
سید ناصر بهشتی در گفتوگو با ایسنا، درباره قابلیت فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و واقعیت ترکیبی برای بازسازی و شبیهسازی فضاهای واقعی، اظهار کرد: ابتدا باید میان این فناوریها و فرآیند بازسازی تفکیک قائل شویم؛ چراکه واقعیت مجازی و فناوریهای مشابه بیش از آنکه خودشان فناوری بازسازی باشند، بستری برای ارائه تجربه و تعامل با یک محیط دیجیتال هستند. بنابراین دقت آنچه نمایش داده میشود، پیش از مرحله ارائه و در فرآیند جمعآوری و پردازش دادهها تعیین میشود.
وی افزود: دادههای واقعی با ابزارهایی مانند فتوگرامتری زمینی و هوایی، اسکن و تصویربرداری جمعآوری و به محیط سهبعدی تبدیل میشوند و فناوریهای واقعیت مجازی و مشابه آن، بستر عرضه این دادهها هستند. این فناوریها در حوزه میراث فرهنگی برای مستندسازی، برداشت هندسی، پایش و تحلیل نیز کاربرد دارند و در صورتی که از یک بنا یا محوطه برداشت مناسبی انجام و دادههای صحیح استخراج شود، میتوان به دقت هندسی مطلوبی دست یافت.
این مدرس هوش مصنوعی با بیان اینکه نمیتوان برای همه پروژههای بازسازی دیجیتال میزان دقت ثابتی تعیین کرد، تصریح کرد: اعتمادپذیری مدل به عواملی مانند نوع حسگر، فاصله برداشت، محل ایستگاههای اسکن، کیفیت دوربین، پوشش تصاویر، موانع، انعکاس سطوح، روش پردازش و مقیاس بستگی دارد. همچنین همترازی ایستگاهها و نویز دادهها میتوانند نتیجه نهایی را تغییر دهند؛ به همین دلیل ممکن است میزان مشخصی از خطا در یک پروژه قابل قبول و در پروژهای دیگر غیرقابل قبول باشد.
بهشتی با اشاره به چهار مفهوم متفاوت در سنجش اعتبار بازسازیهای دیجیتال گفت: نخستین مفهوم «واقعگرایی» است؛ یعنی آنچه از نظر بصری تا چه اندازه زنده و واقعی به نظر میرسد. دومین مفهوم «دقت هندسی» است که با واقعگرایی بصری تفاوت دارد؛ ممکن است سازهای بسیار زیبا و واقعی نمایش داده شود، اما اجزای آن از نظر هندسی با واقعیت تطابق نداشته باشند.
وی ادامه داد: سومین مسئله «صحت تاریخی» است؛ یعنی میزان تطابق آنچه نمایش داده میشود با شواهد تاریخی درباره وضعیت واقعی یک بنا یا رویداد در یک دوره مشخص. ممکن است سازهای از نظر ظاهری زیبا و حتی از نظر اندازهگیری دقیق بازسازی شود، اما ویژگیهای ظاهری آن با دوره تاریخی مورد نظر مطابقت نداشته …













