
دانشگاه به عنوان مهمترین نهاد تولید علم، همواره نقشی اساسی در تبیین مسائل، ارائه راهکارهای تخصصی و کمک به حل چالشهای جامعه بر عهده داشته است؛ با این حال، بسیاری معتقدند ظرفیت علمی دانشگاهها آنگونه که باید در فضای عمومی و رسانهای بازتاب پیدا نمیکند و ارتباط میان دانشگاه و رسانه همچنان با فاصلهها و موانعی همراه است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، استادان دانشگاه از مهمترین مراجع تحلیل رویدادهای روز و تبیین مسائل تخصصی برای افکار عمومی به شمار میروند.
اما چرا در ایران حضور دانشگاهیان در رسانهها کمرنگ است؟ آیا ریشه این مسئله را باید در ساختارهای دانشگاهی و نظام ارزیابی اعضای هیئت علمی جستوجو کرد، یا نگرانی از پیامدهای اظهارنظر عامل اصلی است؟ آیا اساساً میتوان از «رسانهگریزی دانشگاهیان» سخن گفت یا مسئله اصلی، گسست میان دانشگاه، رسانه و نهادهای سیاستگذار است؟ همچنین این فاصله چه پیامدهایی برای کیفیت گفتوگوی عمومی، سیاستگذاری و اعتماد اجتماعی به علم دارد و برای تقویت پیوند دانشگاه و رسانه چه راهکارهایی پیش روی سیاستگذاران، دانشگاهها و رسانهها قرار دارد؟
در ادامه، گفتوگوی ایسنا با چند تن از استادان دانشگاه و صاحبنظران حوزه علوم سیاسی، جامعهشناسی و سواد رسانه را میخوانید؛ گفتوگویی که در آن از نقش ساختارهای دانشگاهی در کاهش انگیزه فعالیت رسانهای، ضرورت ارتقای سواد رسانهای اعضای هیئت علمی، اهمیت ایجاد فضای امن برای بیان دیدگاههای کارشناسی و نیز لزوم شکلگیری نهادهای واسط میان دانشگاه، رسانه و دولت برای انتقال مؤثر دانش به جامعه سخن گفته شده است.
فاصله دانشگاه و رسانه، خلأ تحلیلهای تخصصی را با روایتهای غیرکارشناسی پر میکند
ملیحه طوسی، مدرس سواد رسانه، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه دانشگاه را میتوان کارخانه تولید دانش و رسانه را ویترین عرضه این دانش به جامعه دانست، اظهار کرد: مسئله اینجاست که در ایران این دو نهاد هنوز زبان مشترک کاملی با یکدیگر پیدا نکردهاند. بسیاری از دانشگاهیان تصور میکنند حضور رسانهای ممکن است به سادهسازی بیش از حد مفاهیم علمی یا برداشتهای نادرست از سخنانشان منجر شود. از سوی دیگر، بخشی از فضای دانشگاهی همچنان انتشار مقاله علمی را ارزشمندتر از ارتباط مستقیم با افکار عمومی …











