
به گزارش ایسنا، ابوالفضل فاتح در یادداشتی در شفقنا نوشت، این نوشتار، مقدمه ای برای یک پرسش و گفتوگو دربارهی امکان و صورتبندی مفهومی «روزنامهنگاری ملی» و «روزنامهنگاری ایرانی» است.
اصول «روزنامهنگاری» در همه جای جهان باید مبتنی بر حقیقتکاوی و حقیقتنگاری، پاسخگویی و نقادی باشد و روزنامهنگاری ملی نیز از آن مستثنا نیست. آنچه روزنامهنگاری را «ملی» میکند، نه تغییر در اصول جهانشمول حرفهای، بلکه تعلق آن به حافظه تاریخی، تجربه زیسته، فرهنگ و افق تمدنی و حتی زبان و ادبیاتی است که از پنجره ی آن به روایت حقیقت میپردازد و می کوشد امکان شناخت و تحقق خیر عمومی و منافع بلندمدت ملت را فراهم آورد و نماد و برآیند خرد جمعی ملت و سرزمینی باشد که به آن تعلق دارد. از این روی، هر کشور صاحب تمدن، فرهنگ و تاریخی می تواند روزنامه نگاری ملی خود را داشته باشد.
متن یادداشت ابوالفضل فاتح به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
روز خبرنگار امسال، فرصت مغتنمی است تا بازخوانی دو پارادایم در عرصه رسانه را مد نظر قرار دهیم: «روزنامهنگاری هژمونیک» و «روزنامهنگاری ملی». این دو، نه صرفاً دو شیوه اطلاعرسانی، که دو فلسفه و نگاه متفاوت به مفاهیمی چون رسانه، پیام، حقیقت، انسان، آگاهی، میهن و قدرت هستند.
روزنامه نگاری هژمونیک؛ روزنامهنگاری در غرب، در بستر مجموعهای متکثر از نظریهها، ساختارهای مالکیت، سنتها، استانداردها و معیارهای حرفهای شکل گرفته است و بسته به جریانهای فکری و مناسباتی که مالکیت، اقتصاد و سیاست و اهداف رسانه و نیروی انسانی آن را تعریف میکنند، میتواند طیفی گسترده، از رسانههای انسانمحور، آزادیخواه، تکثرگرا و انتقادی تا رسانههای هژمونیک و وابسته به کانونهای قدرت را دربر گیرد.
مراد از روزنامهنگاری هژمونیک که ریشههای تاریخی آن را میتوان در نظم استعماری جستوجو کرد، روزنامه نگاری است که واقعیتهای تعیینکننده جهان را از دریچه منافع قدرتهای مسلط صورتبندی و بازنمایی میکند. از این رو، شاهد هستیم که در قرن بیستویکم و عصر هوش مصنوعی، پلتفرم های تحت مالکیت و کنترل ابرشرکتها و قدرتهای مسلط، مدلهای زبانی، موتورهای جستوجو، الگوریتمهای …













