
به گزارش ایسنا، او در این سخنرانی خود که بخشهایی از آن در سایت ادبی «بوکسلرز» منتشر شده، گفته است: «در کتابهای آموزشی نویسندگی خلاق، دستورالعملهای اندکی درباره نحوه نگارش با لهجه وجود دارد؛ شاید به این دلیل که بسیاری، «لهجه» را با آن بازنماییهای آوایی غلیظ و شدید در آثار نویسندگانی همچون جیمز کلمن، مارلون جیمز و اروین ولش اشتباه میگیرند. اما نگارش با لهجه فراتر از اینهاست: این شیوه میتواند با بهرهگیری از ساختار جملهای شکل گیرد که برای انطباق بیشتر با الگوهای گفتاری یک منطقه خاص، از ساختار و دستور زبان معیار فاصله میگیرد؛ یا میتواند ماهیتی واژگانی داشته باشد؛ بدین معنا که از کلمات و عبارات عامیانه برای القای حس و حال شخصیت و مکان استفاده شود. این سبک میتواند خفیف یا غلیظ باشد و در بخشهایی از گفتوگوها یا روایت به کار رود؛ اما در تمام این حالات، بازنمایی اصیلی از تنوع فرهنگی و زبانی موجود در یک کشور باقی میماند.»
او میافزاید: «بسیاری از دانشآموختگان رشته نویسندگی خلاق، نویسنده تماموقت نخواهند شد و در عوض در صنایع مرتبط مشغول به کار میشوند. اگر در سطح دانشگاهی به آنها بیاموزیم که چگونه متون دارای لهجه را بخوانند، بنویسند و ویرایش کنند، امید میرود که هنگام ورود به مشاغل حوزه نشر یا سایر بخشهای صنایع خلاق، فارغ از پیشینه شخصیشان، با ذهنی بازتر از چنین آثاری استقبال کنند، توانایی ویرایش آنها را داشته باشند و برای نوشتن به این سبک مشتاق باشند. شاید این موضوع در نگاه اول تحولی جهانی به نظر نرسد، اما اگر خواهان تنوع بیشتر، هم در آثار خواندنی و هم در میان تصمیمگیرندگان حوزه نشر باشیم، گامی در مسیر درست محسوب میشود.»
این استاد دانشگاه تصریح میکند: «در پایان سخنرانی، یکی از همکارانم پرسید که هوش مصنوعی چگونه ممکن است بر نگارش گویشی یا با لهجه محلی تاثیر بگذارد و آیا من داستانهای گویشی نوشتهشده توسط هوش مصنوعی را دیدهام یا نه؟ من ندیده بودم. بنابراین وقتی به خانه رسیدم، یک آزمایش بسیار غیر علمی انجام دادم. از همسرم (که واقعا دانشمند است) خواستم از چتجیپیتی ChatGPT (که او روی رایانه خود دارد ولی من هرگز نخواهم داشت) بخواهد که یک داستان کوتاه دو پاراگرافی با استفاده از گویش پیتماتیک (گویش سنتی و محلی کارگران معدن …













