانی است که برای حفاظت از مردم در کنار هم ایستاده‌اند؛ جوان‌هایی که شاید خودشان هم نمی‌دانستند چند ساعت یا چند دقیقه بعد چه اتفاقی برایشان رقم خواهد خورد، اما احساس مسئولیت می‌کردند و در آن شرایط شهر را تنها نمی‌گذاشتند.

برای من آن تصویر فقط یادآور یک حادثه نیست؛ تصویری از روحیه یک نسل است. نسلی که با وجود جنگ، ترور، کمبودها و نگرانی‌ها، زندگی را ادامه می‌داد و برای حفظ امنیت دیگران احساس مسئولیت می‌کرد.

اگر قرار باشد آن تصویر را برای نسل آینده روایت کنم، دوست دارم در کنار تلخی حادثه، چهره انسان‌هایی دیده شود که ایستادند و نترسیدند. چون تاریخ فقط نباید لحظه انفجار و ترور را به یاد بیاورد؛ باید آدم‌هایی را هم به یاد بیاورد که در همان تاریکی ایستادند تا شهر و مردم احساس امنیت کنند.

مظلومیت ایران را باید با سند، با نام انسان‌ها و با روایت زندگی آنها به دنیا نشان داد

تسنیم: شما که خودتان قربانی ترور هستید، وقتی از مظلومیت ایران در سال‌های پس از انقلاب صحبت می‌شود، این مظلومیت را در چه صحنه‌ها و خاطراتی می‌بینید؟ به نظر شما مهم‌ترین اسناد و شواهدی که نشان می‌دهد مردم ایران خود از قربانیان تروریسم بوده‌اند، چیست؟

غلامی: وقتی از مظلومیت ایران صحبت می‌کنیم، برای من این موضوع فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ من بخشی از آن را با زندگی و جسم خودم تجربه کرده‌ام. مظلومیت را در چهره خانواده‌هایی می‌بینم که یک روز عزیزشان را سالم به خانه فرستادند و دیگر او را ندیدند، در جانبازانی می‌بینم که سال‌هاست با آثار جراحت زندگی می‌کنند و در مادران و پدرانی که داغ فرزندشان را با خودشان به سال‌های بعد بردند.

من به سال‌های ابتدایی انقلاب که برمی‌گردم، صحنه‌های زیادی در ذهنم زنده می‌شود؛ روزهایی که ترور و ناامنی بخشی از واقعیت زندگی مردم بود. ما شب‌ها برای حفاظت از مردم در خیابان‌ها حضور پیدا می‌کردیم و شاید آن زمان تصور نمی‌کردیم اتفاقی که در چند ثانیه رخ می‌دهد، می‌تواند تمام زندگی یک انسان را تغییر دهد. برای من، آن نارنجکی که در میدان منفجر شد، فقط یک حادثه چندثانیه‌ای نبود؛ آغاز زندگی دیگری بود که تا امروز ادامه دارد.

اما مظلومیت ایران را فقط در حوادثی که برای خودم یا اطرافیانم اتفاق افتاد نمی‌بینم. در طول این سال‌ها، مردم ایران بارها قربانی ترور شده‌اند؛ از مردم عادی و مسئولان گرفته تا دانشمندان و نیروهایی که برای امنیت کشور تلاش می‌کردند. به همین دلیل معتقدم وقتی درباره تاریخ ایران صحبت می‌کنیم، باید تصویر قربانیان را هم ببینیم؛ کسانی که شاید نامشان کمتر شنیده شده، اما هرکدام یک خانواده، یک زندگی و یک داستان داشته‌اند.

به نظرم مظلومیت زمانی بهتر فهمیده می‌شود که از حالت عدد و آمار خارج شود و به زندگی انسان‌ها نگاه کنیم. یک عدد روی کاغذ شاید خیلی بزرگ یا کوچک به نظر برسد، اما پشت هر قربانی، یک انسان قرار دارد. پشت هر شهید یک خانواده است و پشت هر جانباز، سال‌ها زندگی با یک جراحت و خاطره‌ای که هیچ‌وقت از بین نمی‌رود.

اما درخصوص مهم‌ترین اسناد و شواهدی که نشان می‌دهد مردم ایران خود از قربانیان تروریسم بوده‌اند، به نظر من یکی از مهم‌ترین کارها این است که مظلومیت مردم ایران را فقط در قالب روایت‌های شفاهی مطرح نکنیم، بلکه اسناد و مدارک آن را هم به جهان نشان بدهیم. اتفاقاً در سال 2025 جمهوری اسلامی ایران مجموعه‌ای شامل مشخصات 23 هزار و 323 قربانی ایرانی تروریسم را به سازمان ملل متحد ارائه کرد. این مجموعه به دبیرکل سازمان ملل و رئیس شورای امنیت ارائه شده و در اسناد رسمی سازمان ملل نیز ثبت شده است.

برای من این عدد فقط یک آمار نیست؛ پشت 23 هزار و 323 نام، هزاران خانواده و هزاران داستان وجود دارد. این افراد از گروه‌های مختلف جامعه بوده‌اند و در دوره‌های مختلف هدف اقدامات تروریستی قرار گرفته‌اند. وقتی این اسامی و مشخصات در یک مجموعه ثبت می‌شود، دیگر نمی‌توان گفت قربانیان تروریسم در ایران فقط یک ادعا هستند؛ برای بسیاری از این حوادث، نام، مشخصات، تاریخ و نوع حادثه وجود دارد و قابل بررسی است.

از طرف دیگر، خود جانبازان ترور هم می‌توانند بخشی از اسناد زنده این تاریخ باشند. من اگر امروز درباره آن حادثه صحبت می‌کنم، در واقع دارم بخشی از یک اتفاق تاریخی را با تجربه شخصی خودم روایت می‌کنم. این چشم که از دست داده‌ام، برای خود من فقط یک عضو از دست‌رفته نیست؛ یادگار حادثه‌ای است که در جریان آن، تروریست‌ها تلاش کردند امنیت شهر را هدف قرار دهند.

به نظرم در کنار اسناد رسمی، باید این روایت‌های انسانی هم ثبت و حفظ شود. سازمان ملل نیز در اسناد و برنامه‌های خود بر ضرورت به‌رسمیت شناختن و حمایت از قربانیان تروریسم تأکید کرده است.

اگر این اسناد، نام شهدا و جانبازان و خاطرات خانواده‌های آنها درست جمع‌آوری و روایت شود، نسل آینده بهتر متوجه می‌شود که ایران فقط در برابر تروریسم مبارزه نکرده، بلکه خودش نیز از جوامعی بوده که هزینه سنگینی از تروریسم پرداخته است. مظلومیت ایران را باید با سند، با نام انسان‌ها و با روایت زندگی آنها به دنیا نشان داد؛ چون پشت هر سند، یک انسان واقعی ایستاده است.

ثبت مظلومیت ایران اسلامی در اسناد رسمی سازمان ملل

تسنیم، به عنوان یک قربانی ترور، به نظر شما مهم‌ترین اسناد و شواهدی که نشان می‌دهد مردم ایران خود از قربانیان تروریسم بوده‌اند، چیست؟

غلامی: به نظر من مهم‌ترین سند، خودِ نام و زندگی قربانیان است. وقتی درباره تروریسم صحبت می‌کنیم، نباید فقط به چند حادثه یا چند شخصیت شناخته‌شده اشاره کنیم؛ باید ببینیم در طول این سال‌ها چه تعداد انسان عادی، زن، کودک، کارگر، کاسب، دانشجو، مسئول و نیروهای حافظ امنیت قربانی تروریسم شده‌اند.

اتفاقاً یکی از اسناد مهم و قابل استناد، سندی است که جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 2025 به دبیرکل سازمان ملل متحد و رئیس شورای امنیت ارائه کرد. در این سند، مجموعه‌ای شامل مشخصات 23 هزار و 323 قربانی ایرانی تروریسم به سازمان ملل ارائه شده است. این موضوع در اسناد رسمی سازمان ملل ثبت شده است.

برای من این عدد فقط یک عدد نیست. پشت هر نام، یک انسان و پشت هر انسان، یک خانواده قرار دارد. ممکن است در یک آمار، 23 هزار و 323 نفر فقط یک عدد به نظر برسند، اما اگر زندگی هرکدام از آنها را روایت کنیم، هزاران داستان از داغ، مجروحیت، انتظار و سال‌ها رنج خواهیم داشت.

خود من هم بخشی از همین روایت هستم. وقتی از جانبازان ترور صحبت می‌کنیم، بدن و زندگی آنها هم به نوعی سند زنده این حوادث است. من سال‌هاست با نتیجه همان حادثه‌ای زندگی می‌کنم که در سال 1360 برایم اتفاق افتاد. بنابراین برای من سند تروریسم فقط یک کاغذ یا یک گزارش نیست؛ گاهی یک جانباز، یک مادر داغدار یا یک خانواده‌ای که هنوز جای خالی عزیزش را احساس می‌کند، خودش یک سند زنده است.

البته اسناد رسمی اهمیت بسیار زیادی دارند و باید آنها را برای افکار عمومی و مجامع بین‌المللی مطرح کرد. اما در کنار اسناد، باید اجازه بدهیم خود قربانیان و خانواده‌هایشان هم روایت کنند. سازمان ملل نیز در برنامه‌های خود بر شنیده شدن صدای قربانیان و حمایت از حقوق آنان تأکید کرده است.

به نظرم اگر بخواهیم مظلومیت مردم ایران را به دنیا نشان دهیم، نباید فقط بگوییم "ایران قربانی تروریسم بوده است"؛ باید نام قربانی، تصویر خانواده، روایت جانباز و اسناد رسمی را کنار هم قرار دهیم. وقتی اینها کنار هم قرار بگیرند، دیگر مظلومیت یک ادعا نیست؛ تبدیل به یک روایت مستند و انسانی می‌شود که نمی‌توان به‌سادگی آن را نادیده گرفت.

تسنیم: وقتی نام هزاران شهید و جانباز ترور را می‌شنوید، آیا احساس می‌کنید ابعاد مظلومیت مردم ایران آن‌گونه که باید برای افکار عمومی جهان روایت شده است؟ چرا به اعتقاد شما با وجود این حجم از قربانیان تروریسم در ایران، هنوز تصویر "ایرانِ قربانی تروریسم" در افکار عمومی جهان به اندازه کافی شناخته نشده است؟

غلامی: صادقانه اگر بخواهم بگویم، خیر. به نظرم هنوز بخش بزرگی از مظلومیت مردم ایران برای افکار عمومی جهان روایت نشده است. شاید بخشی از دلیلش این باشد که ما خودمان هم نتوانسته‌ایم آن‌گونه که باید، این روایت‌ها را به زبان قابل فهم برای دنیا منتقل کنیم.

وقتی درباره تروریسم صحبت می‌شود، معمولاً تصاویر و نام‌های خاصی در ذهن مردم جهان شکل گرفته است، اما کمتر کسی می‌داند در ایران هزاران خانواده قربانی ترور شده‌اند. کمتر کسی می‌داند در همین خیابان‌هایی که امروز مردم با آرامش رفت‌وآمد می‌کنند، روزگاری صدای انفجار و گلوله شنیده می‌شد و انسان‌هایی در همین کوچه و خیابان‌ها قربانی شدند.

من اگر از مظلومیت ایران صحبت می‌کنم، از جایگاه کسی حرف می‌زنم که خودش آثار آن را تا امروز با خود دارد. یک چشم من در یک حادثه تروریستی از بین رفت، اما شاید چیزی که از خود جراحت هم تلخ‌تر است، این باشد که بخشی از این واقعیت‌ها برای نسل‌های بعد و حتی برای مردم دنیا ناشناخته مانده است.

به نظرم مظلومیت زمانی درست روایت می‌شود که مردم دنیا بدانند پشت هر عدد، یک انسان قرار دارد. پشت هر شهید یک خانواده و پشت هر جانباز، سال‌ها زندگی با آثار یک حادثه وجود دارد. اگر این روایت انسانی به دنیا منتقل شود، آن وقت ابعاد واقعی مظلومیت مردم ایران بهتر دیده خواهد شد.

اینکه چرا به اعتقاد شما با وجود این حجم از قربانیان تروریسم در ایران، هنوز تصویر "ایرانِ قربانی تروریسم" در افکار عمومی جهان به اندازه کافی شناخته نشده است باید گفت یکی از دلایل را باید در ضعف روایتگری و جریان رسانه‌ای دانست. در دنیا گاهی روایت‌هایی پررنگ می‌شوند که یک طرف ماجرا را نشان می‌دهند، اما صدای قربانیان ایرانی کمتر شنیده می‌شود. وقتی روایت یک حادثه فقط از زاویه سیاسی دیده شود، انسان‌هایی که در آن حادثه آسیب دیده‌اند، فراموش می‌شوند.

در حالی که ما برای بیان این مظلومیت، فقط خاطره و روایت شفاهی نداریم؛ این موضوع در سند رسمی سازمان ملل ثبت شده است.اما حتی این عدد بزرگ هم اگر به شکل انسانی روایت نشود، ممکن است برای مخاطب فقط یک عدد باقی بماند. باید گفت این 23 هزار و 323 نفر چه کسانی بودند؛ کارگر، کاسب، دانشجو، زن، کودک، نیروهای امنیتی، مسئولان و انسان‌هایی که هرکدام خانواده و آرزوهایی داشتند و زندگی‌شان با یک اقدام تروریستی برای همیشه تغییر کرد.

من معتقدم جانبازان ترور هم بخشی از اسناد زنده این تاریخ هستند. وقتی یک جانباز بعد از ده‌ها سال هنوز با آثار همان حادثه زندگی می‌کند، در واقع بخشی از تاریخ معاصر را با خودش حمل می‌کند. بدن یک جانباز شاید برای خیلی‌ها فقط یک جراحت باشد، اما برای خودش و خانواده‌اش، روایت یک حادثه است که هیچ‌وقت تمام نشده است.

بنابراین اگر بخواهیم تصویر واقعی ایران را در افکار عمومی جهان نشان دهیم، باید از عدد و سند شروع کنیم، اما به انسان برسیم. سند رسمی سازمان ملل اهمیت دارد، اما وقتی نام قربانیان، خاطرات خانواده‌ها و روایت جانبازان در کنار آن قرار بگیرد، آن وقت دنیا می‌تواند بفهمد ایران فقط کشوری نبوده که با تروریسم مبارزه کرده؛ مردم ایران خودشان نیز سال‌ها قربانی تروریسم بوده‌اند.

نسل جوان باید تاریخ کشورش را همان‌گونه که اتفاق افتاده بشناسد

تسنیم: منافقین در سال‌های ابتدایی انقلاب مسئولیت یا نقش در مجموعه‌ای از حملات مرگبار را بر عهده داشتند؛ به نظر شما چرا این بخش از کارنامه آنها باید برای نسل جوان بازخوانی شود؟

غلامی: به نظر من نسل جوان حق دارد تاریخ کشورش را همان‌گونه که اتفاق افتاده بشناسد؛ نه فقط بخش‌های شیرین و افتخارآمیز آن، بلکه تلخی‌هایی را هم که مردم ایران پشت سر گذاشته‌اند. یکی از این واقعیت‌ها، حوادث تروریستی سال‌های ابتدایی انقلاب و جنایت‌هایی است که منافقین مرتکب شدند. اگر این بخش از تاریخ فراموش شود، ممکن است نسل جدید تصور کند امنیتی که امروز دارد همیشه وجود داشته و برای آن هزینه‌ای پرداخت نشده است.

من خودم از نزدیک نتیجه این رفتار را لمس کرده‌ام. در هشتم تیرماه سال 1360، زمانی که برای حفاظت از مردم و برقراری امنیت در میدان حضور داشتیم، هدف حمله قرار گرفتم و یک چشم خود را از دست دادم. بنابراین وقتی درباره عملکرد منافقین صحبت می‌کنم، صرفاً از یک واقعه تاریخی حرف نمی‌زنم؛ بخشی از زندگی خودم و بسیاری از دوستانم با این حوادث گره خورده است.

اسناد تاریخی نیز نشان می‌دهد که این موضوع فقط یک روایت شفاهی نیست. در اسناد وزارت خارجه آمریکا، به بمب‌گذاری سال 1981 در دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری و شهادت ده‌ها مقام ایرانی اشاره شده است. همین اسناد همچنین از مسلح شدن منافقین توسط حکومت صدام و مشارکت آنها در عملیات علیه نیروهای ایرانی در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق سخن می‌گویند.

به نظرم این تاریخ باید برای نسل جوان بازخوانی شود، نه برای اینکه کینه‌ای را در جامعه زنده کنیم، بلکه برای اینکه حقیقت را بشناسیم. جوان امروز باید بداند تروریسم فقط یک واژه در کتاب‌های تاریخی نیست؛ تروریسم می‌تواند در چند ثانیه زندگی یک انسان را تغییر دهد، خانواده‌ای را داغدار کند و آثارش را ده‌ها سال باقی بگذارد.

از طرف دیگر، شناخت این گذشته به ما کمک می‌کند تفاوت میان اعتراض و خشونت، اختلاف نظر و ترور، و فعالیت سیاسی و حذف فیزیکی انسان‌ها را بهتر بشناسیم. اختلاف نظر در هر جامعه‌ای طبیعی است، اما زمانی که یک جریان برای رسیدن به هدف خود اسلحه به دست می‌گیرد و جان انسان‌ها را هدف قرار می‌دهد، دیگر با یک اختلاف سیاسی معمولی روبه‌رو نیستیم.

من معتقدم یکی از بهترین راه‌های انتقال این تاریخ، شنیدن روایت خود قربانیان است. شاید یک سند چند صفحه‌ای اطلاعات تاریخی بدهد، اما وقتی یک جانباز از جراحتی می‌گوید که بیش از چهار دهه است با خودش حمل می‌کند، نسل جوان بهتر می‌تواند بفهمد آن اتفاق چه معنایی داشته است. تاریخ ترور را باید هم با سند روایت کرد و هم با انسان‌هایی که هنوز آثار آن را با خود دارند.

مظلوم بودن هیچ‌وقت به معنای ضعیف بودن نیست

تسنیم: به نظر شما چرا روایت مظلومیت ایران نباید به معنای ضعف تعبیر شود و چگونه می‌توان همزمان مظلومیت و اقتدار مردم ایران را روایت کرد؟

غلامی: به نظر من مظلوم بودن هیچ‌وقت به معنای ضعیف بودن نیست. مظلومیت یعنی اینکه به یک انسان یا یک ملت ظلم شده، اما ضعف یعنی اینکه انسان توان ایستادن و دفاع از خودش را نداشته باشد. مردم ایران در طول دهه‌های گذشته بارها مورد تهدید، ترور و فشار قرار گرفته‌اند، اما در همان حال نشان داده‌اند که در برابر این فشارها تسلیم نمی‌شوند. بنابراین اتفاقاً روایت مظلومیت ایران، اگر درست بیان شود، می‌تواند روایت دیگری از اقتدار مردم ایران باشد.

من خودم نمونه کوچکی از این واقعیت هستم. در جریان یک عملیات تروریستی یک چشم خودم را از دست دادم و طبیعتاً این اتفاق بخشی از زندگی و سلامتی من را برای همیشه تغییر داد؛ اما اگر قرار بود آن حادثه من را از ادامه زندگی بازدارد، امروز اینجا نبودم که درباره آن روزها صحبت کنم. برای من همین ادامه دادن، خودش بخشی از معنای اقتدار است.

ما باید به جوان امروز بگوییم که اقتدار فقط به معنای داشتن تجهیزات و امکانات نظامی نیست. اقتدار یک ملت را باید در توان ایستادن مردم بعد از سخت‌ترین حوادث هم دید. ملتی که عزیز از دست می‌دهد، جانباز می‌شود، سختی می‌کشد اما اجازه نمی‌دهد ترس آینده‌اش را تعیین کند، یک ملت قدرتمند است.

به نظرم نباید مظلومیت را پنهان کنیم تا قدرتمند به نظر برسیم. اتفاقاً باید مظلومیت را با شجاعت روایت کنیم و در کنار آن نشان دهیم که مردم ایران با وجود همه این فشارها و خسارت‌ها، از پا ننشستند. ما می‌توانیم همزمان بگوییم چه بر سرمان آمده و در عین حال بگوییم که چگونه از آن عبور کرده‌ایم.

حتی خود جانبازان ترور می‌توانند نماد همین پیوند میان مظلومیت و اقتدار باشند. جراحت یک جانباز، سند مظلومیت اوست؛ اما ادامه زندگی، حفظ امید و ایستادن او، سند اقتدار اوست. شاید اگر بخواهم این موضوع را در یک جمله خلاصه کنم، بگویم: ما از مظلومیت خودمان شرمنده نیستیم، چون مظلومیت ما در کنار ایستادگی‌مان، بخشی از تاریخ مقاومت مردم ایران است.

نسل جوان باید هر دو تصویر را در کنار هم ببیند؛ هم چهره خانواده‌ای که عزیزش را از دست داده و جانبازی که بخشی از وجودش را فدا کرده است و هم چهره مردمی که بعد از همه این تلخی‌ها، کشورشان را رها نکردند. به نظر من روایت کامل ایران، نه فقط روایت مظلومیت است و نه فقط روایت قدرت؛ روایت ملتی است که آسیب دید، اما تسلیم نشد.

تسنیم: گروهک های تروریستی مانند فرقان، منافقین و... در طول تاریخ انقلاب اسلامی مانند عملیات مرصاد و... باعث آسیب های جدی به انقلاب اسلامی شدند نظر شما از مظلومیت جمهوری اسلامی ایران و این مردم چیست؟

غلامی: به نظر من وقتی درباره مظلومیت جمهوری اسلامی ایران و مردم صحبت می‌کنیم، باید پیش از هر چیز به خود مردم نگاه کنیم. در سال‌های ابتدایی انقلاب، جامعه‌ای که تازه از یک دوره پرالتهاب عبور کرده بود، با موجی از ترور و ناامنی مواجه شد. در آن شرایط، مردم نه‌تنها با مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی روبه‌رو بودند، بلکه در داخل کشور نیز شاهد ترور، بمب‌گذاری و شهادت انسان‌هایی بودند که بسیاری از آنها هیچ نقشی جز زندگی کردن و خدمت به مردم نداشتند.

مظلومیت مردم را نمی‌توان فقط در آمار شهدا خلاصه کرد. پشت هر شهید، یک خانواده قرار داشت و پشت هر جانباز، سال‌ها زندگی با آثار یک جراحت. من خودم یکی از کسانی هستم که نتیجه این ترورها را با خودم حمل می‌کنم. در هشتم تیرماه 1360، زمانی که برای حفاظت از مردم و امنیت شهر در میدان حضور داشتیم، هدف حمله قرار گرفتم و یک چشم خود را از دست دادم. بنابراین وقتی از مظلومیت مردم صحبت می‌کنم، این موضوع برای من فقط یک بحث تاریخی نیست؛ بخشی از زندگی خود من است.

در حوادث مختلف، از ترورهای سال‌های ابتدایی انقلاب تا حوادثی مانند عملیات مرصاد، مردم ایران هزینه‌های سنگینی پرداختند. شاید یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این تاریخ این باشد که برخی جریان‌ها در مقطعی تصور کردند با خشونت و ایجاد ناامنی می‌توانند مردم را از آینده خود ناامید کنند. اما مردم نشان دادند که با وجود همه این فشارها، کشورشان را رها نمی‌کنند.

به نظر من مظلومیت جمهوری اسلامی را باید در کنار مظلومیت مردم معنا کرد. نظام سیاسی جدا از جامعه نیست؛ وقتی مردم عادی، مسئولان، نیروهای حافظ امنیت و خانواده‌ها هدف تروریسم قرار می‌گیرند، در واقع امنیت و موجودیت جامعه هدف قرار گرفته است. به همین دلیل، روایت این حوادث فقط روایت یک دوره سیاسی نیست، بلکه روایت هزینه‌ای است که یک ملت برای حفظ امنیت و استقلال خود پرداخته است.

البته باید این تاریخ را برای نسل جوان با سند و روایت دقیق بازگو کرد. جوان امروز باید بداند امنیتی که شاید برای او یک امر طبیعی باشد، نتیجه روزهایی است که بسیاری از مردم در سخت‌ترین شرایط ایستادند. باید بداند در همان روزهایی که کشور درگیر جنگ بود، عده‌ای در داخل و خارج تلاش کردند با ترور و خشونت مردم را به عقب برانند.

من معتقدم مظلومیت نباید ما را به سمت ناامیدی ببرد. اتفاقاً بخش مهم این روایت، ایستادگی مردم بعد از تحمل این همه آسیب است. ما باید هم از شهدا و جانبازان و خانواده‌های آنها بگوییم و هم از مردمی که با وجود همه این حوادث، زندگی و کشور خود را رها نکردند.

اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، مظلومیت مردم ایران در این است که در مقاطع مختلف مورد ترور و خشونت قرار گرفتند، اما اقتدارشان در این بود که اجازه ندادند این ترورها آینده‌شان را تعیین کند. دشمن توانست انسان‌هایی را از ما بگیرد و به جسم بعضی‌ها آسیب بزند، اما نتوانست اراده یک ملت را از بین ببرد. به نظر من این همان نقطه‌ای است که مظلومیت مردم ایران به اقتدار آنها پیوند می‌خورد.

انتهای پیام/711/  




 چشم‌پوشی کارفرمایان از پرداخت به موقع حق بیمه/شرایط دشوار درمان کارگران
۱۰ دقیقه قبل / سایت اکونگار

چشم‌پوشی کارفرمایان از پرداخت به موقع حق بیمه/شرایط دشوار درمان کارگران

یک کارشناس حقوقی گفت: از منظر قانون کار و مقررات تأمین اجتماعی، تعهد کارفرما به پرداخت به‌موقع حق بیمه، اعم از پایه یا تکمیلی، تکلیفی قطعی و غیرقابل چشم‌پوشی است. کارگران نباید در بیمارستان‌ها نگران و سرگردان باشند.

 قیمت طلای دست دوم چند؟
۵۵ دقیقه قبل / سایت اکونگار

قیمت طلای دست دوم چند؟

قیمت طلا و انواع سکه امروز، جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، اعلام شد. بر اساس نرخ‌های اعلام‌شده، هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۵۰، ۱۹۸ میلیون و ۵۲۷ هزار ریال قیمت دارد. همچنین هر گرم طلای ۱۸ عیار با عیار ۷۴۰، ۱۹۵ میلیون و ۸۸۰ هزار ریال معامله می‌شود.

 کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی برگزار شد
۱۳ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

کنکور ۱۴۰۵ در ایستگاه پایانی/ آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی برگزار شد

آزمون گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی صبح امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ برگزار شد و با برگزاری این آزمون ها، کنکور ۱۴۰۵ به ایستگاه پایانی رسید.

 شرایط جنگی پای برنج خارجی را به فصل برداشت باز کرد
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

شرایط جنگی پای برنج خارجی را به فصل برداشت باز کرد

رئیس انجمن تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان برنج ایران با بیان اینکه کشور همواره بخشی از نیاز خود به برنج را از طریق واردات تأمین می‌کند، گفت: لغو ممنوعیت فصلی واردات در مقطع فعلی بیش از آنکه یک تصمیم تنظیم بازاری باشد، با هدف اطمینان از تأمین کالا در شرایط جنگی و جلوگیری از بروز مشکل در ماه‌های آینده اتخاذ شده است.

 فولاد مبارکه چگونه ۱۱۰۰ میلیارد بودجه مسئولیت اجتماعی سهامداران خود را خرج کرد؟ | از ۴۴ میلیارد هزینه‌های سایر تا ۳۰ میلیارد هزینه مراسم های مذهبی
۱۲ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

فولاد مبارکه چگونه ۱۱۰۰ میلیارد بودجه مسئولیت اجتماعی سهامداران خود را خرج کرد؟ | از ۴۴ میلیارد هزینه‌های سایر تا ۳۰ میلیارد هزینه مراسم های مذهبی

شرکت فولاد مبارکه با الزام سازمان بورس مجبور به انتشار صورت‌های مالی خود در خصوص هزینه کرد‌های شرکت در حوزه مسئولیت اجتماعی شد. این هزینه‌ها در سال ۱۴۰۴ به رقم بیش از ۱۱۰۸ میلیارد تومان رسیده است؛ هزینه‌هایی شامل اربعین، عتبات، تأمین اتوبوس برای رویداد‌های عمومی، مراسمات ناجا و ... شده است. عجیب اینکه بودجه این حوزه برای سال جاری به رقم خیره کننده ۲۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته است. سوال اینجاست که آیا این بودجه با وجود وضعیت وخیم تعدیل نیرو‌های فولاد و بازسازی پس از جنگ در حوزه مسئولیت اجتماعی هم‌خوانی دارد؟

 فیلم لحظه نجات معجزه‌ آسای 2 عابر پیاده از یک تصادف هولناک
۱ ساعت قبل / سایت رکنا

فیلم لحظه نجات معجزه‌ آسای 2 عابر پیاده از یک تصادف هولناک

حوادث رکنا: برخورد شدید یک خودرو با اتوبوس در شهر کوجائلی ترکیه، در حالی رخ داد که 2 عابر تنها لحظاتی پیش از وقوع حادثه از محل دور شده بودند.