قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

شعرهایی که باید خوانده شود

سیلویا پلات یکی از برجسته‌ترین، درخشان‌ترین ونوآورترین شاعران زن قرن بیستم محسوب می‌شود که حواشی زندگی شخصی‌اش بر خلاقیت حرفه‌ای او در سرایش شعر سایه انداخته است.
 شعرهایی که باید خوانده شود
به گزارش ایسنا، در این مقاله که در سایت ادبی «کالکتر» منتشر شده است، کریستن آزبورن بارتوکاما - نویسنده «هفت اثر رویایی» و کارشناس ارشد تاریخ هنر - با هدف معرفی سیلویا پلات، ۷ شعر برجسته او را انتخاب و به علاقمندان به شعر توصیه کرده است که آنها را بخوانند.

بارتوکاما در مقدمه مطلب خود آورده است: سیلویا پلات اغلب با زندگینامه پر فرازونشیب خود شناخته می‌شود؛ اما او را نباید فقط به دلیل رابطه پیچیده‌ با پدرش، ازدواج پرتلاطم‌اش با یک شاعر مشهور یعنی تد هیوز و خودکشی نهایی‌اش شناخت؛ بلکه باید به خاطر خود شعرش به او نگاه کرد؛ شعری با دامنه و دستاوردهای عظیم، سرشار از تجربه و قدرتمند، پر از از زیبایی، خشم پاک و اغلب دردناک.

این فهرست از هفت شعر که باید خوانده شوند، مروری بر آثار سال‌های پربار ۱۹۵۸-۱۹۶۲ این شاعر زن قرن بیستم و خلاصه‌ای مختصر از موضوعات اشعار و برخی از معانی بالقوه پشت آن‌ها است.

وی در ادامه در فهرست‌وار این اشعار انتخابی را چنین معرفی کرده است:

۱. گمشده در اعماق دریا ((Full Fathom Five)، ۱۹۵۸

«فول فاتوم فایو» یا در معادل نزدیک به مفهوم آن در فارسی «گمشده در اعماق دریا» شعری است که پلات در آن طوفان ویلیام شکسپیر و اسطوره‌ یونانی پوزیدون، خدای دریاها را در هم آمیخته است. گفته می‌شود، به احتمال زیاد شاعر، این شعر را درباره پدرش یا به‌طور کلی مردان سروده است. شعر درباره «پیرمردی» است که با «موها و ریش سفید» خود ظاهر می‌شود، چهره‌ای که «خطوط سنگربندی‌شده باستانی» دارد. او یک «اسطوره قدیمی ریشه‌ها و غیرقابل تصور» است؛ «خطرات بسیارند». در شعر، با اینکه پلات می‌بیند پیرمرد درحال رنج کشیدن و یا شاید در حال مرگ است، با احتیاط به او نگاه می‌کند. پیرمرد در اعماق زمین ریشه دارد و فقط در تبعید به «مرز پادشاهی» خود احساس امنیت می‌کند.

اگر گفته‌ها درست باشند، در این سروده پلات پدرش را با خدای دریاها در یونان باستان یعنی پوزیدون مقایسه می‌کند تا قدرت، نفوذناپذیری و سلطه بی‌رحمانه او بر خود را نشان دهد. با این حال، در این شعر، در مقایسه با شعر «بابا» که در همین مقاله به آن اشاره خواهیم کرد، لحن شاعر نسبت به او کمی بی‌تفاوت‌تر و حتی سردتر است. جای تعجب نیست که او خدای دریا را برای این مقایسه انتخاب کرد؛ زیرا پلات عاشق اقیانوس بود و تابستان‌ها را در ساحل اقیانوس اطلس شمالی می‌گذراند، جایی که با پدرش در ارتباط بود. این شاعر با یادآوری این دوره و مرگ اتو پلات می‌گوید: «و این‌گونه است که تصور من از آن دوران کودکی در کنار دریا، سخت‌تر می‌شود. پدرم درگذشت، ما به خشکی نقل مکان کردیم. در حالی که آن ۹ سال اول زندگی‌ام، مانند کشتی‌ در بطری، محبوس شده‌اند ...»

۲. غول (The Colossus)، ۱۹۵۹

شعر دیگری که معمولا این اثر هم به‌عنوان شعری درباره پدرش تعبیر می‌شود، «غول» است که تصویری از مردی است که برای او بیش از حد بزرگ جلوه می‌کرد. او پدرش را به عنوان مجسمه‌ای عظیم به تصویر می‌کشد که تکه‌تکه و به هم وصله شده است و سخنان بلند و زننده‌ای از لبانش جاری می‌شود. در اینجا پلات خود را «یک پیشگو، سخنگوی مردگان یا خدا یا چیزی شبیه به آن» می‌داند. او زندگی‌اش را صرف وقت‌گذرانی با پدرش، روزهایش را صرف خوردن ناهار «روی تپه‌ای از سرو سیاه» کرده و شب‌ها در «گوش چپت، دور از باد» چمباتمه زده است. مانند «بابا»، او شعر را خطاب به پدرش می‌خواند، لحنش سوزان است و ترکیبی از انزجار و جذابیت دارد.

پدر پلات وقتی او هشت ساله بود، درگذشت. او استاد زیست‌شناسی بود که زنبورها را مطالعه می‌کرد و بسیار باهوش بود، اما از دریافت درمان پزشکی مناسب برای دیابت خودداری کرد و در نهایت به قانقاریا و عفونت خونی مبتلا شد. پلات در دفتر خاطراتش درباره او نوشته است: «من او را می‌پرستیدم و در عین‌حال از او متنفر بودم؛ احتمالا بارها آرزو کرده بودم که کاش مرده بود. وقتی او مرا سال‌ها به اطاعت بی‌چون‌وچرا وادار می‌کرد و وقتی درگذشت، تصور می‌کردم که من او را کشته‌ام.» پلات درحالی که آشکارا هیچ دخالتی بر چگونگی و زمان مرگ پدر نداشت، برای کنار آمدن با احساسات پیچیده‌ و عذاب وجدانش به شعر روی آورد.

۳. لاله‌ها (Tulips)، ۱۹۶۰

داستان «لاله‌ها» در اتاق بیمارستانی اتفاق می‌افتد که دسته‌گلی از لاله‌های قرمز روشن به او تحویل داده شده است. این لاله‌ها به جای اینکه غافلگیری خوشایندی باشند، برای اتاق سفید و استریل «بیش از حد هیجان‌انگیز» هستند. شعر پلات در اینجا رمزآلود است: «نام و لباس‌های روزانه‌ام را به پرستاران / و سابقه‌ام را به متخصص بیهوشی و بدنم را به جراحان داده است». او «از تداعی‌های عاشقانه‌ام پاک شده است»، اما دقیقا از این بابت ناراحت نیست. در واقع، شاعر خاطرنشان می‌کند که «آرامش آنقدر بزرگ است که شما را خیره می‌کند» و به انسان احساس رهایی می‌دهد. هیچ خواسته‌ای ندارد؛ فقط می‌خواهد «کاملا خالی» باشد. با این حال، گل‌ها اینجا هستند و او را تماشا می‌کنند.

او در شعر می‌تواند صدای نفس‌کشیدن گل‌ها را «مانند صدای وحشتناک یک نوزاد» بشنود و «زبان‌های بدیع و رنگشان» او را ناراحت می‌کنند. اکنون لاله‌ها بین او و خورشید پشت پنجره  قرار گرفته‌اند؛ خورشیدی که زمانی او را در روشنایی خود محو می‌کرد، حالا «اکسیژن [او] را می‌خورند». اتاق گرم‌تر است و تمرکز او روی آنهاست. حالا می‌تواند قلبش را حس کند و تصمیم می‌گیرد که لاله‌ها «باید مثل یک حیوان خطرناک پشت میله‌های زندان باشند.»

تد هیوز - شاعر و همسر پلات - که بعدها از او جدا شد، گفته است که این شعر درباره لاله‌هایی است که او هنگام بهبودی از عمل آپاندکتومی در بیمارستان دریافت کرده است اما همچنین تلاش‌های متعدد او برای خودکشی را تداعی می‌کند. با وجود این ناامیدی، اکثر منتقدان بر این باور هستند که در پایان شعر، پلات تصمیم گرفته است به جای پذیرفتن نیستی دلپذیر مرگ، به زندگی بازگردد. حداقل فعلا؛ زیرا در زندگی به اندازه کافی جذابیت وجود دارد و او اجازه نمی‌دهد که در نیستی حل شود.

۴. بانو لازاروس (Lady Lazarus)، ۱۹۶۲

شعری سوزناک و سرشار از خشمی خروشان! «بانو لازاروس» یکی از مشهورترین آثار پلات است. او شعر را طوری روایت می‌کند که انگار در یک نمایش فرعی، کسی است که فروپاشی و مرگش توسط تماشاگران در حال بلعیدن است. پلات «جمعیت بادام‌زمینی‌خور» را که برای دیدن «نمایش بزرگ استریپ» او سر و صدا می‌کنند، مسخره می‌کند؛ کسانی که بهای «دیدن زخم‌هایم» یا «یک کلمه یا لمس» یا «کمی خون» را پرداخته‌اند. شاعر در این سروده با لبخندی اعلام می‌کند که «مردن ... یک هنر است، مانند هر چیز دیگری» و او «آن را فوق‌العاده خوب انجام می‌دهد». در پایان شعر، شاعر به همه هشدار می‌دهد که «مراقب باشید» و در سطرهای پایانی به‌طور شگفت‌انگیزی با خوشحالی می‌گوید که «از خاکستر ... من با موهای قرمزم برمی‌خیزم ... و مردان را مانند هوا می‌بلعم.»

پلات در ۱۰ و ۲۰ سالگی چند خودکشی ناکام داشت (و سپس در ۳۰ سالگی، موفق شد). در این شعر، او خود را پس از دومین تلاش و در حال حاضر در حال انجام سومین آن نشان می‌دهد و با لحنی گزنده می‌گوید که مردم از تماشای نابودی او لذت می‌برند. آنها در حال خوردن تنقلات، از فروپاشی او لذت می‌برند. از آنجایی که ما نیز خوانندگان این شعر هستیم، شاید در این رفتار شریک جرم هم باشیم. در شعر خشمی خروشان از بودن در کالبد یک زن احساس می‌شود؛ زنی که در معرض چشم‌چرانی، ظلم، ستم و سوءاستفاده قرار دارد. این خشم در پایان شعر، جایی که او مانند شخصیت کتاب مقدس لازاروس از مرگ برمی‌خیزد، آزاد می‌شود: «از خاکستر ... من با موهای قرمزم برمی‌خیزم ... و مردان را مانند هوا می‌بلعم.»

۵. بابا (Daddy)، ۱۹۶۲

«بابا» شعری است که اکثر افراد علاقه‌مند به اشعار پلات، در جوانی مجذوب آن می‌شوند. این شعر تمایل دارد تا این نظر غالب را تایید کند که شاعری با آسیب‌های عمیق روحی است؛ تصاویر شاعرانه‌اش تاریک و پیچیده هستند و استفاده‌اش از اشارات درباره اعضای نازی آلمان مشکل‌ساز است. در واقع، همه این موارد درست است. پلات رابطه‌ای آشفته با پدرش داشت، او تاریکی را پذیرفت و اشاراتی به یهودیان و نازیسم را به گونه‌ای درهم تنید که نقد ما را ضروری می‌کند. با این حال، چیزهای بیشتری در پلات به عنوان یک شخص و یک شاعر و قطعا در «بابا» وجود دارد. این شعری است که فمینیست‌ها به‌خاطر خشم درونی، آن را ستایش می‌کنند و برخی منتقدان، آن را بیشتر فلج خلاقانه از روی ترس می‌دانند و نمایش این خشم در ساختار و ضرب‌آهنگ شعر به‌طرز چشمگیری ماهرانه است.

در شعر «بابا» که یکی از نمادین‌ترین مکتب شعر «اعترافی» شناخته می‌شود، پلات از طریق احساسات خود نسبت به پدرش سخن می‌گوید. او «سنگین، کیسه‌ای پر از خدا» بود. پدر به پلات می‌گوید که هرگز نمی‌توانست با او صحبت کند؛ «زبانش در فکم گیر کرده بود». بودن پلات او را تحت فشار قرار داد، به طوری که «شروع به صحبت کردن مانند یک یهودی» کرد و احساس می‌کرد که یک یهودی است؛ با «سبیل مرتب» و «چشم آریایی‌اش»؛ او «مردی سیاه‌پوش با ظاهری شبیه به ماین کامپف (اشاره به کتاب نبرد من نوشته آدولف هیتلر)» بود و از اینکه اکنون «در قلب سیاه و چاق تو» یک «میخ» وجود دارد و اینکه «روستایی‌ها هرگز از تو خوششان نمی‌آمد» به خود می‌بالد. همان‌طور که آنها بر روی جسم او می‌رقصند، می‌گوید: «بابا، بابا، حرامزاده، کارم تمام است.»

لازم است در مورد اشاره به نازی‌ها که فقط در شعر «بابا» نیستند و در اشعار دیگر پلات نیز دیده می‌شود، توضیحی ارائه شود. پلات آلمانی بود، نه یهودی و هولوکاست را از دریچه تاریخی مطالعه کرده بود. درک او از وحشت‌های غیرقابل درک هولوکاست، زمانی که او با مضامین اصلی ظلم، تروما، خشونت، مردسالاری و موارد دیگر دست و پنجه نرم می‌کرد، به اشعارش راه یافت.

همانطور که منتقد ادبی، ال استرنج‌ویز می‌نویسد: «هولوکاست به دلیل شدت و دشواری درک آن با اصطلاحات انسانی و به دلیل تعداد غیرقابل تصور قربانیان، در اشعار پلات بعدی اسطوره‌ای به خود گرفت.» پلات از آن در کنار سایر نمونه‌های اسطوره‌ای و مذهبی خشونت برای بررسی عمیق‌ترین اعماق آسیب‌های شخصی و جهانی استفاده می‌کند.

۶. آریل (Ariel)، ۱۹۶۲

«آریل» شعری پر از حرکت است. با صحنه‌ای «سکون در تاریکی» آغاز می‌شود و سپس به میدانی باز با سواری که در پهنه‌ وسیعی می‌تازد، تبدیل می‌شود. راوی می‌گوید که چیزی «مرا در هوا می‌کشد» و خود را «گودیوای سفید» (زن یکی از نجیب‌زادگان انگلستان در قرن یازده میلادی که در اعتراض به مالیات‌سنگین شوهرش بر رعایا، برهنه و سوار بر اسب دور در شهر ظاهر شد) می‌نامد که «دست‌های مرده، بندهای مرده» را رها می‌کند. در عجله‌اش، او نوعی فراموشی پیدا می‌کند که به «کف»، «درخشش دریاها» و «تیر» تبدیل می‌شود. این فراموشی در مقصد نهایی او نیز یافت می‌شود: «به درون چشم سرخ، پاتیل بزرگ صبح».

معنای اصلی آریل، شعری کوتاه اما بسیار مهم در آثار پلات، در اولین خوانش کاملا مشخص نیست. آیا فقط یک سواری نفس‌گیر در سپیده‌دم را به تصویر می‌کشد؟ یا رهایی از انگیزه‌ خلاقانه‌ای که از نوشتن شعر ناشی می‌شود؟ یا خودکشی، فراموشی خود؟ یا ادغام انسان و حیوان برای رسیدن به آزادی؟ شعر مبهم و فراموش‌نشدنی پلات، امکان تفسیرهای بی‌شماری را فراهم می‌کند.

۷. خون‌مردگی یا کوفتگی (Contusion)، ۱۹۶۲

یکی از آخرین اشعار پلات، «کوفتگی» یا خون‌مردگی، بی‌شک غم‌انگیزترین شعر او است؛ کوتاه و خاطره‌انگیز. شعر مجموعه‌ای از تصاویر است که خواننده را با وحشتی کسل‌کننده پر می‌کند. در بند اول، کبودی‌ تصویر شده است که با رنگ بنفش تیره‌اش بر روی بدن سفید خودنمایی می‌کند. در بند دوم، «دریا به طرز وسواس‌گونه‌ای» گودالی از سنگ را می‌مکد. در بند سوم، «نشانه‌ای از عذاب» که «به اندازه یک مگس» است، از دیوار پایین می‌خزد. در بند چهارم، «قلب بسته می‌شود ... دریا به عقب می‌لغزد ... آینه‌ها ورق می‌خورند.»

همه تصاویر از بسته شدن، پایان و قطعیت حکایت دارند. در بند اول، کبودی انگار روی یک جسد است، همان‌طور که پلات سفیدی مرواریدگون پوست را در تضاد با آن قرار می‌دهد. در اینجا هیچ سرزندگی و حیاتی وجود ندارد. منتقدان اغلب «کوفتگی» را در کنار «لبه»، آخرین شعر او که تنها چند روز قبل از مرگش سروده شده است، مورد بحث قرار می‌دهند. آن شعر با «زن کامل شده است ... کالبد مرده‌اش ... بدنش لبخند موفقیت را بر لب دارد» آغاز می‌شود، بنابراین «کوفتگی» مانند یک همراه طبیعی به‌نظر می‌رسد.

ساختار آن از تک‌واژه‌های تکراری (کوچکترین واحدهای دستوری گفتار) تشکیل شده است که به آن حس روزمره بودن و گریزناپذیری می‌دهد و دال‌های آن نامرتبط هستند (بدن و دریا و آینه) که مانع از توانایی ما در یافتن روایت، وحدت، معنا و در نهایت امید می‌شود.

انتهای پیام




تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟

 تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟
 سایت عصرایران / ۲۰ دقیقه قبل
تنهایی، برخلاف انزوای اجتماعی، می‌تواند به طور مستقیم به افسردگی، کاهش رضایت از زندگی و افزایش خطر خودکشی منجر شود.

شاید شما هم افرادی را بشناسید که در میان جمعیت هستند اما احساس تنهایی می‌کنند، یا برعکس، کسانی که زمان زیادی را تنها می‌گذرانند اما از این تنهایی رنج نمی‌برند. این تفاوت ظریف، کلید درک یک پرسش اساسی است: چرا تنهایی و انزوای اجتماعی، تأثیرات متفاوتی بر سلامت ما دارند؟

به گزارش زومیت به نقل از ساینتیفیک آمریکن، مطالعه‌ای جدید با استفاده از روش‌های پیشرفته آماری، نشان می‌دهد تنهایی یا به عبارت دقیق‌تر، احساس پریشانی ناشی از فقدان صمیمیت در روابط، می‌تواند به افسردگی، کاهش رضایت از زندگی و حتی افزایش خطر خودکشی منجر شود.

درمقابل، انزوای اجتماعی که صرفاً به تعداد و دفعات تماس‌های اجتماعی اشاره دارد، تأثیر محدودتری بر سلامت روان دارد و عمدتاً با کاهش رفاه عمومی مرتبط است. یافته‌ها در حالی منتشر می‌شود که سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند حدود یک‌ششم از جمعیت جهان، تنهایی را تجربه می‌کنند.

برای درک بهتر موضوع، باید تفاوت دو مفهوم را بدانیم: تنهایی: احساسی درونی و ذهنی است که فرد وقتی تجربه می‌کند که روابطش با دیگران، صمیمیت و ارتباط عاطفی مورد نیازش را فراهم نمی‌کند. انزوای اجتماعی: وضعیتی عینی و قابل اندازه‌گیری است که به تعداد و دفعات تماس‌های فرد با دیگران اشاره دارد. فردی که در انزواست، ممکن است دچار تنهایی باشد یا نباشد.

از هر شش نفر در جهان، یک نفر احساس تنهایی می‌کند؛ این احساس پریشانی، نه تنها سلامت روان، بلکه سلامت جسمانی را نیز تهدید می‌کند

تنهایی و انزوای اجتماعی می‌توانند با هم همپوشانی داشته باشند، اما یک فرد ممکن است یکی را بدون دیگری تجربه کند. مثلاً کسی که در خانواده بزرگی زندگی می‌کند ممکن است تنها باشد، در حالی که کسی که در کلبه‌‌ای جنگلی زندگی می‌کند ممکن است تنهایی را تجربه نکند.

محققان برای اطمینان از صحت یافته‌های خود، از رویکردی نوین به نام مثلث‌سازی استفاده کردند. در این روش، یک پرسش با استفاده از روش‌های متعددی بررسی می‌شود که هر یک، تحت تأثیر خطاها و سوگیری‌های بالقوه‌ی متفاوتی قرار دارند. زمانی که همه‌ی این روش‌ها به نتایج همسانی منجر شوند، پژوهشگران با اطمینان بیشتری می‌توانند نتیجه بگیرند که یافته‌هایشان صرفاً ناشی از محدودیت‌های یک روش خاص نیست.

مطالعه از سه رویکرد مجزا استفاده کرد:

۱. تحلیل داده‌های بانک زیستی بریتانیا: محققان اطلاعات سلامت، سبک زندگی و ژنتیک حدود ۵۰۰هزار نفر را در بریتانیا تحلیل کردند.

۲. مقایسه خواهر و برادرها: محققان با مقایسه افراد با خواهر و برادرهایشان، توانستند تأثیرات مشترک محیط کودکی و ژنتیک را که ممکن بود نتایج را مخدوش کنند، کنترل کنند.

۳. تصادفی‌سازی مندلی: روش تصادفی‌سازی مندلی ترفند هوشمندانه‌ای برای تشخیص علت از معلول است. در این روش، دانشمندان به جای اینکه مستقیماً به خودِ تنهایی یا انزوا نگاه کنند، به سراغ ژن‌هایی می‌روند که با این تجارب ارتباط دارند. این ژن‌ها مثل نشانه یا شاخص عمل می‌کنند. مزیت این کار این است که ژن‌ها از بدو تولد با ما هستند و تحت تأثیر عوامل محیطی یا روحی قرار نمی‌گیرند. بنابراین، اگر محققان ببینند که افرادی با ژن‌های مرتبط با تنهایی، بیشتر در معرض بیماری‌های روانی هستند، می‌توانند با اطمینان بیشتری بگویند که «تنهایی» باعث آن بیماری شده است، نه اینکه بیماری باعث تنهایی شده باشد.

نتایج مطالعه، تصویر روشنی از تأثیرات متفاوت تنهایی و انزوا ارائه می‌دهد: تنهایی و سلامت روان: شواهد قوی نشان می‌دهد تنهایی می‌تواند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشد و خطر واردکردن آسیب به خود یا اقدام به خودکشی را افزایش دهد. همچنین تنهایی با کاهش رضایت از زندگی و سایر جنبه‌های رفاه ذهنی مرتبط است. جالب اینکه این رابطه دوطرفه است؛ یعنی افسردگی نیز می‌تواند تنهایی را تشدید کند. تنهایی و سلامت جسمانی: تنهایی با سلامت عمومی ضعیف‌تر و احتمال ابتلا به دو یا چند بیماری مزمن همراه بود. با‌این‌حال، شواهد قانع‌کننده‌ای برای تأثیر مستقیم تنهایی یا انزوا بر بیماری‌های خاص مانند بیماری عروق کرونر، نارسایی قلبی، سکته مغزی، فشار خون و دیابت نوع ۲ یافت نشد. انزوای اجتماعی: تأثیر انزوا بر سلامت روان و جسم، محدودتر از تنهایی بود و واضح‌ترین تأثیر آن، کاهش رفاه عمومی بود.

پژوهشگران به محدودیت‌های مطالعه نیز اشاره کرده‌اند. تنهایی و انزوای اجتماعی فقط در یک مقطع زمانی و در دوران میانسالی یا سالمندی اندازه‌گیری شده‌اند، بنابراین تعمیم این نتایج به کودکان، جوانان یا افراد بسیار مسن با احتیاط همراه است.

همچنین، تنهایی با پرسشی ساده سنجیده شده و انزوای اجتماعی نیز صرفاً براساس تعداد اعضای خانواده و دفعات دیدارها ارزیابی شده؛ در حالی که این معیارها ممکن است تمام ابعاد زندگی اجتماعی فرد، از جمله ارتباطات کاری، فعالیت‌های گروهی و سایر تعاملات اجتماعی را به طور کامل پوشش ندهند.

برای کاهش تنهایی، تنها افزایش تماس‌های اجتماعی کافی نیست؛ بلکه باید بر کیفیت روابط و ایجاد ارتباطات صمیمانه، قابل اعتماد و معنادار تمرکز کرد

علاوه بر این، شرکت‌کنندگان بانک زیستی بریتانیا معمولاً سالم‌تر و مرفه‌تر از جمعیت عمومی هستند و تحلیل‌های ژنتیکی نیز محدود به افراد با اصل و نسب اروپایی بوده است که تعمیم نتایج را با چالش مواجه می‌کند.

با وجود محدودیت‌ها، مطالعه پیام مهمی برای سیاست‌گذاران و طراحان برنامه‌های حمایتی دارد: تنهایی و انزوای اجتماعی دو پدیده‌ی متفاوت هستند و نیاز به راه‌حل‌های متفاوتی دارند.

افزایش فرصت‌های تماس اجتماعی ممکن است انزوا را کاهش دهد، اما برای مقابله با تنهایی، به راه‌حل‌های عمیق‌تری نیاز است که بر کیفیت روابط و ایجاد ارتباطات صمیمانه، قابل اعتماد و معنادار تمرکز کنند.

پژوهش در ژورنال Nature Communications منتشر شده است. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر السا فیروز آذر: در یک پارتی مرا دزدیدند خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : ۷ ماشین غول‌پیکر با ابعاد باورنکردنی (+عکس) بیشتر بخوانید: نادیده گرفتن نیازهای شخصی؛ این ۲ زنگ خطر را جدی بگیرید تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



فیصل بن‌فرحان: دیپلماسی، گفت‌وگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز همچنان اولویت‌های ما هستند

 فیصل بن‌فرحان: دیپلماسی، گفت‌وگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز همچنان اولویت‌های ما هستند
 خبرگزاری ایسنا / ۳۰ دقیقه قبل
وزیر امور خارجه عربستان بر لزوم باز، امن و عاری‌بودن تنگه هرمز، باب‌المندب و تمام مسیرهای دریایی از هر گونه تهدید تأکید کرد.

به گزارش ایسنا و به نقل از خبرگزاری عربستان (واس)، وزیر امور خارجه عربستان در دیدار با توشیمیتسو موتگی، وزیر امور خارجه ژاپن، در حاشیه سومین نشست گفت‌وگوی استراتژیک بر اهمیت حفاظت از آزادی دریانوردی در تمام آبراه‌های بین‌المللی تأکید کرد.

شاهزاده فیصل بن فرحان خاطرنشان کرد که امنیت دریایی برای هر دو کشور از اولویت بالایی برخوردار است. او افزود: «پادشاهی سعودی با تمرکز بر راه‌ حل‌های دیپلماتیک جامع و پایدار که به منابع بی‌ثباتی در منطقه ما می‌پردازند، به تلاش‌هایش برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری‌های جدید ادامه می‌دهد.»

بن فرحان تأکید کرد: «دیپلماسی، گفت‌وگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز همچنان اولویت‌های ما هستند و ما نقش ژاپن در حمایت از اصول حقوق بین‌الملل، کمک‌های بشردوستانه و توسعه‌ای آن و مواضعش در حمایت از ثبات و راه‌ حل‌های مسالمت‌آمیز را ارج می‌نهیم.»

انتهای پیام



مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است

 مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است
 سایت جوان آنلاین / ۳۳ دقیقه قبل
جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامه‌ای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافت‌کننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی می‌شود، اما ا...

جوان آنلاین: حجت‌الاسلام یاسین حسین‌آبادی، معاون فرهنگی مسجد جمکران، در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورت‌های جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او به‌روز شود. مشروح گفت‌و‌گو با وی را در ادامه می‌خوانید. 

با توجه به اینکه تابستان فرصت فراغت بیشتری برای جوانان ایجاد می‌کند، مسجد مقدس جمکران برای جذب و حضور پررنگ‌تر جوانان در این ایام چه برنامه‌های ویژه‌ای دارد؟

ما در آستان مقدس مسجد جمکران، فصل تابستان را صرفاً یک بازه زمانی برای پر کردن اوقات فراغت نمی‌دانیم، بلکه آن را یک فرصت تربیتی و معرفتی بسیار ارزشمند تلقی می‌کنیم؛ فرصتی که می‌تواند به تعمیق ارتباط جوانان با معارف دینی، هویت ایمانی و به‌ویژه با وجود نازنین حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) منجر شود. بر همین اساس، تلاش ما این است که برنامه‌های تابستانی آستان، ترکیبی از معرفت، ایجاد انس، جذابیت، مشارکت و نشاط معنوی باشد. در این چارچوب، برنامه‌هایی مانند نشست‌های معرفتی مهدوی، حلقه‌های گفت‌وگوی صمیمی، کارگاه‌های مهارت‌های فردی و اجتماعی، برنامه‌های فرهنگی و رسانه‌ای، فعالیت‌های گروهی و جمع‌های خدمت‌رسان، در کنار محافل دعا و زیارت، مورد توجه قرار می‌گیرد. رویکرد ما این است که جوان وقتی وارد فضای مسجد می‌شود، احساس نکند با یک برنامه صرفاً رسمی و مناسبتی مواجه است، بلکه دریابد که مسجد می‌تواند پاسخ‌گوی بخشی از نیاز‌های فکری، روحی و اجتماعی او باشد. 

در طراحی برنامه‌های فرهنگی مسجد، جوان امروز با چه ویژگی‌ها و نیاز‌هایی دیده می‌شود؟ آیا برنامه‌ها بر اساس شناخت واقعی از دغدغه‌ها و سبک زندگی نسل جدید طراحی می‌شوند؟

یکی از اصول مهم در برنامه‌ریزی فرهنگی این است که جوان امروز را آنگونه که هست بشناسیم، نه آنگونه که صرفاً در ذهن ما ترسیم شده است. جوان امروز نسلی باهوش، پرسشگر، حساس، جست‌وجوگر و در عین حال در معرض حجم زیادی از پیام‌ها، شبهات، جذابیت‌های رسانه‌ای و الگو‌های متنوع هویتی است. بنابراین اگر بخواهیم با او ارتباط مؤثر برقرار کنیم، باید نیاز‌های واقعی او را درک کنیم. از نگاه ما جوان امروز بیش از هر چیز نیازمند هویت روشن، امید پایدار به آینده‌ای روشن، احساس تعلق، فرصت نقش‌آفرینی و فضایی برای گفت‌وگوی صادقانه است. 

مسجد جمکران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی کشور، چه تجربه‌ای از ارتباط با جوانان دارد و مهم‌ترین عواملی که باعث می‌شود یک جوان به این فضا جذب یا از آن فاصله بگیرد، چیست؟

نسل جوان، علی‌رغم همه پیچیدگی‌ها و دگرگونی‌های محیطی، همچنان ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباط با معنویت، حقیقت و محبت اهل‌بیت (ع) خاصه مهدویت دارد؛ به شرط آنکه این ارتباط، صادقانه، عمیق و متناسب با نیاز‌های واقعی او برقرار شود. جوان اگر احساس کند در یک فضا مورد احترام است، شنیده می‌شود، برای فکر و حضورش ارزش قائل هستند و می‌تواند در یک مسیر روشن و امیدبخش حرکت کند، با رغبت به آن فضا نزدیک می‌شود. در مقابل، آنچه معمولاً موجب فاصله‌گیری جوانان می‌شود، نه اصل دین و معنویت، بلکه نوع مواجهه‌های کلیشه‌ای، یک‌سویه، شعاری و گاه بی‌اعتنا به واقعیت‌های زیست جوانانه است. اگر برنامه‌ها فقط جنبه تکرار داشته باشند و نتوانند با مسائل ملموس جوان در حوزه هویت، آینده، روابط، امید، نشاط و مسئولیت پیوند برقرار کنند، طبعاً جذابیت لازم را نخواهند داشت. 

آیا رویکرد مسجد در قبال جوانان صرفاً دعوت به حضور در برنامه‌های مذهبی است، یا تلاش شده مسجد به یک پایگاه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی تفریحی برای جوانان تبدیل شود؟

ما معتقدیم که مسجد در تراز اسلامی و مهدوی، باید کارکردی فراتر از یک مکان برگزاری مراسم داشته باشد. مسجد می‌تواند و باید به پایگاهی برای تربیت انسان، تقویت هویت، رشد عقلانی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، هم‌افزایی فرهنگی و شکل‌گیری روابط سالم انسانی تبدیل شود. بر همین اساس، در آستان مقدس مسجد جمکران تلاش می‌شود بستر‌هایی فراهم آید که جوان در کنار بهره‌مندی از فضای عبادی و معنوی، امکان یادگیری، مشارکت اجتماعی، فعالیت فرهنگی، گفت‌وگوی فکری، رشد مهارتی و تجربه جمعی سالم را نیز داشته باشد. مقصود ما از این نگاه، آن است که مسجد در ذهن و زندگی جوان، از یک مکان صرفاً آیینی به یک زیست‌بوم رشد تبدیل شود؛ زیست‌بومی که در آن، پیوند با امام زمان (عج) فقط در سطح یک احساس مقطعی باقی نماند، بلکه به یک مسیر تربیتی و اجتماعی ماندگار تبدیل شود. 

چه برنامه‌هایی برای تبدیل مسجد به یک «پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم» برای جوانان، به‌ویژه در فصل تابستان، در نظر گرفته شده است؟

اگر قرار است مسجد برای جوانان به یک پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم تبدیل شود، باید حضور در آن برای آنان معنا، جذابیت، آرامش و امکان نقش‌آفرینی ایجاد کند. پاتوق سالم، صرفاً جایی برای تجمع نیست، بلکه فضایی است که در آن فکر، دل، هویت و روابط انسانی جوان نیز تغذیه و هدایت شود. از این منظر، برنامه‌هایی مانند حلقه‌های گفت‌و‌گو پیرامون مسائل فکری و هویتی، جلسات پاسخ به پرسش‌ها و شبهات، محافل انس با قرآن و دعا، کارگاه‌های مهارتی، فعالیت‌های گروهی، برنامه‌های هنری و رسانه‌ای، نشست‌های کتاب‌خوانی، جمع‌های خدمت‌رسان و فعالیت‌های داوطلبانه، همگی می‌توانند در شکل‌گیری چنین فضایی نقش داشته باشند. ویژگی مهم این برنامه‌ها آن است که جوان در آنها صرفاً مصرف‌کننده محتوا نباشد، بلکه احساس کند در یک جمع سالم، محترم، باهویت و رو به رشد حضور دارد. در واقع، هدف ما این است که آستان مقدس مسجد جمکران برای جوان، هم پناهگاه معنوی باشد، هم مدرسه معرفتی و هم محیطی امن برای شکل‌گیری رفاقت‌های سالم و مسئولانه. 

یکی از نقد‌های مطرح این است که بخشی از برنامه‌های فرهنگی مساجد همچنان با زبان و ذائقه نسل جدید فاصله دارد. مسجد جمکران برای به‌روز کردن شیوه ارتباط با جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟

در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورت‌های جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او به‌روز شود. بدیهی است که صرف برخورداری از محتوای غنی، بدون توجه به شیوه عرضه، برای ارتباط‌گیری پایدار کافی نیست. نسل جدید در معرض سبک‌های متنوع ارتباطی و رسانه‌ای است و اگر پیام دینی بخواهد در ذهن و دل او اثرگذار باشد، باید هم از حیث محتوا عمیق باشد و هم از حیث بیان، فهم‌پذیر، صمیمی و متناسب با واقعیت‌های زمانه. به همین جهت تلاش می‌کنیم از قالب‌های متنوع‌تر، گفت‌و‌گو‌های تعاملی، روایت‌های واقعی، محتوای کوتاه و اثرگذار، ابزار‌های رسانه‌ای نو و نیز شیوه‌هایی استفاده کنیم که جوان بتواند با آنها ارتباط طبیعی‌تری برقرار کند. در عین حال، نکته مهم این است که به‌روز شدن به معنای عدول از اصالت‌های معرفتی نیست، بلکه به معنای یافتن زبانی کارآمدتر برای انتقال همان حقیقت ناب است. هدف ما این است که معارف مهدوی و فرهنگ انتظار، نه در قالبی دور از ذهن و انتزاعی، بلکه به‌عنوان حقیقتی زنده، امیدبخش و راه‌گشا در زندگی امروز جوان عرضه شود. 

جوانان امروز فقط مخاطب برنامه‌های فرهنگی نیستند؛ چقدر از آنها در ایده‌پردازی، طراحی و اجرای برنامه‌های مسجد نقش داده می‌شوند؟

هر اندازه نقش جوان از مخاطب منفعل به همراه فعال و عنصر اثرگذار ارتقا پیدا کند، میزان موفقیت برنامه‌ها نیز بیشتر خواهد شد. جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامه‌ای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافت‌کننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی می‌شود، اما اگر در ایده‌پردازی، طراحی و اجرا مشارکت کند، احساس تعلق، مسئولیت و هویت جمعی در او تقویت می‌شود. از این رو، تلاش می‌شود در بخش‌هایی از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی آستان، از ظرفیت فکری، اجرایی و خلاقیت جوانان استفاده شود. این مشارکت، صرفاً یک تدبیر اجرایی نیست، بلکه خود یک فرایند تربیتی است. وقتی جوان در مسیر خدمت به مسجد، خدمت به مردم و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار وارد میدان می‌شود، عملاً در حال تجربه نوعی تربیت اجتماعی و ایمانی است. 

مسجد چه نقشی می‌تواند در حل مسائل اجتماعی جوانان، از هویت و امید گرفته تا اوقات فراغت، آسیب‌های اجتماعی و تقویت مشارکت اجتماعی، ایفا کند؟

مسجد اگر به‌درستی شناخته و فعال شود، می‌تواند یکی از مؤثرترین نهاد‌های اجتماعی در مواجهه با مسائل جوانان باشد. بسیاری از مسائل نسل جوان، هرچند در ظاهر اجتماعی یا روانی به نظر می‌رسد، اما در عمق خود با بحران معنا، ضعف هویت، تنهایی، بی‌افقی، گسست ارتباطی و کمرنگ شدن پیوند‌های سالم انسانی در ارتباط است. مسجد می‌تواند در برابر این وضعیت، یک کانون بازسازی‌کننده باشد. مسجد با فراهم آوردن فضای تعلق، امید، گفت‌و‌گو، راهنمایی، همدلی و ارتباط سالم، می‌تواند بخشی از خلأ‌های مهم زندگی جوان را جبران کند. همچنین از طریق برنامه‌های هدفمند، می‌توان اوقات فراغت جوانان را از حالت رها و بی‌جهت خارج کرد و به فرصتی برای رشد، یادگیری، خدمت و خودسازی تبدیل نمود. 

اگر بخواهیم از مسجد فقط به‌عنوان محل برگزاری مراسم عبادی عبور کنیم و آن را به یک نهاد مؤثر اجتماعی و فرهنگی تبدیل کنیم، از نگاه شما اقدامات فوری و ضروری چیست؟

برای آنکه مسجد بتواند نقش حقیقی خود را در عرصه فرهنگی و اجتماعی ایفا کند، سه اقدام فوری و بنیادین ضرورت دارد. نخست، شناخت دقیق، میدانی و بی‌واسطه از نسل جوان و نیاز‌های واقعی اوست. تا زمانی که فهم روشنی از مسائل، زبان، نگرانی‌ها، امید‌ها و افق فکری جوان نداشته باشیم، برنامه‌ریزی‌ها غالباً کلی و کم‌اثر خواهد بود. دوم، تولید و طراحی برنامه‌هایی است که در عین جذابیت و نوآوری، از عمق معرفتی و تربیتی نیز برخوردار باشد. برنامه موفق، برنامه‌ای نیست که صرفاً جمعیت ایجاد کند، بلکه برنامه‌ای است که بتواند در ذهن، دل و سبک زندگی مخاطب اثر بگذارد و او را یک قدم به رشد معنوی و اجتماعی نزدیک‌تر کند. سومین اقدام، اعتماد به جوانان و واگذاری بخشی از مسئولیت‌ها به خود آنان است. مسجدی که جوان در آن نقش واقعی دارد، برای او به خانه، مدرسه، میدان تمرین مسئولیت و پایگاه هویت تبدیل می‌شود. این سه محور، در کنار هم، می‌تواند مسجد را به نهادی زنده، اثرگذار و متناسب با اقتضائات امروز بدل سازد. 

اگر یک جوان امروز به شما بگوید «چرا باید مسجد را برای گذران اوقات فراغت و زندگی اجتماعی‌ام انتخاب کنم؟»، پاسخ شما چیست؟

مسجد، اگر درست شناخته شود، فقط محل حضور برای یک مناسک عبادی محدود نیست، بلکه می‌تواند جایی برای آرامش، معنا، رشد، رفاقت سالم، یادگیری، خودشناسی و آینده‌سازی باشد. بسیاری از فضا‌های امروز، ممکن است برای ساعتی سرگرمی ایجاد کنند، اما لزوماً به انسان جهت، عمق، امید و هویت نمی‌دهند. مسجد از این جهت تفاوت دارد که هم دل انسان را به خدا پیوند می‌زند و هم او را در مسیر ساختن یک زندگی متعادل، مسئولانه و روشن قرار می‌دهد. اگر جوان امروز در جست‌وجوی آرامش، هویت، امید، دوستی سالم و مسیر درست زندگی است، مسجد می‌تواند یکی از اصیل‌ترین و مطمئن‌ترین پاسخ‌ها به این نیاز‌ها باشد.



دانلود آهنگ همایون شجریان زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم

 دانلود آهنگ همایون شجریان زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
 سایت رکنا / ۱ ساعت قبل
غزل ماندگار حافظ با مطلع «زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم» در نسخه ای با صدای همایون شجریان مورد توجه علاقه مندان موسیقی و شعر قرار گرفته است؛ اثری که فضای عاشقانه و ادبی غزل حافظ را با رنگ و بوی موسیقی معاصر همراه می کند.

نسخه ای از غزل مشهور حافظ با اجرای همایون شجریان منتشر شده که با عنوان «زلف بر باد مده» شناخته می شود. این اثر در قالب یک ریمیکس معرفی شده و بار دیگر توجه مخاطبان موسیقی سنتی و علاقه مندان شعر کلاسیک فارسی را به این غزل ماندگار جلب کرده است.

غزل «زلف بر باد مده» از جمله اشعار شناخته شده حافظ است که با زبانی عاشقانه، سرشار از تشبیه، کنایه و خطاب مستقیم به معشوق سروده شده است. در این شعر، عاشق از معشوق می خواهد با رفتار و جلوه های خود، آرامش او را بر هم نزند و بیش از این دل و جانش را گرفتار نکند.

همایون شجریان و یک غزل ماندگار

صدای همایون شجریان که در سال های اخیر یکی از شناخته شده ترین صداهای موسیقی ایرانی به شمار می رود، ظرفیت ویژه ای برای اجرای اشعار کلاسیک فارسی دارد. انتخاب غزلی از حافظ نیز با فضای موسیقی ایرانی و شیوه اجرای او تناسب قابل توجهی دارد.

در این نسخه، مخاطب با شعری روبه رو است که بخش مهمی از جذابیت خود را از موسیقی کلام حافظ می گیرد. تکرار ساختارهای مشابه در مصراع ها و استفاده از افعال امری، فضای شعر را به گفت وگویی صمیمی اما پرتنش میان عاشق و معشوق تبدیل کرده است.

تحلیل غزل «زلف بر باد مده»

حافظ در این غزل از تصاویر آشنای ادبیات عاشقانه مانند زلف، رخ، سرو، شمع و گل استفاده می کند؛ اما هر کدام از این عناصر در خدمت بیان یک خواهش عاشقانه قرار گرفته اند.

در آغاز شعر، زلف معشوق نمادی از جذابیتی است که عاشق را گرفتار کرده است. شاعر از معشوق می خواهد زلف خود را بر باد ندهد تا او بیش از این بی قرار نشود. در ادامه نیز تعابیری مانند «در بند شدن»، «سوختن»، «فریاد» و اشاره به فرهاد، شدت دلباختگی و رنج عاشقانه را بیشتر می کنند.

یکی از ویژگی های مهم غزل، پیوستگی میان عشق و رنج است. راوی از یک سو شیفته زیبایی معشوق است و از سوی دیگر از پیامدهای همین دلباختگی می ترسد. همین تضاد باعث شده شعر تنها یک ابراز علاقه ساده نباشد و حال و هوایی دراماتیک پیدا کند.

از حافظ تا موسیقی امروز

یکی از دلایل ماندگاری شعر حافظ، قابلیت بالای غزل های او برای ورود به موسیقی است. وزن، موسیقی درونی کلمات و تصویرسازی های شاعرانه باعث شده بسیاری از اشعار او در دوره های مختلف توسط خوانندگان بازخوانی و اجرا شوند.

«زلف بر باد مده» نیز از همین ظرفیت برخوردار است و اجرای آن با صدای همایون شجریان می تواند برای مخاطبانی که به پیوند میان ادبیات کلاسیک و موسیقی ایرانی علاقه دارند، جذاب باشد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، این نسخه با عنوان «ریمیکس همایون شجریان» معرفی شده و تاریخ انتشار آن ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ اعلام شده است.

نکته مهم: شعر این اثر متعلق به حافظ است و نسخه منتشرشده در منبع با عنوان ریمیکس معرفی شده است؛ بنابراین برای نسبت دادن تنظیم، تولید یا انتشار رسمی اثر به همایون شجریان باید به اطلاعات رسمی منتشرکننده اثر استناد کرد. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1240457

اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: فیلم از زیبایی آبشار هوآن‌ گوشو، بزرگترین آبشار چین مشاهده خبر خبر ویژه فیلم/ آواز همایون شجریان مرزها را شکست/ صدایی که دل خارجی ها را هم برد فیلم /سفر در زمان با همایون /آواز نوستالژیک همایون شجریان در جوانی دوباره شنیده شد


 اعلام زمان آغاز ثبت‌نام مسکن استیجاری

اعلام زمان آغاز ثبت‌نام مسکن استیجاری

آرمان امروز : فرزانه صادق‌مالواجرد در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در آستانه ورود به سومین سال فعالیت دولت چهاردهم هستیم اما بیش از یک سال از دو سال گذشته را درگیر جنگ بودیم. در جنگ ۱۲ روزه و به ویژه در جنگ ۴۰ روزه دشمن علاوه بر زیرساخت‌های پل، فرودگاه و تاب‌آوری مردم را [ ]

 ملاحظات اطلاع‌رسانی

ملاحظات اطلاع‌رسانی

آرمان امروز :نشست تخصصی «بن‌بست اطلاع‌رسانی» با حضور نمایندگانی از دولت‌های دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم برگزار شد. در این نشست به این موضوع پرداخته شد که چرا در سال‌های اخیر با وجود برخورداری از نهادهای رسمی نتوانسته‌اند تحولات اجتماعی را به موقع تشخیص داده و پاسخگو باشند. نشست «بن‌بست اطلاع‌رسانی» با محوریت بررسی چالش‌های اطلاع‌رسانی [ ]

 انقلاب خاموش در صنعت الفین

انقلاب خاموش در صنعت الفین

سال‌ها، یک اصل نانوشته بر صنعت الفین حکم می‌راند: هر که خوراک ارزان‌تری در اختیار دارد، دست برتر را دارد. اما این قاعده دیرپا، آرام‌آرام در حال فروپاشی است. خوراک امروز دیگر صرفا ماده اولیه نیست؛ دارایی راهبردی است و انعطاف‌پذیری، تنوع سبد خوراک، تاب‌آوری و سرعت انطباق با تحولات بازار، گاه از قیمت آن تعیین‌کننده‌تر شده‌اند.

 انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

وزارت امور خارجه انگلیس با احضار کاردار رژیم صهیونیستی، اعتراض خود را به برگزاری مناقصه برای پروژه شهرک‌سازی E۱ اعلام و از دولت بنیامین نتانیاهو خواست فوراً از اجرای این طرح عقب‌نشینی کند.

 معمای خوانندگی «ایرج» در فیلم‌فارسی

معمای خوانندگی «ایرج» در فیلم‌فارسی

آرمان امروز :    ۲۳ سال پیش، در مردادماه سال ۱۳۸۲، خبرنگار موسیقی ایسنا به منزل ایرج رفت و به گپ‌وگفت با او پرداخت. آن زمان، ایرج به نکاتی پرداخت که شاید امروز پس از دو دهه همچنان موضوعیت داشته باشند. ایرج از خطر فراموشی موسیقی اصیل ایرانی گفته بود که امروز حتی زنگ خطر [ ]

 آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

تصویری قدیمی از یک آرایشگر زن را در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان و در دوره قاجار می‌بینید.

 اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر

اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران با آمریکا، نطق پیش از دستور روز گذشته خود در صد و هشتادمین جلسه علنی مجلس را در یکی از نقاط زمانی حساس این روزها انجام داد؛ یک روز

 عدم محدودیت ایمیدرو برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ معادن

عدم محدودیت ایمیدرو برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ معادن

رئیس هیات عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) اعلام کرد: این سازمان با هدف توسعه معادن در نقاط مختلف کشور به ویژه استان‌های با ظرفیت معدنی بالا، هیچ محدودیتی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها ندارد.