قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۰

جنبش نویسندگان علیه هوش مصنوعی

رمان‌نویسان، روزنامه‌نگاران و نویسندگان مطالب پربازدید برای اینکه با «چت‌بات‌»ها اشتباه گرفته نشوند، با ایجاد جنبش روایت‌های اول‌شخص و به‌کارگیری ویژگی‌های منحصر به‌ فرد برضد نوشتارهای هوش مصنوعی به‌ پا خاسته‌اند؛ موضوعی که سایت ادبی وایرد «Wired» به آن پرداخته است.
 جنبش نویسندگان علیه هوش مصنوعی

به گزارش ایسنا، سال گذشته لورا بروک روبنسون - رمان‌نویس - هنگامی که نوشتن کتاب «عشق یک الگوریتم است»، داستانی درباره عشق بین بنیان‌گذار یک نرم‌افزار هوش مصنوعی دوست‌یابی و موسیقیدانی که تلاش می‌کرد تا در عصر مدل‌های بزرگ زبانی سرپا بماند را آغاز کرد، تلاش مضاعفی به‌ خرج داد تا نوشتارش شبیه هوش مصنوعی نشود.

او جملاتی را به‌ کار برد که پیش از ظهور مدل‌های زبانی هوش مصنوعی از نوشتن آنها اجتناب می‌کرد و تلاش کرد تا از استعاره‌های مبهم و صور خیالی اجتناب کند و مسیر دشوارتری را برگزید تا از دو خط تیره، برای نوشتن عبارات توصیفی و فهرست سه‌گانه (سه واژه یا صفت برای توصیف بیشتر؛ مانند: فرهنگی، هنری، اقتصادی) کمتر استفاده کند.

روبنسون خود می‌گوید که از زمان همگانی شدن مدل‌های زبانی بزرگ هوش مصنوعی، مطالبش را به‌عمد برخلاف جهت چیزی که او سبک پیش‌فرض هوش مصنوعی می‌نامد، نوشته و نوشته‌هایش بهتر شده‌اند.

او می‌گوید: «دریافتم که کمتر مثل ماشین می‌نویسم. تمایل زیادی پیدا کرده‌ام تا غلط‌های کوچک را تصحیح نکنم؛ مثل چشمک زدن مخفیانه به خواننده می‌ماند تا به او بفهمانم که یک انسان پشت این واژگان قرار دارد. مثلا اگر عبارتی از خودم اختراع کنم چه می‌شود؟ یا اگر از علائم نگارشی به‌طور نابه‌جا استفاده کنم چه اتفاقی می‌افتد؟»

روبنسون جزو گروه گسترده‌تری از نویسندگان است که از سبکی در نوشتار خود استفاده می‌کنند که می‌توان آن را سبک نوشتن ضد هوش مصنوعی نامید. در زمینه‌های نقد و نویسندگی خلاق، همگرایی در میان نویسندگان شکل گرفته است تا به مجموعه‌ای از انتخاب‌ها برسند و به‌طور ضمنی در دام‌های نوشتارهای تولید شده توسط هوش مصنوعی گرفتار نشوند.

در این سبک بیشتر روش نفی، خلاف جریان و ضدیت به‌ کار گرفته می‌شود؛ یعنی پرهیز از روش‌های آشکاری که هوش مصنوعی استفاده می‌کند؛ مانند دو خط تیره بلند، فهرست سه‌تایی توصیفی، ساختار جمله مجهول.

با این وجود نویسنده سعی می‌کند تا ویژگی‌های منحصر به فرد خود را حفظ کند و با بهره‌گیری از بازگویی‌های مشخص اول شخص و تشبیهات ادبی نامتعارف، تلاش یک انسان برای نوشتن را نشان دهند.

***

در تمامی دنیای نشر، اتهاماتی بر کتاب‌ها وارد می‌شود، مبنی بر استفاده از هوش مصنوعی برای تولید کتاب که نگرانی‌های زیادی را موجب شده است. در ماه مارس، انتشارات «هاچت» هنگام انتشار رمان ترسناک «دختر خجالتی» نوشته میا بالارد در فضای مجازی با گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر اینکه نویسنده به‌طور فزاینده‌ای از هوش مصنوعی استفاده کرده است، مواجه شد و کتاب را از فهرست انتشار خارج کرد؛ ادعایی که نویسنده آن را رد کرده است. بالارد که در حال حاضر آثار جدیدی را برای انتشار دارد، ناچار شده است روش خود را تغییر دهد. او می‌گوید: «اینکه نوشته‌هایم اصیل و واقعی باشند، برایم یک اولویت است.» و اضافه می‌کند که آثارش را خودش ویرایش خواهد کرد؛ به ادعای او ویراستاری که استخدام کرده بود، کتاب را از طریق نرم‌افزارهای هوش مصنوعی ویرایش کرده است. بالارد تاکید می‌کند: «این اولین بار بود که چنین چیزی به ضرر من تمام شد.» انتشارات «هاچت» هنوز به درخواست‌ها برای اظهارنظر پاسخی نداده است.

همین اتهام به استیون روزنبام - نویسنده کتاب «آینده حقیقت» - کتابی که به بررسی دگرگونی واقعیت توسط هوش مصنوعی می‌پردازد، وارد شد. گفته می‌شد که او از چندین نقل‌ قول ساخته شده توسط هوش مصنوعی در اثر خود استفاده کرده است؛ اتهامی که بعدها توسط خود او تایید شد.

النا ساویج - نویسنده و مدرس دانشگاه از استرالیا - که نوشتارش را با الهام از ادبیات عصر ویکتوریا با جملات پیچیده می‌نویسد، گفته است که «متاسفانه قربانی افکار مربوط به چت‌بات‌ها» شده است. او می‌گوید: «هوش مصنوعی چندین قواعد ساختاری را که برایم بسیار عزیز بودند از من دزدیده است. دلم برای استفاده از آنها بسیار تنگ شده است. دلم برای خط تیره و فهرست سه‌گانه تنگ شده است. حالا چه کنیم؟ قانون دوتایی؟ پنج‌تایی؟ هفت‌تایی؟ یا ده‌تایی؟»

این موضوع گسترش سبک‌های نوشتاری ضد دامنه زبانی هوش مصنوعی، روش‌های نگارش فردی و سردبیری را نیز دگرگون کرده است. ریچارد فیشر - استاد افتخاری کالج دانشگاهی لندن و دبیر مجله آنلاین «آیون» - می‌گوید که ورود هوش مصنوعی به حوزه نویسندگی او را بر آن داشته است، نویسندگان را تشویق کند تا «انسانی‌تر» و به شکل محاوره‌ای‌تر، مثل زبان عمومی انسان‌ها بنویسند. او می‌گوید: «نباید سطح زمخت و ناصاف نوشتار را صیقل دهیم؛ زیرا هوش مصنوعی نمی‌تواند به تند و تیزی و منحصر به‌ فردی کلام انسانی بنویسد. شاید برخی نویسندگان نخواهند روش کار خود را عوض کنند اما جاهایی ممکن است، مجبور به این کار شوند.»

در جولای سال 2024 و در هنگامه فراگیر شدن مدل‌های زبانی هوش مصنوعی، مانو ساندارسان به سمت مدیریت محتوای تحریریه نشریه نقد ادبی «پیچفورک» منصوب شد. او که سابقه وبلاگ‌نویسی را در کارنامه خود داشت، نویسندگان را تشویق می‌کرد تا به‌ جای پیروی از قواعد کلیشه‌ای رایج از «صدای منحصر به‌ فرد خودشان» بهره ببرند؛ نکته‌ای که به گفته خودش، با مرور بر گذشته حرفه‌ای، «شاید تحت تاثیر همین موج هوش مصنوعی بوده باشد.» او و دیگر سردبیران آن زمان یادداشتی برای نویسندگان فرستادند و در آن تاکید کردند که در نوشتن متون نباید از هوش مصنوعی استفاده شود و آنها را به استفاد از زاویه دید شخص اول تشویق کردند.

هوش مصنوعی بر فرایند مطالب سفارشی نیز تاثیر گذاشته است. فیلیپ پیکاردی - سردبیر یکی از نشریات تخصصی - هنگامی که در ماه می صندوق دریافت پیشنهادها را باز کرد، با حدود هزار مطلب ارسالی مواجه شد. او پس از بررسی‌های تخصصی متوجه شد که اکثر آنها با هوش مصنوعی تولید شده بودند. پیکاردی می‌گوید: «نکته کلیدی در این بود که ما در مجله به تجربه انسانی اول شخص نیاز داشتیم.» از آن زمان او نویسندگان را به جسورانه‌تر نوشتن از نظر ساختار تشویق کرد و از اندیشمندانی چون میشل فوکو یا بل هاوکس که با امتناع از نوشتن حرف نخست خود با حرف بزرگ انگلیسی، زبان را به چالش کشیدند، مثال آورد. پیکاردی تاکید می‌کند: «ما به دنبال نوشتاری هستیم که هوش مصنوعی نتواند آن را بازتولید کند.»

یکی از بارزترین نمونه‌های سبک نوشتاری ضد چت‌بات‌ها تا به امروز، مقاله‌ای به قلم جسی مک‌گری است؛ او در مطلبی با عنوان «5 دلیل برای دوست داشتن تابستان (بدون هوش مصنوعی)» نثری ارائه کرد، پر از غلط‌های نگارشی و پیشنهادهای ملتمسانه پی‌درپی تا ثابت کند که این مقاله را یک انسان نوشته است. مثلا نوشته است: «وقتی تابصتان فرا برسد می‌توانی از حال و حوای گرفته زمستان خلاس شوی و به آفطاب زیبا پناه ببری!»

مک‌گری می‌گوید که نوشتن اشتباهات واژگانی بسیار بامزه و کمی جسورانه بود و البته بسیار سخت؛ زیرا ناچار بودم به‌طور دائم دکمه عدم اعمال سیستم تصحیح خودکار کامپیوتر را فشار دهم.

این روش تقابل با مدل زبانی هوش مصنوعی به تدریج شکل گرفته و این روزها به اوج خود رسیده است. اکنون دیگر می‌توانید در پست‌های آموزشی گزینه چگونه از شبیه به هوش مصنوعی شدن اجتناب کنید را ببیند. ری استیلر بری - بنیان‌گذار موسسه بازاریابی کتاب دی‌اس‌ال - می‌گوید: «همیشه بر محتوای روایتی اول شخص تاکید می‌کنم؛ زیرا می‌خواهم سختی که برای نوشتن مطلب تحمل شده و عرق ریخته شده را ببینم.» او می‌افزاید که این موسسه هر ماه جلساتی را برگزار کرده و روش‌هایی که در حال گسترش است را به‌روز رسانی می‌کند تا مطمئن شود متن‌هایی که انسان‌ها تولید می‌کنند، هرگز شبیه نوشته‌های هوش مصنوعی نباشند.

در ماه آوریل، بن هورویتز - سرمایه‌گذار و کارآفرین - وقتی مزایای این سبک مقابله با هوش مصنوعی را مشاهده کرد، نرم‌افزار «سینسرلی» را ساخت و آن را «ضد دستور زبان» نامید. این ابزار به عمد در ایمیل‌ها غلط املایی باقی می‌گذارد و پیام‌ها را با عبارت «ارسال شده از آیفون من» خاتمه می‌دهد. وقتی ایمیل‌های استاندارد ارسال شده را با ایمیل‌های تولید شده توسط نرم‌افزار خود مقایسه کرد، متوجه شد، تنها ایمیل‌هایی باز شده‌اند که با حروف کوچک و غلط املایی نوشته شده بودند. هورویتز توضیح می‌دهد: «مردم اکنون عطش زیادی برای چیزهای متفاوت و فرار از یکنواختی دارند.» او می‌گوید که نتیجه حاصله باعث شده است که او «واقعاً بیشتر قدر نوشته‌های خوب را بداند.»

هرچند گرایش و استقبال از نوشتار خوب می‌تواند یکی از مزایای عصر نوشتن با هوش مصنوعی نیز باشد. ماه آوریل گذشته، جان وارنر - مدرس باسابقه نویسندگی - کتاب «فراتر از واژگان: چگونه در عصر هوش مصنوعی به نوشتن فکر کنیم» را منتشر و در آن استدلال کرد که هوش مصنوعی ممکن است ارزش واقعی نوشتار خوب و سبک و فرایند نگارش مطلب با ارزش را دوباره احیا کند. او می‌گوید که سال‌ها تلاش کرد تا انشای معمولی پنج‌پاراگرافی دانش‌آموزان و آنچه او آن را مزخرفات شبه‌آکادمیک می‌خواند از میان بردارد؛ همان نوع متنی که اکنون توسط هوش مصنوعی تولید می‌شود.

مدل‌های زبانی بزرگ نوعی بدگمانی جدید را نسبت به سبک نگارش و نداشتن آن ایجاد کرده است که ممکن است در کوتاه‌مدت بد نباشد. اگرچه ممکن است این موضوع باعث نگرانی نویسندگان درجه یک جهانی نشود اما برای نویسندگان درجه دو و پایین‌تر می‌تواند برای پیشرفت، انگیزه ایجاد کند تا از استفاده زیاد از هوش مصنوعی دوری کنند.

هرچند، از آنجایی که هوش مصنوعی جا پای انسان می‌گذارد و همگام با رفتارهای نوشتاری انسانی آموزش می‌بیند، ممکن است به‌زودی راه‌اندازی جنبش ضد ضد ضد ضد سبک هوش مصنوعی مورد نیاز باشد. مک‌گری می‌گوید: «هر سبک نوشتاری که در پاسخ و برخلاف سبک نوشتاری هوش مصنوعی ایجاد شود، هوش مصنوعی می‌تواند آن را تقلید کند؛ پس فقط نوشتار واقعی، نوشتار خوب است.»

انتهای پیام



۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

«سمک عیار»؛ روایت دلیری و جوانمردی در رادیو نمایش

«سمک عیار» روایتی پر فراز و نشیب از عیاری، آیین فتوت و جوانمردی است که نسل به نسل از سینه راویان به روزگار امروز رسیده و داستانی شنیدنی از دلیری، دلدادگی و جوانمردی را در سرزمین افسانه‌های پارسی روایت می‌کند.

این نمایش رادیویی تلاش دارد شنوندگان، به‌ویژه نوجوانان و جوانان، را در فضای خیال‌انگیز داستان با جان‌مایه‌هایی از هویت و فرهنگ ایرانی آشنا کند.

نمایش رادیویی «سمک عیار» به کارگردانی محمد پورحسن، تهیه‌کنندگی فرشاد آذرنیا و نویسندگی مجید حیدری تولید شده است. ابوالفضل شاه‌بهرامی گویندگی این اثر را بر عهده دارد و نرگس موسی‌پور و محمدرضا قبادی‌فر افکتورهای آن هستند.

صدابرداری نیز توسط محمدرضا محتشمی و رضا طاهری انجام شده است.

محسن بهرامی، امیر منوچهری، بهادر ابراهیمی، محمد آقامحمدی، بهرام سروری‌نژاد، سعیده فرضی، احمد لشینی، محمدسعید سلطانی، محمد رضاعلی، شیرین سپهراد، فریبا طاهری، مجید حمزه، نازنین مهیمنی، فرشید صمدی‌پور، محمد پورحسن، محمد شریفی‌مقدم، محمد مجدزاده، ابوالفضل شاه‌بهرامی، امیرعباس توفیقی، امیر زنده‌پ‌دلان، صفا آقاجانی، شیما جانقربان، مونا صفی، راضیه مومیوند، سینا نیکوکار، حمید یزدانی‌ابیانه، معصومه عزیزمحمدی، رامین پورایمان، شهریار حمزیان، بیوک میرزایی، ناهید فیضی‌زاده، شمسی صادقی، مروارید کریم‌پور و کرامت رودساز از هنرمندان این نمایش رادیویی هستند.

«سمک عیار» از ۳۱ مرداد ساعت ۳ بامداد روی موج اف.ام ردیف ۱۰۷/۵ مگاهرتز از رادیو نمایش پخش می‌شود و تکرار آن همان روز در ساعت‌های ۱۱، ۱۷ و ۲۳ خواهد بود.

انتهای پیام/


۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

از مصدق و کاشانی تا امروز؛ بازخوانی یک بزنگاه تاریخی

به گزارش ایلنا، در این این نشست که شامگاه پنجشنبه ۲۹ مردادماه با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران حوزه تاریخ و رسانه و علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران برگزار شد؛حاضران به بررسی ریشه‌ها و علل شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداختند.

اکبر نبوی در ابتدای این برنامه با اشاره به اهمیت بررسی تاریخی نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد گفت: انتخاب این موضوع برای من به دلیل مشابهت‌های تقریباً روشن شرایط امروز کشور با شرایط ایران، به‌ویژه از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است؛ دوره‌ای که در آن سرعت وقایع و حجم تخریبی که دو جریان اصلی نهضت علیه یکدیگر به راه انداختند، بسیار افزایش یافت.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی نهضت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و جریان ملی نهضت به رهبری مرحوم مصدق، درگیر اختلافات و تقابل‌هایی شدند و از همه مهم‌تر، فعالیت شدید نفوذی‌ها در میان یاران مصدق و یاران آیت‌الله کاشانی، شرایط را پیچیده‌تر کرد. این مسائل، به نظر من، شباهت زیادی با این روزهای کشور ما دارد.

نبوی ادامه داد: در آن زمان، اراده جریان چپ و راست جهانی برای اینکه مصدق نباشد و جریان نفت به شکلی که ملیون ایرانی می‌خواستند ملی نشود و نتواند به اهداف خود برسد، به یک اتفاق روشن رسیده بود. امروز نیز درباره ایران و جمهوری اسلامی، نوعی اتفاق نظر برای تغییر شرایط موجود دیده می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت ادامه مسیر گفت: تا الان، به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی، ایران پیروز این منازعه است؛ منتها ادامه مسیر هم مهم است. باید دید چه اتفاقاتی باید بیفتد که این پیروزی ادامه پیدا کند و چه اتفاقاتی نباید بیفتد که خدای نکرده یک ۲۸ مرداد دیگر، منتها خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر، رقم بخورد.

نبوی تأکید کرد: آن دوره دیگر تکرار نمی‌شود که یک دولت برود و دولت دیگری بیاید؛ امروز نمونه‌هایی مانند سوریه، لیبی، عراق و افغانستان را دیده‌ایم و باید با توجه به تجربه این کشورها، درباره چگونگی عبور از این گذرگاه و گردنه خطیر، به یک اشتراک جمعی در دیدگاه‌ها و راهکارها رسید.

وی افزود: بسیاری از کسانی که در دهه شصت به مطالعه تاریخ معاصر، به‌ویژه ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، پرداختند، با منابع غیرمستند و حجم سنگینی از داده‌های رسانه‌ای و کتاب‌ها مواجه بودند. جریان‌های مختلف سیاسی، از راست میانه و راست افراطی و راست مذهبی تا چپ ارتدوکس، توده‌ای، میانه و تند، هر یک تحلیل و تفسیر خود را ارائه می‌کردند. 

نبوی گفت: کسی که این منابع را می‌خواند، منطقا باید یا به یک نگاه و تفسیر گرایش پیدا می‌کرد یا به درکی می‌رسید که بتواند همه آنها را بخواند و خودش به یک تجزیه و تحلیل عقلانی و خردمندانه از واقعه‌ای که رخ داده بود برسد.

نبوی با اشاره به کتاب «نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران» گفت: من نخستین بار در سال ۱۳۵۸ با خواندن این کتاب، تصویری نسبت به ماجرای کودتا و آنچه میان مصدق و کاشانی گذشت پیدا کردم. این کتاب در شرایط خاص سال‌های پس از انقلاب، نقد مصدق و کاشانی را همزمان مطرح کرده بود و این کار در فضای به‌شدت انقلابی آن روزگار، کار دشواری بود.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی به‌شدت از کاشانی دفاع می‌کرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی می‌دانست و مصدق را کاملاً مبرا می‌کرد. اهمیت آن کتاب این بود که نسبتاً تحلیل‌گرانه بررسی کرده بود که اساساً اختلافات میان مصدق و کاشانی چه بوده است.

نبوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کتاب «درس‌های بیست و هشت مرداد» نوشته خلیل ملکی گفت: این کتاب نکات عمیقی درباره عملکرد حزب توده و همراهی چپ جهانی با کودتا دارد. به اعتقاد ملکی، اتحاد شوروی از یک سو نتوانسته بود امتیاز نفت شمال را بگیرد و از این زاویه با نهضت ملی و دولت مصدق تعارض پیدا کرده بود و از سوی دیگر نمی‌خواست رقیب دیگری در مبارزه با امپریالیسم در کنار جریان مارکسیسم قرار بگیرد.

او همچنین درباره کتاب «رضاشاه و بریتانیا» گفت: این کتاب درباره موضوع نفت اطلاعات عددی عجیب و غریبی دارد و بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا نوشته شده است. وی افزود: در یک فاصله زمانی چهل‌ساله، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۵۱، کل درآمد نفت ایران، یعنی پولی که شرکت نفت به ایران پرداخت کرده، ۴۳۵ میلیون دلار بوده است؛ در حالی که خود شرکت نفت ایران و انگلیس در همین دوره پنج میلیارد دلار سود برده است.

نبوی ادامه داد: نویسنده در بخش دیگری نشان می‌دهد که در طول سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱، رضاشاه چگونه بخش عمده‌ای از ۱۸۵ میلیون دلار درآمد ایران را سرقت کرد و آنها را به حساب‌های بانکی خود در لندن، سوئیس و نیویورک ریخت.

وی با تأکید بر شباهت‌های شرایط امروز با آن دوره گفت: یکی از دلایلی که موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت را انتخاب کردم این بود که به‌شدت در بعضی حوزه‌ها و در ارتباط با بعضی مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ـ نظامی، میان جامعه امروز ما و حدود هفتاد و چند سال گذشته، شباهت‌های جدی وجود دارد.

نبوی افزود: آنچه در آن دوره اهمیت داشت، شکل‌گیری اندیشه استقلال‌طلبانه و عزت‌خواهانه در میان گروهی از سیاستمداران، نیروهای مذهبی و نیروهای ملی بود؛ اینکه سرمایه‌های ما باید در اختیار خودمان باشد. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آن روزگار نفت بود و امروز نیز موضوع در اختیار داشتن مقدرات کشور و منابع و ظرفیت‌های آن، همچنان اهمیت دارد. 

وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی نیز به دست گرفتن مقدرات بود و انرژی هسته‌ای هم از همین منظر قابل توجه است. 

در ادامه مجیدرضا بالا، پژوهشگر و محقق تاریخ و فرهنگ، با اشاره به ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر ایران گفت: ما از جنگ‌های روس به این طرف، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نسبت به شخصیت‌های برجسته سیاسی، نگاهی رمانتیک و سانتی‌مانتالیستی داشته‌ایم و اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، ممکن است نپسندیم. مثلا درباره امیرکبیر نیز تصور رایج، با آنچه از متون دست اول تاریخی خوانده می‌شود، کاملاً سازگار نیست. همین مسئله درباره عباس میرزا، قائم‌مقام فراهانی و تا مصدق نیز قابل طرح است.

وی افزود: درباره مصدق باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد؛ یکی سابقه و دیدگاه‌های او درباره اجتماع، سیاست و فرهنگ و دیگری نقش او در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و دوره نخست‌وزیری که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید. درباره ملی شدن صنعت نفت باید جداگانه پرسید آیا ملی شدن کار خوبی بود و آیا این اقدام به توسعه ایران منجر شد یا نه. ایران امروز در موقعیتی نیست که بتوان صرفاً با تکیه بر ایران‌دوستی و بریدن دست بیگانگان، درباره این موضوع داوری کرد.

رضا بالا درباره نسبت مصدق و حزب توده نیز گفت: منابع مستقل نشان می‌دهند که خود مصدق تمایل زیادی به حزب توده نداشت و حزب توده نیز در آن مقطع قدرتی نداشت که بتواند حکومت را در دست بگیرد. استفاده از خطر قدرت‌یابی کمونیست‌ها، بیشتر به عنوان استراتژی برای تحت فشار قرار دادن آمریکایی‌ها جهت دریافت وام و فشار بر انگلستان مطرح بود.

وی همچنین درباره ۲۸ مرداد افزود: آنچه به عنوان کودتا شناخته می‌شود، در دو مرحله قابل بررسی است؛ ۲۵ مرداد اقدامی برنامه‌ریزی‌شده علیه مصدق بود که ناکام ماند و ۲۸ مرداد با تظاهرات خیابانی و سپس ورود بخشی از نیروهای ارتشی طرفدار کودتا، دولت سرنگون شد. درباره ماهیت این وقایع، منابع و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و همین تفاوت‌ها، بررسی دقیق و مستند آنها را ضروری می‌کند.

رضا بالا در ادامه سخنان خود گفت: از زمانی که مصدق در ۲۹ اسفند سال ۳۰ ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد، دیگر پولی داخل خزانه ایران نیامد. ایران بابت استفاده روس‌ها در جنگ جهانی دوم از خط آهن ایران، از دولت شوروی وقت طلب قابل توجهی داشت که پرداخت نشد و وام مورد درخواست از آمریکا نیز تأمین نشد. در نتیجه ایران با کمبود جدی نقدینگی و ارز خارجی و فقر اقتصادی فوق‌العاده‌ای مواجه شد.

وی افزود: در آن مقطع هیچ نیرویی در جامعه وجود نداشت که در ارزیابی خود تصور کند آمدن به خیابان و دفاع از مصدق، تحقق آرمان‌هایش است. حزب توده به دلیل تحلیلی که داشت، تصور می‌کرد اگر دولت مصدق سقوط کند، امکان رسیدن آنها به قدرت فراهم می‌شود. از سوی دیگر، بخشی از روحانیت و فدائیان اسلام نیز مناسبات خوبی با مصدق نداشتند و روحانیت سنتی قم نیز نگاه مثبتی به او نداشت.

رضا بالا ادامه داد: فضای اجتماعی حزب توده از سی تیر ۳۱ به بعد بسیار فعال بود و تظاهرات و نشریات متعددی داشتند و تصویری پرقدرت از احتمال روی کار آمدن کمونیست‌ها ایجاد شده بود. مصدق به انواع و اقسام میتینگ‌های حزب توده مجال می‌داد و به او هشدار داده می‌شد، اما او این هشدارها را نمی‌پذیرفت. به نظر من این بازی مصدق از دو جهت باخت داشت؛ از یک سو فضای قدرت‌یابی کمونیست‌ها را برای آمریکایی‌ها برجسته می‌کرد و از سوی دیگر موجب می‌شد مذهبیون و روحانیت جامعه نیز احتمال قدرت‌یابی کمونیست‌ها را جدی بدانند و از حمایت از مصدق دست بردارند.

وی در پایان گفت: مصدق ارزیابی دقیقی از پیامدهای اقتصادی ملی شدن صنعت نفت نداشت. تصورش این بود که حتی اگر میزان فروش نفت بسیار کاهش پیدا کند، باز هم درآمد لازم تأمین خواهد شد، اما حتی همان مقدار نفت نیز نتوانست به فروش برسد و در نهایت دولت با مشکلات جدی اقتصادی و مالی روبه‌رو شد. انتهای پیام/


۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

به گزارش هم‌میهن آنلاین، دکتر بابک زمانی، متولد ۱۳۳۶، نورولوژیست و استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی و از مؤسسین بخش نورولوژی همان دانشگاه است. زمانی بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته است و تعداد کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند. او هم‌چنین رفرنس نوروسونواوژی ایران شناخته می‌شود.

دکتر زمانی در راه‌اندازی و قوام بخشیدن به انجمن نورولوژی و انجمن سکته مغزی نقش پررنگی داشته است. برنامه ملی درمان سکته مغزی حاد در سال ۹۵ با کمک او به عنوان رییس انجمن سکته مغزی آغاز شده و به بیماران بسیاری که دچار این عارضه شده‌اند، در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. او همه این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده است. به قول خودش، قبل از طبابت، نویسنده بوده است.

در ساحت نویسندگی، دکتر بابک زمانی را با یادداشت‌های مستمرش که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشه پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده است، می‌شناسند. در واقع، او از طبیبان پیشگامی بوده است که نوشته‌هایش را به حوزه عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد. زمانی در کنار یادداشت‌هایش که فضایی مابین طب و اجتماع داشت، همه این سال‌ها مشغول داستان‌نویسی بوده است. کتاب «فغان ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند اوست که در چندین دهه نوشته شده است و همان‌طور که از نامش پیداست، از مواجهه با جنگ می‌گوید. داستان‌های کوتاه او درباره جنگ تحمیلی هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه اتفاق افتاده است. خودش معتقد است: «داستان‌های این مجموعه، روایت‌هایی است که چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌ام.»

میدان نیاوران، خیابان پورابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید




 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم
۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

«خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

 ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟
۱۸ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟

سرپرست اداره‌کل حفظ، احیا و مرمت بناها و محوطه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه یافته‌های اخیر در جبهه جنوبی کاخ جهان‌نما براساس اسناد، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی است، گفت: این عملیات غافلگیرکننده نیست و تمام اقدامات با اشراف کامل بر نقشه‌ها و مستندات تاریخی انجام می‌شود.

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]

 اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو حضور یافت و جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.