
به گزارش ایسنا، روزنامه ایران یادداشتی را به قلم عابد اکبری، استاد روابط بینالملل دانشگاه منتشر کرده و نوشته است: در سیاست خارجی، دولتها را نمیتوان صرفاً بر اساس نتایج کوتاهمدت یا تعداد توافقهایی که به امضا میرسانند داوری کرد. گاهی مهمترین نشانه بلوغ یک دولت، نحوه مواجهه آن با شرایطی است که اساساً در اختیارش نیست: جنگ، تغییر موازنه قدرت، رفتار بازیگران ثالث و تصمیم قدرتهای بزرگ.
دولت مسعود پزشکیان سیاست خارجی خود را در چنین محیطی آغاز کرد؛ محیطی که در آن ایران با ترکیبی کمسابقه از فشار اقتصادی، منازعه امنیتی، بحران هستهای و رقابتهای ژئوپلتیک مواجه بود. از این منظر، ارزیابی سیاست خارجی این دولت باید نه با معیار وعدههای ساده انتخاباتی که با سنجش کیفیت تصمیمگیری در شرایط محدودیت و بحران صورت گیرد. پزشکیان در آغاز دولت بر ضرورت تعامل، کاهش تنش و استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای گشودن گرههای خارجی تأکید کرد. اهمیت این رویکرد زمانی بیشتر آشکار شد که محیط منطقهای به سمت رویارویی نظامی گستردهتر حرکت کرد.
در چنین شرایطی، دولت میتوانست دیپلماسی را به حاشیه براند و سیاست خارجی را صرفاً بر منطق تقابل استوار کند؛ اما انتخاب دیگری را در پیش گرفت: حفظ ظرفیت بازدارندگی کشور در کنار باز نگه داشتن مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک. به باور من، این مهمترین ویژگی سیاست خارجی دولت چهاردهم است.
پزشکیان دیپلماسی را بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت ملی تعریف کرده است. این تمایز در ادبیات واقعگرایانه روابط بینالملل اهمیت اساسی دارد. دیپلماسی زمانی مؤثر است که پشتوانه قدرت داشته باشد و قدرت نیز زمانی به دستاورد پایدار تبدیل میشود که بتواند از طریق دیپلماسی به یک وضعیت سیاسی قابل دوام ترجمه شود.
از همین منظر باید نقش عباس عراقچی را نیز ارزیابی کرد. او در ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی تصمیمگیر نهایی درباره همه پروندههای امنیتی نیست و طبیعتاً عملکرد عراقچی را نمیتوان جدا از ساختار کلان تصمیمگیری کشور بررسی کرد. اما در مقام وزیر خارجه، مسئولیت مهمی بر عهده دارد: تبدیل اراده سیاسی نظام به سیاست خارجی عملیاتی، حفظ کانالهای ارتباطی، مدیریت بحران و افزایش گزینههای پیش روی کشور. در این حوزه، عراقچی یکی از چهرههای مهم دیپلماسی جمهوری اسلامی در …












