قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۶

پزشکیان: ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم

رئیس جمهور در بخش سوم گفت‌وگوی تلویزیونی خود با مردم ضمن ارائه گزارشی از اقدامات انجام شده توسط دولت در حوزه مشارکت داخلی و سیاست خارجی، تأکید کرد: ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم
 پزشکیان: ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم

به گزارش ایسنا مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری، امشب (جمعه ۱۶ مرداد) در بخش سوم گفت‌وگوی تلویزیونی خود با مردم گزارشی درباره اقدامات انجام شده توسط دولت در حوزه اقتصاد، معیشت و انرژی به مردم ارائه کرد.

رئیس جمهور در بخشی از این گفت‌وگوی تلویزیونی تاکید کرد: ما صادقانه می‌خواهیم خدمتگزار مردم باشیم و از ایستادن و جنگیدن هم باکی نداریم؛ اما بالاخره عقل هم چیز خوبی است.

پزشکیان پر بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره انتخاب محمدباقر قالیباف رئیس مجلس به عنوان مسئول تیم مذاکره‌کننده ایران گفت: ما از آقای قالیباف خواهش کردیم و ایشان هم پذیرفتند. بالاخره اگر با یکدیگر هماهنگ و همکار باشیم، راحت‌تر می‌توانیم امور را پیش ببریم تا اینکه تصور شود فقط دولت این کار را انجام می‌دهد. قوه قضائیه، مجلس، نیروهای مسلح و دیگر مجموعه‌ها همگی در این مسیر همکاری می‌کنند. برای اینکه نشان دهیم همه با هم هستیم، گفتیم نمایندگانی از همه این مجموعه‌ها در این تیم حضور داشته باشند.

وی تصریح کرد: این تصمیم صرفاً تصمیم دولت نبود. همه با یکدیگر تفاهم کردیم و بر اساس داده‌ها، اطلاعات، واقعیت‌های میدان، وضعیت دولت و شرایط مردم تصمیم گرفتیم. واقعاً هم از آقای دکتر قالیباف قلباً قدردانی می‌کنم؛ ایشان جانانه و مردانه وارد میدان شدند و همکاری می‌کنند. آقای اژه‌ای نیز واقعاً با جدیت و همراهی کامل همکاری دارند. اگر تا امروز توانسته‌ایم بمانیم و امور را پیش ببریم، به‌دلیل همین وحدت و انسجام بوده است.

مشروح این بخش از گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم به شرح زیر است:

***

کلان پروژه محله‌محوری موضوعی است که مطرح شده و لزوم چگونگی پدیدار شدن این پروژه خودش یک پرسش است و بحث دیگر اینکه آیا قرار است این پروژه جایگزین نهادهای مدنی سازمان‌های مردم‌نهاد یا احزاب شود یا اینکه مکملی برای این نهادهای مدنی شود؟

 ما از نظر مدیریتی یک صورت کسر و یک مخرج کسر داریم. هر نهادی که اسمش را دولت، بهزیستی، کمیته امداد یا نهاد مردم‌نهاد می‌گذاریم، فقط درصدی از آن مخرج کسر را پوشش می‌دهد و همه را نمی‌بیند. حتی شاید خیلی وقت‌ها آن‌هایی که فقیرتر و ضعیف‌ترند، دیده نشوند؛ چون معمولاً کسانی که دسترسی، آشنایی و اطلاعات بیشتری دارند، خودشان را به این نهادها معرفی می‌کنند. عده‌ای هم هستند که چنین دسترسی‌ای ندارند و به هیچ‌کدام از این نهادها نمی‌رسند.

در نتیجه، برای اینکه بتوانیم پوشش را با مخرج کسر تطبیق دهیم، باید دقیق بدانیم چه تعداد از افراد را پوشش داده‌ایم و چه تعداد باقی مانده‌اند. مثلاً اگر ۱۰ درصد یا ۲۰ درصد از زنان سرپرست خانوار را پوشش داده‌ایم، تکلیف بقیه چیست؟

ما برای محیطی که در آن زندگی می‌کنیم، یک محدوده مشخص تعریف می‌کنیم و می‌گوییم این منطقه یا این محله. بعد باید معلوم شود هر نهادی که می‌خواهد در آنجا کار کند، مخاطبش چه کسانی هستند، چه درصدی را پوشش می‌دهد و چه درصدی از افراد همچنان بدون پوشش باقی می‌مانند.

کسی که در حوزه درمان فعالیت می‌کند، کسی که می‌خواهد به زنان سرپرست خانوار، سالمندان، بیماران، اشتغال، مسائل فرهنگی، ورزشی یا هنری بپردازد، باید در همان محله مشخص کند چند نفر را دیده و چند نفر همچنان زمین مانده‌اند. محله در واقع مانند یک آجر کوچک از یک ساختمان بزرگ است و باید ببینیم آیا دسترسی‌ها و خدمات مورد نیاز در همان‌جا شکل گرفته است یا نه.

باید بدانیم آیا در آن محله کسی که پیر، بیمار و تنها در خانه است، فردی را دارد که به دادش برسد یا نه. اینکه یک سازمان مردم‌نهاد تشکیل شود، عده‌ای را ببیند و بعد اعلام کند ما ۱۰ نفر، ۱۰۰ نفر یا ۱۰ هزار نفر را پوشش داده‌ایم، کافی نیست. سؤال این است که از مجموع چه تعداد، این ۱۰ هزار نفر را دیده‌اید و چه تعداد همچنان باقی مانده‌اند؟

وقتی منطقه به‌طور مشخص تعریف شود، آن‌وقت می‌توان دید هر نهاد مردم‌نهاد، مجموعه آموزشی، پزشک، مجموعه فرهنگی، ورزشی یا هنری، چند نفر از مخاطبان خود را پوشش داده و چند نفر را ندیده است. بعد دولت باید برای کسانی که باقی مانده‌اند، برنامه‌ریزی و مدیریت کند.

برای اینکه بتوانیم همه را ببینیم، ابتدا باید همه را مشارکت دهیم و از آن‌ها بخواهیم به دولت کمک کنند. دولت با این اداراتی که ایجاد کرده، به‌تنهایی قادر به انجام این کار نیست؛ همان‌طور که تاکنون هم نتوانسته است. در همه دنیا نیز این کار صرفاً با دولت انجام نشده است.

در هر جامعه‌ای که توانمندی‌های اجتماعی و محله‌ای افزایش پیدا کرده، قدرت، ثبات زندگی، وحدت و انسجام اجتماعی بیشتر شده است. هرجا مردم منتظر مانده‌اند که کسی از بالا بیاید و کاری انجام دهد، مشکلات بیشتر شده است.

برای اینکه بتوانیم مشکلات مردم را ببینیم، یک محله با جمعیت مشخص، مثلاً ۱۰ هزار، ۲۰ هزار یا ۳۰ هزار نفر، تعریف می‌کنیم. سپس خود مردم باید بنشینند، نیازهایشان را ارزیابی کنند، آنچه را می‌توانند خودشان حل کنند و در مواردی که نمی‌توانند، ما به‌عنوان دولت به آن‌ها کمک کنیم.

در نتیجه، نباید محله‌ای وجود داشته باشد که مدرسه، درمانگاه، امکانات بهداشتی یا دیگر نیازهای ضروری را نداشته باشد. مردم باید خودشان وارد میدان شوند، نیازها را مطرح کنند و ما نیز برویم و کمک کنیم. نهادهای مردم‌نهاد هم باید مشخص کنند در کدام‌یک از این سلول‌ها و محله‌ها می‌خواهند کدام مشکل را حل کنند.

در این میان، بحث مذهب نیز مطرح می‌شود و ممکن است این ذهنیت شکل بگیرد که فقط نیروها و گروه‌های مذهبی امکان مشارکت دارند. آیا این سازوکار همه اقشار و گروه‌های اجتماعی را شامل می‌شود یا مشارکت صرفاً به مجموعه‌های مذهبی محدود خواهد بود؟

 ببینید، با توضیحی که دادم، فکر می‌کنم باید این موضوع روشن شده باشد. مسائل سالمندان، زنان، آموزش، جاده، درمان، اشتغال و دیگر نیازهای مردم، همگی مطرح‌اند. مسجد ممکن است بتواند بخشی از این مخرج کسر را پاسخ دهد، اما تکلیف بقیه چیست؟

وقتی از مسجد صحبت می‌کنیم، در کنار آن مدرسه، مرکز بهداشتی، شهرداری، هلال‌احمر و دیگر نهادها نیز قرار دارند. البته تعداد پایگاه‌های هلال‌احمر کمتر است. ما حدود ۸۰ هزار مسجد داریم؛ یعنی تقریباً به ازای هر هزار تا هزار و ۲۰۰ نفر، یک مسجد در محله باید وجود داشته باشد. حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار مدرسه و نزدیک به 7 هزار مرکز بهداشتی نیز داریم؛ یعنی تقریباً به ازای هر ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر، یک مرکز بهداشتی در کشور وجود دارد.

این‌ها پایگاه‌هایی هستند که می‌توان از طریق آن‌ها عملیات کرد. مسجد یک پایگاه برای عملیات است، مدرسه یک پایگاه برای عملیات است، مرکز سلامت یک پایگاه برای عملیات است. خانه‌های سلامت و پایگاه‌هایی که شهرداری، هلال‌احمر، سازمان‌های مردم‌نهاد و دیگر مجموعه‌ها دارند نیز مراکز عملیات‌اند.

ما ابتدا در یک محله، جمعیتی تعریف‌شده را انتخاب می‌کنیم. سپس در همان جمعیت، مکان‌هایی را که می‌توان از طریق آن‌ها به مخاطبان مختلف دسترسی پیدا کرد، شناسایی می‌کنیم. عده‌ای در حوزه فرهنگ فعالیت می‌کنند، عده‌ای در ورزش، اشتغال، بهداشت، سلامت و مسائل روحی و روانی؛ عده‌ای کاسب‌اند و عده‌ای صنعتگرند.

در نتیجه، ما محله را به‌عنوان یک منطقه می‌بینیم و با استفاده از پایگاه‌هایی که می‌توان از طریق آن‌ها به مخاطبان موجود در آن منطقه دسترسی پیدا کرد، برنامه را طراحی می‌کنیم. همچنین می‌توانیم میان این پایگاه‌ها هماهنگی ایجاد کنیم.

در نگاه من، مسجد اصولاً باید همه این ظرفیت‌ها را در خود داشته باشد؛ اما چون نگاه‌های ما بسته شده و تصور کرده‌ایم کسی که ما او را مذهبی می‌دانیم، خودی است و دیگری غیرمذهبی و غیرخودی، نتوانسته‌ایم همه را جذب کنیم. پیامبران و امامان نیامدند بگویند کسانی که مذهبی‌اند بیایند و کسانی که مذهبی نیستند، نیایند. آن‌ها همه را می‌دیدند. ما آمده‌ایم خط کشیده‌ایم و مردم را به خودی و ناخودی تقسیم کرده‌ایم؛ در حالی که ناخودی وجود ندارد. هرکسی که در آن محله زندگی می‌کند، متعلق به ماست و ما باید به او رسیدگی کنیم.

ممکن است فردی در آن محله معتاد باشد، گرفتار باشد یا با کسی درگیری داشته باشد؛ باید به او رسیدگی کنیم. اگر این محله را به‌عنوان یک سلول زنده در نظر بگیریم و آن را به حرکت درآوریم، می‌توانیم مشکلات منطقه را در زمینه اشتغال، سلامت، آموزش، تدارکات و خدمات جانبی حل کنیم.

در نتیجه، مسئله فقط یک موضوع خاص نیست؛ بلکه همه آن چیزهایی است که می‌توان در یک منطقه ایجاد و مدیریت کرد. مسجد یک پایگاه است، اما باورهای ما باید در عمل اثبات شوند. به‌جای اینکه فقط دستور بدهیم مردم چه کاری انجام دهند، باید خودمان برویم و کمک‌حال آنان باشیم. اگر کمک‌حال مردم باشیم، مردم ما را باور می‌کنند.

این کمک نیز باید مستقل از هر توقعی و بدون چشمداشت انجام شود. در قرآن آمده است: «انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا، انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا». یعنی این کار را انجام نمی‌دهم که شما از من تشکر کنید یا قدر مرا بدانید؛ بلکه به‌خاطر حسابی که فردا باید در پیشگاه خدا پس بدهم، این کار را انجام می‌دهم.

خدمت بی‌منت به مردم، باور یک مسلمان است. اگر کسی بتواند چنین عمل کند، می‌تواند بگوید مسلمان است؛ اما وقتی قیافه می‌گیرد، منت می‌گذارد و فقط امر و نهی می‌کند، رفتارش با این باورها همخوانی ندارد؛ هرچند برای خودش هر ادعایی که می‌خواهد داشته باشد.

اگر بخواهیم دولت شما را از دو منظر بررسی کنیم، یکی اقتصاد و دیگری سیاست خارجی، شاید حوزه سیاست خارجی چالش‌برانگیزتر باشد. دولت شما با ترور شهید اسماعیل هنیه آغاز شد و با فاصله‌ای کوتاه، موضوع فعال‌شدن سازوکار اسنپ‌بک و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل نیز مطرح شد. در آن مقطع، دولت چه تلاش‌هایی برای جلوگیری از وقوع این دو اتفاق انجام داد؟

ببینید، درباره مسائل خارجی، در داخل کشور چالش‌هایی وجود داشته، وجود دارد و احتمالاً در آینده نیز ادامه خواهد داشت. طبیعی است که بخشی از این مسائل به نگاه‌های متفاوت و همکاری‌نکردن‌هایی برمی‌گردد که شکل می‌گیرد.

در رابطه با همسایگان، بسیاری از مشکلاتمان را حل کرده‌ایم و روابط بسیار بهتر شده است. اکنون، با جنگی که شکل گرفته، اسرائیل و آمریکا تلاش می‌کنند کشورهای خلیج فارس را علیه ما متحد کنند و ما نیز در تلاش هستیم اجازه ندهیم این اتفاق رخ دهد. البته در داخل کشور نیز چالش‌هایی داریم؛ چون همچنان نگاه‌های متفاوتی وجود دارد و طبیعتاً آمریکا و اسرائیل از این وضعیت سوءاستفاده می‌کنند.

باور و اعتقاد من این است  و این را نه برای شعار، بلکه از روی اعتقاد می‌گویم که مسلمانان با یکدیگر برادرند. رسول خدا این را می‌فرماید و کتاب خدا نیز همین را می‌گوید. برادری مسلمانان به این معنا نیست که شیعه و سنی از یکدیگر جدا باشند؛ مسلمانان با هم برادرند.

حضرت علی(ع) نیز در خطبه ۱۸ نهج‌البلاغه به همین موضوع اشاره می‌کنند. مسئله‌ای را نزد یک قاضی می‌برند و او حکمی می‌دهد؛ سپس همان مسئله را نزد قاضی دیگری می‌برند و او حکم دیگری صادر می‌کند. بعد همین قاضیان نزد کسی می‌روند که آنان را به قضاوت منصوب کرده و او نیز رأی همه را تأیید می‌کند. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «الههم واحد ونبیهم واحد وکتابهم واحد»؛ خدای آنان یکی، پیامبرشان یکی و کتابشان نیز یکی است. آیا خداوند به آنان دستور اختلاف داده و آن‌ها اطاعت کرده‌اند، یا آنان را از اختلاف نهی کرده و آن‌ها نافرمانی کرده‌اند؟

خدا یکی، پیامبر یکی و کتاب یکی است؛ پس برای چه با یکدیگر دعوا می‌کنید؟ این سخن حضرت علی(ع) است؛ همان کسی که ما می‌گوییم شیعه علی (ع) هستیم. چرا مسلمان با مسلمان درگیر می‌شود؟ حرف حساب چیست؟ مگر ممکن است درباره یک موضوع، یکی بگوید حق است و دیگری بگوید باطل، اما هر دو درست گفته باشند؟ باید بنشینند، مشکل خود را حل و توبه کنند. به‌جای آنکه خدا را ملامت کنند، خودشان را ملامت کنند.

ما با کشورهای مسلمان برادریم؛ برای چه باید با آن‌ها بجنگیم؟ من واقعاً نمی‌فهمم. نه‌تنها با کشورهای مسلمان درگیر می‌شویم، بلکه در داخل کشور خودمان نیز با یکدیگر می‌جنگیم و همدیگر را قبول نداریم.

خب، تو از من بهتری؛ پاداشت را خدا می‌دهد. چرا بر من منت می‌گذاری؟ چرا برای من قیافه می‌گیری و به من امر و نهی می‌کنی؟ چه کسی گفته است که تو باید به من امر و نهی کنی؟ تو خوبی، الحمدلله؛ به من هم خوبی کن، اما بدون منت، همان‌گونه که قرآن می‌فرماید؛ برای خدا، نه اینکه بیایی به دیگران امر و نهی کنی که باید این کار را انجام دهید یا آن کار را نکنید. این رفتار موجب فرار مردم از دین و باور می‌شود.

حضرت علی(ع) نیز در فرمان خود به مالک اشتر می‌فرمایند که امر و نهی‌کردن از موضع قدرت، پیامدهای نادرستی دارد. می‌فرمایند: «ولا تقولن انی مؤمر آمر فاطاع»؛ نگو من فرمانروا هستم، دستور می‌دهم و دیگران باید اطاعت کنند.

ما می‌گوییم جامعه را نمی‌توان با امر و نهی اداره کرد. این روند پیامدهای فاسدی دارد؛ «فان ذلک ادغال فی القلب، ومنهکه للدین، وتقرب من الغیر»؛ یعنی موجب سیاهی قلب، تضعیف دین و نزدیک‌شدن به تغییر و دگرگونی می‌شود. این یک دستور است.

با وجود همه این مسائل، با پشتیبانی مقام معظم رهبری شهید و اکنون نیز با پشتیبانی رهبر معظم انقلاب، تمام تلاش بر وحدت و انسجام است. امروز وضعیت روابط ما با همسایگان خارجی بسیار بهتر از گذشته است.

آقای رئیس‌جمهور، در آن مقطع مذاکراتی با فرانسوی‌ها شکل گرفت تا شاید بتوانند زمینه مصالحه‌ای میان ایران و آمریکا فراهم کنند. در آن مذاکرات چه اتفاقی افتاد که در نهایت آقای ترامپ این پیشنهاد را نپذیرفت؟

تسهیلگری‌ای در کار نبود. ابتدا خود اروپایی‌ها باید توافق را می‌پذیرفتند. این اروپایی‌ها بودند که موضوع اسنپ‌بک را پیش بردند و این مسئله در ابتدا به ترامپ ارتباطی نداشت. ما با آن‌ها به توافق رسیدیم، اما ظاهراً باید از طرف دیگری اجازه می‌گرفتند و در نهایت نپذیرفتند. این نشان می‌دهد حتی اروپایی‌ها نیز برای تصمیم‌گیری اختیار کامل ندارند؛ چون اگر اختیار داشتند، ما با آقای مکرون تفاهم کرده بودیم و میان توقعات آن‌ها و خواسته‌های ما هماهنگی به وجود آمده بود. البته همه این اقدامات با مجوز و هماهنگی رهبر معظم انقلاب، رهبر عزیز شهید، انجام شده بود.

گاهی در صداوسیما این‌گونه نشان می‌دهند که رهبری گفته‌اند اصلاً مذاکره نمی‌کنیم؛ در حالی که ما همین اقدامات را با اجازه ایشان انجام دادیم و حتی به تفاهم هم رسیده بودیم، اما آمریکا زیر آن زد و بعد اروپایی‌ها موضوع اسنپ‌بک را پیش بردند. اگر همان چیزی را که با آقای مکرون هماهنگ کرده بودیم، می‌پذیرفتند، دیگر نیازی نبود به‌اصطلاح اسنپ‌بک را فعال کنند.

ما جنگ را شروع نکردیم؛ در حال گفت‌وگو بودیم، اما آن‌ها جنگ به راه انداختند. بعضی‌ها می‌گویند این‌ها آمده بودند جلوی جنگ را بگیرند، اما جنگ شد. واقعیت این است که ما آغازگر جنگ نبودیم. محاسبه آن‌ها این بود که با روندی که در پیش گرفته‌اند، کشور از هم خواهد پاشید؛ می‌گفتند در این بستر می‌شود کاری کرد.

اما روند به شکلی که آن‌ها می‌خواستند پیش نرفت. مردم ایران همراهی کردند و حتی کسانی که اعتراض و گلایه داشتند، دندان روی جگر گذاشتند. ما توانستیم تا امروز بمانیم و اکنون نیز با قدرت بیشتری ایستاده‌ایم.

می‌فرمایید یکی از اتفاقاتی که در جنگ ۱۲روزه و به‌شکلی گسترده‌تر و عمیق‌تر در جنگ ۴۰روزه رخ داد، هدف قرار گرفتن پایگاه‌های آمریکا در سراسر منطقه بود. این اقدام می‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بر روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس بگذارد. این مسئله چگونه با سیاست همسایگی دولت شما جمع می‌شود؟

ببینید، مشکل اینجاست که آمریکا از خاک کشورهای منطقه به ما حمله کرده و پایگاه‌ها و مراکز ما را هدف قرار داده است. سؤال این است مدرسه میناب را از کجا زدند؟ از همان کشورهای مسلمان و دوست ما.  چرا آنها باید اجازه بدهند بیایند و ما را بزنند؟ ما نمی‌خواهیم آن کشورها را هدف قرار دهیم؛ جایی را می‌زنیم که از همان‌جا به ما حمله می‌شود.

چرا آمریکا باید در منطقه پایگاه ایجاد کند و هر کشور اسلامی را که به حرفش گوش نداد، سرکوب کند؟ چه کسی گفته است ما باید نوکر حلقه‌به‌گوش آن‌ها باشیم؟ ما قصد زورگویی به هیچ‌کس را نداریم، اما زیر بار زور هم نمی‌رویم. قرار نیست به ما زور بگویند، وارد کشورمان شوند و منابعمان را ببرند. اکنون در عراق نفت می‌فروشند، اما پول آن را به خود عراقی‌ها نمی‌دهند.

ما مجبور بودیم از خودمان دفاع کنیم و خداوکیلی رزمندگان ما، نیروهای هوافضا، ارتش، سپاه و همه بچه‌های رزمنده، جانانه دفاع کردند و دنیا را به تعجب واداشتند. البته این اتفاق به برکت پشتیبانی مردم و مدیریتی بود که دولت انجام داد. اگر حمایت دولت از این مجموعه وجود نداشت، شکل‌گیری چنین روندی امکان‌پذیر نبود.

ما یک بدن و یک قدرت واحد هستیم و تکه‌تکه نیستیم. کسانی که می‌خواهند بخش‌های مختلف را از یکدیگر جدا کنند، به‌دنبال ایجاد تفرقه و شکاف در جامعه‌اند. بر همه کسانی که در این کشور زندگی می‌کنند، یک مجموعه مقررات، قوانین و یک رهبری حاکم است؛ نه اینکه هر گروهی برای خودش خانی تشکیل دهد. بااین‌حال، گاهی عده‌ای نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند.

یکی از نقاط مهم دوره مسئولیت شما در سیاست خارجی این است که ایران دو بار، با واسطه، وارد گفت‌وگو با ایالات متحده شد؛ یک‌بار پیش از جنگ ۱۲روزه و بار دیگر پس از آن، که در نهایت به جنگ انجامید. منتقدان می‌گویند این مذاکرات از ابتدا یک فریب بود. برخی جریان‌های تندروتر نیز مدعی‌اند آقای پزشکیان و دولت، رهبر معظم شهید را برای پذیرش مذاکره تحت فشار قرار دادند؛ اما در نهایت دیدیم که تصمیم نظام بر انجام این مذاکرات قرار گرفت. چه اتفاقی افتاد که نظام به این جمع‌بندی رسید و این دو دور مذاکره را پذیرفت؟

جهالت انسان همین کافی است که نداند قدرت و توانش چقدر است. ما می‌خواهیم کسی به ما زور نگوید و قرار هم نیست زیر بار زور نرویم. بنابراین بهترین راه این است که آن‌ها دست از سر ما بردارند و ما هم دست از سر آن‌ها برداریم. مسئله این نیست که ما می‌خواهیم با آن‌ها بجنگیم؛ مسئله این است که آن‌ها ما را ذلیل می‌خواهند و به همین دلیل این روند ادامه پیدا کرده است.

در این گفت‌وگوها، آن‌ها می‌خواستند ما را به‌طور کامل خلع ید کنند. خلع یدشدن یعنی سرنوشتی شبیه غزه؛ بیایند آب‌وخاک ما را شخم بزنند و ما هیچ کاری نتوانیم انجام دهیم. آیا درست است بپذیریم تمام اختیارات نظامی و قدرت دفاعی ما را بگیرند و در برابرشان سر خم کنیم؟ چنین کاری را نمی‌کنیم.

در عین حال، ما قصد تجاوز به کشورهای دیگر، تصرف سرزمین یا گسترش مرزها را نداریم. برخلاف صهیونیست‌هایی که آنجا در حقیقت به دنبال اسرائیل بزرگ هستند ما به دنبال ایران بزرگ نیستیم. ما با کشورهای منطقه همسایه‌ایم، مرز مشترک داریم و باید در کنار یکدیگر زندگی کنیم؛ اما اسرائیل با بسیاری از کشورهای اسلامی مرز ندارد و در فکر تجاوز و گرفتن سرزمین آن‌هاست.

آقای رئیس‌جمهور، برخی مدعی‌اند دولت شما رهبر معظم شهید را برای پذیرش مذاکره تحت فشار قرار داد و در واقع مذاکره را به ایشان تحمیل کرد. پاسخ شما به این ادعا چیست؟

کسانی که این حرف را می‌زنند، یا رهبری را نشناخته‌اند یا منطق و عقل این موضوع را درک نمی‌کنند. برای اینکه بتوانیم بمانیم، باید بدانیم چه می‌کنیم؛ چه زمانی می‌خواهیم بجنگیم، چه زمانی صلح کنیم و چه زمانی هر طرف کار خودش را انجام دهد؛ نه جنگ باشد و نه صلح. چین و آمریکا با دوست هستند؟ بزرگترین دشمن آمریکا، چین است، چرا دعوا نمی‌کنند؟ چین کار خودش را انجام می‌دهد و روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود، وقتی ما می‌توانیم از طریق گفت‌وگو حق و حقوقمان را بگیریم، چرا این کار را نکنیم؟ در همین تفاهم‌نامه‌ای که انجام دادیم، توانستیم جنگ لبنان را متوقف کنیم. هر روز در آنجا ۱۰۰ یا ۲۰۰ نفر از مسلمانان شهید می‌شدند، اما این روند متوقف شد. توانستیم محاصره را برداریم، می‌خواستند پول‌هایمان را بازگردانیم و بخشی از ویورها و تحریم‌ها را رفع و حذف کنند. ما نیز قرار بود تنگه را باز کنیم. البته درباره بخشی از مسائل مربوط به تنگه، گفتند طرف مقابل تعهداتش را رعایت نکرده و ما نیز برخورد کردیم.

ما به آمریکا چه دادیم؟ کلی دستاورد داشتیم. چرا به مردم اطلاعات نادرست می‌دهید؟ در تنگه نیز با کشتی‌هایی که برخلاف توافق عبور کرده بودند، برخورد نظامی کردیم. بااین‌حال، عده‌ای می‌گویند این افراد خائن‌اند و طرف مقابل به هیچ‌چیز عمل نکرده است.

ما از آنچه به نام تفاهم‌نامه نوشته‌ایم، با قدرت دفاع می‌کنیم. یک بند پیدا کنند که در آن کوتاه آمده باشیم. چرا باید دائماً بگوییم بجنگیم؟ این همان چیزی است که اسرائیل می‌خواهد. اسرائیل می‌خواهد جنگ ادامه پیدا کند.

اگر بخواهند ما را به تسلیم وادار کنند، خواهیم جنگید، کوتاه نخواهیم آمد و سر تعظیم فرود نخواهیم آورد؛ اما وقتی می‌توانیم حقمان را بگیریم، چرا باید مسیری را ادامه دهیم که اسرائیل می‌خواهد؟ عده‌ای در داخل، دانسته یا نادانسته، همان پیام را از زبان آن‌ها منتقل می‌کنند.

تلقی شخصی شما از تفاهم‌نامه پیروزی است یعنی شما معتقدید آن تفاهم‌نامه برای ما پیروزی بود؟

جسارت است؛ تحلیل‌های کشورهای خارجی را ببینید و به حرف من اکتفا نکنید. کسانی که در داخل می‌خواهند این توافق را شکست جلوه دهند، به‌نظر من باید بسیار بی‌انصاف باشند. ما چه چیزی داده‌ایم و کجا کوتاه آمده‌ایم؟

می‌گویند آمریکا به تعهداتش عمل نمی‌کند. خب، تا جایی که آن‌ها عمل کنند، ما هم عمل می‌کنیم و هرجا عمل نکنند، ما نیز تعهدی به ادامه نداریم. مهم این است که ببینیم چه امتیازهایی به دست آورده‌ایم. توانستیم آمریکا را وادار کنیم محاصره را کنار بگذارد.

در مقابل، امتیازی که ما داده بودیم، مربوط به تنگه هرمز بود؛ موضوعی که از قبل هم وجود داشت. قرار شد اجازه دهیم کشتی‌ها از تنگه هرمز عبور کنند، آن هم بر اساس مقررات خودمان، و طرف مقابل نیز با این چارچوب موافق بود.

نیروهای نظامی با تفاهم‌نامه موافق بودند؟

جسارت است؛ در شورای امنیت ۱۲ یا ۱۳ نفر حق رأی داشتند و ۱۲ نفر صحبت کردند و از موضع ما دفاع کردند.

چرا موافقت کردند؟

برای اینکه منطق، عقل، میدان و جامعه چنین حکمی می‌کند. یعنی کسی که نمی‌داند همین‌جوری می‌گوید بزن، تبعاتش را هم باید دید. کسانی که در میدان ایستادند، آدم‌های ترسویی نبودند؛ همان کسانی بودند که این افتخار را خلق کردند و ما به آن‌ها افتخار می‌کنیم. همین افراد بودند که کشور را تا امروز با قدرت اداره و از آن دفاع کردند.

من نه‌تنها از شهادت نمی‌ترسم، بلکه آن را برای خود فوز عظیم می‌دانم؛ اما اینکه در این جامعه زندگی کنم و نتوانم مشکلات مردم را حل کنم، به‌هیچ‌وجه برایم قابل قبول نیست. بنابراین باید بتوانم مشکل مردم را حل کنم.

یک صدای خیلی بلند است که اختلافی وجود دارد بین نیروهای مسلح، دولت، دستگاه دیپلماسی در مورد جنگ و مذاکرات آیا شما این را تأیید یا رد می‌کنید؟

به‌هیچ‌وجه چنین نبود. تصمیم درباره این موضوع در شورای امنیت گرفته شد و همه نیروهای امنیتی، دفاعی و نظامی از آن دفاع کردند و پذیرفتند. البته نمی‌خواهم وارد جزئیات شوم. بااین‌حال، عده‌ای که کنار گود نشسته‌اند، فقط می‌گویند «لنگش کن».

قرآن می‌فرماید: «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه ولما یأتهم تأویله، کذلک کذب الذین من قبلهم فانظر کیف کان عاقبة الظالمین»؛ یعنی چیزی را تکذیب کردند که به آن علم نداشتند و هنوز حقیقت و تأویل آن برایشان روشن نشده بود. این ظلم بزرگی است که عده‌ای بدون اطلاع از دلایل و علت‌های یک تصمیم، آن را تکذیب کنند.

آیا کسانی که در آن جلسه حضور داشتند، همگی ترسو، ناآگاه، غیرعلمی و تسلیم‌شده بودند، اما کسی که اصلاً دستش در آتش نیست، از همه بیشتر جسارت دارد؟ ظلمی بالاتر از این نیست که کسی بدون آگاهی، چنین سخنانی بگوید. آن‌هایی که در میدان‌اند و در صحنه می‌جنگند، شرایط را می‌بینند؛ اما کسی که کنار گود ایستاده، حکم صادر می‌کند و فردا هم اگر مشکلی پیش بیاید، دوباره اعتراض می‌کند که چرا چنین شد.

آقای رئیس‌جمهور، مردم دوست دارند بدانند رابطه شما با فرماندهان نیروهای مسلح چگونه است و این رابطه چه پیامی درباره وحدت و هماهنگی میان دولت و نیروهای مسلح دارد؟

فرمانده کل نیروهای مسلح، رهبر عزیز انقلاب هستند. در این موضوع، همه با یکدیگر هماهنگ بودیم و تصمیم را پذیرفتیم؛ اصلاً مخالفی وجود نداشت. نه‌تنها مخالفتی نبود، بلکه فرماندهان درباره ضرورت این تصمیم توجیح می‌کردند.  

در نتیجه، ما با نیروهای نظامی کاملاً هماهنگ هستیم و وظیفه خود می‌دانیم از آنان پشتیبانی کنیم. آن‌ها جانشان را کف دستشان گذاشته‌اند و از این کشور دفاع می‌کنند. مگر ممکن است من بخواهم با آن‌ها اختلاف داشته باشم یا آن‌ها با من اختلاف کنند؟ هیچ شکی نیست که این تفاهم‌نامه با هماهنگی، همدلی و تعامل کامل شکل گرفته است.

عده‌ای می‌گفتند فلانی در آن جلسه تهدید کرده و دیگران را وادار به پذیرش توافق کرده است. مگر آن فرماندهان از تهدید من می‌ترسند؟ آیا اگر من تهدید کنم، برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب به طرف من می‌آیند؟ این سخن جفا در حق آن‌هاست. هیچ‌کدام از این افراد کسانی نیستند که به این سادگی و بدون منطق، موضوعی را بپذیرند. به‌نظر من، روند سخن‌گفتن درباره این موضوع باید به‌گونه‌ای باشد که وحدت، انسجام و همدلی را تقویت کند.

آنها القای اختلاف بین شما و مقام معظم رهبری هم می‌کنند؟

ببینید، من بارها و در همه مجامع گفته‌ام؛ حتی در انتخابات، اگر خاطرتان باشد، در دانشگاه تهران تنها نامزدی که محکم از مقام معظم رهبری دفاع کرد، من بودم. بنده نه‌تنها از نظر اعتقادی به رهبری باور دارم، بلکه از نظر علمی نیز معتقدم در نهایت باید یک نفر حرف آخر را بزند و برای این موضوع می‌توانم دلایل فراوانی ارائه کنم.

حالا عده‌ای می‌خواهند این‌گونه القا کنند که رهبر معظم انقلاب یک حرف می‌زند و دولت حرف دیگری. این سخن هم در حق مقام معظم رهبری و هم در حق دولت جفاست. با قاطعیت می‌گویم هیچ دولتی به اندازه دولت من در مسیر سیاست‌های رهبر معظم انقلاب حرکت نکرده است. همان کسانی که در زمان انتخابات می‌گفتند دیگران همه ناخودی‌اند و فقط خودی‌ها باید روی کار بیایند، الان در میدان یک دسته دو آمده دارند از این حرف‌ها می‌زنند که بخواهند بگویند ما را در مقابل رهبر معظم انقلاب  قرار دهند و یک اَنگی بچسبانند و بگویند این‌گونه است. با تمام قدرت تمام قدرت پشت رهبری ایستاده‌ایم و خواهیم ایستاد. طبیعتاً رهبری نیز بر اساس داده‌ها تصمیماتی می‌گیرند که به نفع کشور، حاکمیت و مردم باشد.

کسانی که بدون داده یا با اطلاعات ناقص برای جامعه نسخه می‌نویسند، آن را به انحراف می‌برند. کسی که دستش در آتش نیست و فقط چند اطلاعات پراکنده از این‌سو و آن‌سو گرفته، حق ندارد برای همه مسائل نسخه بپیچد. عده‌ای نشسته‌اند و درباره اقتصاد، سیاست، جامعه‌شناسی و کشاورزی اظهارنظر می‌کنند؛ واقعاً نمی‌دانم این همه دانش را از کجا آورده‌اند. من ۱۷ یا ۱۸ سال در دانشگاه درس خوانده‌ام، استادتمام هستم و در دوران تحصیل نیز همواره جزو دانشجویان برتر کلاس بودم؛ اما اکنون فقط درباره گوشه‌ای از قلب و یک بخش تخصصی آن صحبت می‌کنم و نمی‌توانم درباره همه حوزه‌های قلب نظر بدهم.

قلبی که در مجموع حدود ۲۸۰ تا ۳۰۰ گرم وزن دارد، بیش از ۱۰ یا ۱۵ فوق‌تخصص مختلف دارد. آن‌وقت درباره جامعه‌ای با این همه پیچیدگی، چند نفر می‌نشینند، همه مسائل را حلاجی می‌کنند و برای همه‌چیز راه‌حل می‌دهند. برای من سؤال است که این دانش را از کجا آموخته‌اند.

برخی می‌گفتند در فضای مجازی شما موضوع استعفاء را مطرح کردید تا در داخل فشار ایجاد کنید و زمینه برای پذیرش توافق فراهم شود. پاسخ شما به این ادعا چیست؟

من هیچ‌وقت به‌صورت رسمی چنین کاری نکردم. من استعفا بدهم رسماً اعلام می‌کنم استعفا دادم. استعفاء نخواهم داد؛ می‌ایستم و در برابر کارشکنی‌هایی که انجام می‌شود، با مردم صحبت می‌کنم و توضیح می‌دهم روند چیست و چگونه پیش می‌رود.

ما نوکر مردم و در خدمت آنان هستیم. در این دو سال بگردند و ببینند آیا برای خودمان، قوم‌وخویشمان یا دارودسته‌مان کاری کرده‌ایم یا نه. کسانی که دنبال چنین مواردی هستند، بگردند و پیدا کنند. ما صادقانه می‌خواهیم خدمتگزار مردم باشیم و از ایستادن و جنگیدن هم باکی نداریم؛ اما بالاخره عقل هم چیز خوبی است.

بعد از جنگ 40 روزه وقتی تیم مذاکره‌کننده قرار شد که مذاکرات را شروع کند آقای قالیباف به عنوان مسئول تیم انتخاب شد. آقای قالیباف انتخاب شما بود و یا انتخاب شعام بود یا نهادهای بالادستی این انتخاب را انجام دادند؟

ما از آقای قالیباف خواهش کردیم و ایشان هم پذیرفتند. بالاخره اگر با یکدیگر هماهنگ و همکار باشیم، راحت‌تر می‌توانیم امور را پیش ببریم تا اینکه تصور شود فقط دولت این کار را انجام می‌دهد. قوه قضائیه، مجلس، نیروهای مسلح و دیگر مجموعه‌ها همگی در این مسیر همکاری می‌کنند. برای اینکه نشان دهیم همه با هم هستیم، گفتیم نمایندگانی از همه این مجموعه‌ها در این تیم حضور داشته باشند.

این تصمیم صرفاً تصمیم دولت نبود. همه با یکدیگر تفاهم کردیم و بر اساس داده‌ها، اطلاعات، واقعیت‌های میدان، وضعیت دولت و شرایط مردم تصمیم گرفتیم. واقعاً هم از آقای دکتر قالیباف قلباً قدردانی می‌کنم؛ ایشان جانانه و مردانه وارد میدان شدند و همکاری می‌کنند. آقای اژه‌ای نیز واقعاً با جدیت و همراهی کامل همکاری دارند.

اگر تا امروز توانسته‌ایم بمانیم و امور را پیش ببریم، به‌دلیل همین وحدت و انسجام بوده است.

آقای عراقچی چطور؟

آقای دکتر عراقچی دیپلمات رسمی کشور ماست و شبانه‌روز تلاش می‌کند. متأسفانه عده‌ای به ایشان بی‌احترامی می‌کنند. من نمی‌دانم کدام دین و مذهب به انسان اجازه می‌دهد به دیگری تهمت بزند، ناسزا بگوید یا بی‌احترامی کند.

خداوند می‌فرماید: «قل لعبادی یقولوا التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم ان الشیطان کان للانسان عدوا مبینا». این دستور خداست. اگر مدعی هستیم که راه خدا را می‌رویم و از فرمان او اطاعت می‌کنیم، نباید راه شیطان را در پیش بگیریم. باید با یکدیگر مهربانانه و با همدلی سخن بگوییم و به هم بی‌احترامی نکنیم. شیطان می‌خواهد ما را به جان یکدیگر بیندازد؛ ما نباید به جان هم بیافتیم.

آقای رئیس‌جمهور، شما آقای قالیباف را به‌عنوان رئیس هیئت مذاکره‌کننده تعیین کرده بودید. چه شد که در نهایت امضای تفاهم‌نامه را شخصاً خودتان انجام دادید؟

قرار نبود آن‌ها برای امضای توافق به ژنو بروند، اما درباره کلیات موضوع تفاهم شده بود و در نتیجه ما آن را امضاء کردیم. در طرف مقابل نیز قرار بود ونس با آقای قالیباف امضا کند، اما بعد تصمیم گرفته شد ترامپ امضاء کند تا توافق از اعتبار و استحکام بیشتری برخوردار باشد و نتوانند به‌سادگی زیر امضای خود بزنند.

در نتیجه، وقتی امضا در طرف مقابل در سطح رئیس‌جمهور انجام شد، ما نیز آن را در همان سطح امضا کردیم. از نظر اعتبار و جایگاه، این شکل از امضاء سطح بالاتری داشت.

یعنی تمام این هماهنگی‌ها در کمتر از ۲۴ ساعت انجام شد؟ دقیقاً چه اتفاقی افتاد که ناگهان تصمیم گرفتند در طرف آمریکایی، ترامپ و در طرف ایرانی، رئیس‌جمهور تفاهم‌نامه را امضاء کنند؟

روایت این ماجرا تا حدی محرمانه است؛ شاید در فرصت دیگری بتوان درباره آن صحبت کرد. فعلاً بیشتر از این موضوع را باز نکنید؛ همین مقداری که گفته شد، قابلیت انتشار دارد.



۶ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

صالحی امیری: پزشکیان کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت

سیدرضا صالحی‌ امیری در گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس جمهور با تشریح عملکرد و برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، از ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب ۲ میلیون گردشگر سلامت با ۶ میلیارد یوروی درآمد تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.

صالحی امیری گردشگری را مقوله‌ای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر می‌کنند که جذابیت کافی داشته باشد. این جذابیت می‌تواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد.

گردشگری ایران با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد

او با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویت‌های جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود.

۳۸۰۰ پروژه گردشگری در حال اجراست

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همچنین گفت: یکی از اولویت‌های جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بوده‌ایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایه‌گذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌هاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کرده‌ایم.

او افزود: در حال حاضر حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که ۱۰۰ درصد این پروژه‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاست‌گذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.

صالحی‌امیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاست‌گذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.

او اضافه کرد: در شرایط فعلی برای حدود ۳۸۰۰ پروژه فعال گردشگری، حدود ۱۳۰۰ همت سرمایه‌گذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند.

پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع با اشاره به سیاست‌های دولت برای ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری اظهار کرد: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوق‌های لازم برای سرمایه‌گذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در۴۰ سال گذشته سابقه نداشته، ایجاد پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.

صالحی‌امیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداری‌ها عنوان کرد و افزود: در گفت‌وگو با شهرداری‌ها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساخت‌های گردشگری، تا ۸۰ درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمع‌های ترکیبی است، به این معنا که در یک بنا می‌توان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا می‌تواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.

او سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتل‌ها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابه‌جا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود ۲۰۰ قلم کالای مورد نیاز هتل‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.

صالحی‌ امیری همچنین به معافیت‌ها و حمایت‌های دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و به‌عنوان خدماتی محاسبه می‌شوند و هزینه‌ای که فعالان پرداخت می‌کنند، در مقایسه با هزینه‌های معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.

او افزود: مجموعه این مشوق‌ها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری مواجه شود و مجموعه‌ای از هتل‌ها، دهکده‌ها و شهرک‌های گردشگری در حال ساخت باشد.

افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از ۵۰ همت

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتل‌های متعددی وجود دارند که به مرحله ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ درصد پیشرفت رسیده‌اند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند. در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.

او افزود: در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۵ همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ همت تسهیلات تخصیص یافت و هدف‌گذاری امسال، بیش از ۵۰ همت، معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان، برای زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌ امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنج‌ساله‌ای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کرده‌ایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال ۱۴۰۷، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایه‌گذاری و با چه حمایت‌هایی باید به نتیجه برسد.

او افزود: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهره‌برداری از پروژه‌ها مشخص شده و یک طراحی و اولویت‌بندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است.

آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت ایران برای جذب گردشگر

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع درباره اولویت‌بندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است، حوزه‌ای که ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است. در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارند که در موضوع گردشگری به‌شدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای فرستادن گردشگر به ایران دارند. با وزیر گردشگری مصر مفصل گفت‌وگو کرده‌ایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشته‌ایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند.

موضوع نگران‌کننده درباره چینی‌ها

او افزود: چین و روسیه نیز در اولویت چهارم قرار گرفته‌اند. امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینی‌ها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نه‌تنها توصیه‌ای برای سفر به ایران نمی‌کنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال می‌کنند.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع اظهار کرد: این موضوع نگران‌کننده است و از رییس‌جمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کرده‌ایم در گفت‌وگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند. روس‌ها نیز به سواحل جنوبی ایران علاقه زیادی دارند. روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور می‌فرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقه‌ای بر آن تأثیر گذاشت.

صالحی‌ امیری ادامه داد: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند.

 

ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیت بزرگ

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یکی دیگر از برنامه‌های مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایه‌گذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا به‌شدت کاهش یافته است.

او افزود: بین ۷ تا ۹ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و شورای‌عالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز به‌عنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایران‌شناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار می‌کنیم.

صالحی‌ امیری افزود: هماهنگی دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کرده‌ایم. هرچند جنگ در این مرحله تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود. ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقش‌ونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بیان کرد: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و می‌توانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که می‌توانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست.

رییس‌جمهور بارها تأکید کرده است فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید

صالحی‌امیری با اشاره به تأکید رییس‌جمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رییس‌جمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز به‌صورت مستمر این پیام را منتقل می‌کنیم.

او تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیین‌کننده است. ما اعتماد کرده‌ایم و آنها نیز باید اعتماد کنند. اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانواده‌های خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانواده‌های ایرانی برای دیدار با خانواده‌های خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحث‌های جدی است که به آنها پرداخته‌ایم.

صالحی‌امیری ادامه داد: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینه‌های نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. ۴۰ سال زمان کافی بود که پیام‌ها را منتقل کنیم و پیام‌های آنها را بشنویم. امروز باید حاشیه‌ها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانواده‌های خود بروند. هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع گفت: این مسئله به اعتماد بازمی‌گردد و ما بر همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامه‌های خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

صالحی‌امیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران به‌طور میانگین ۱۲۷۰ دلار هزینه می‌کند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر می‌شود و در مقابل ارز وارد کشور می‌شود، اما در گردشگری، هزینه‌های مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام می‌شود و ارز وارد اقتصاد داخلی می‌شود.

حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند

او گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم کشور عنوان کرد و افزود: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستان‌ها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یک‌سوم تا یک‌پنجم منطقه و حدود یک‌دهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.

صالحی امیری همچنین بیان کرد: هدف‌گذاری ما در برنامه تا سال ۱۴۰۷، جذب دو میلیون گردشگر در حوزه سلامت با درآمد ۶ میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است.

با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد

او گردشگری را علاوه‌بر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و بیان کرد: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.

صالحی‌امیری افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم، نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، به‌گونه‌ای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهمان‌نوازی می‌پذیرد. قدم‌های بزرگی در این مسیر برداشته‌ایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم.

در معدن طلا قرار گرفته‌ایم اما در آن را بسته‌ایم

وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسل‌های قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسل‌های خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق می‌ورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم.

او با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از ۱۰ قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران ۲۷ اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون ۵۸ اثر را به‌صورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کرده‌ایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی می‌کنند. دانشگاه‌ها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز می‌کند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانسته‌ایم ظرفیت‌های خود را معرفی کنیم.

او بیان کرد: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشته‌ام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری می‌کنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون می‌آید.

او، ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگ‌ترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکرده‌ایم.

ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم

صالحی‌ امیری درباره برنامه‌های دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود ۴۳ هزار اثری که تاکنون ثبت کرده‌ایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال می‌کنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگ‌ترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیون‌ها سال قبل از ما وجود داشته و میلیون‌ها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم.

هدف‌گذاری برای ایجاد ۱۰۰ هزار شغل

صالحی‌امیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار است.

او هدف‌گذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال ۱۴۰۷ را ۵۰۰ میلیون یورو صادرات عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه، ایجاد ۱۰۰ هزار شغل و رشد ۸ درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنج‌ساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتم‌کاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام می‌دهد، هنرمند است.

او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی افزود: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان می‌توانند در گوشه‌ای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات می‌توان تولید کرد.

صالحی‌ امیری هویت‌محور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافت‌های داری، نمدها، قالیچه‌ها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی می‌کنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه می‌کند، اشتغال خانواده را تأمین می‌کند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.

او با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود ۶۷۰ هزار هنرمند در قالب ۳۴ هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

صالحی‌امیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و اظهار کرد: ما فقط یک شیء صادر نمی‌کنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر می‌کنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.

او شعار این حوزه را «هر روستا یک بوم‌گردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما می‌توانیم یکی از قطب‌های گردشگری غذا در دنیا باشیم.

بازارچه‌های صنایع دستی برای حذف واسطه‌ها

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدف‌گذاری کرده‌ایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت می‌فروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه می‌کند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.

به گفته صالحی‌امیری، اکنون در بیشتر شهرهای کشور، بازارچه‌های صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز بر ۱۰ کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد. هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکه‌های بین‌المللی مانند آمازون و سایر شبکه‌ها بازاریابی بین‌المللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی به‌درستی تقویت شود، این حوزه می‌تواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانواده‌ها باشد.

امنیت؛ حلقه سوم گردشگری

صالحی‌ امیری در ادامه این گفت‌وگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران می‌شود، ناامنی تولید می‌شود و گردشگر به آن کشور سفر نمی‌کند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید می‌کند.

وضعیت گردشگری ایران از زمان جنگ

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود ۸۰۰ موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتل‌های ما در نوروز به حدود ۹ درصد رسید که بسیار نگران‌کننده و خسارت‌بار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر ۵۰ درصد می‌رسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر به‌صرفه نیست.

او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین ۱۴۹ اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی وارد شد. رییس‌جمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسه‌ای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم، از جمله استمهال مالیات، بیمه، چک‌ها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود.

پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رییس‌جمهور گفت: صادقانه عرض می‌کنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمع‌آوری رأی انتخاب نکردند. من به‌عنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشته‌ام، شهادت می‌دهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهج‌البلاغه این مسیر را انتخاب کردند.

او افزود: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد.

کسانی که به رییس‌جمهور یک ملت توهین می‌کنند بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد

صالحی امیری با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجام‌شکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رییس‌جمهور یک ملت در خیابان توهین می‌کنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهین‌آمیز نسبت به مقامات کشور به کار می‌برند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد.

صالحی‌امیری افزود: کسانی که در زمین دشمن‌بازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت می‌کنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت می‌کند.

او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجه‌ای دارد؟

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح می‌کنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینه‌هایی را به نظام تحمیل می‌کند و امروز خسارت آنها را می‌بینیم. ده‌ها بار گفته‌ام که تا امروز پزشکیان پرچم‌دار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.

انتهای پیام


۷ ساعت قبل / سایت تابناک

پزشکیان حرف جریانات سیاسی ورشکسته را تکرار می‎کند

به گزارش تابناک به نقل از فارس؛ این روز‌ها برخی از سیاسیون ورشکسته در فضای رسانه‌ای، از لزوم «پایان جنگ» سخن می‌گویند و حالا این ادبیات در اظهارات رئیس‌جمهور هم تکرار شده است.

پرسش ساده، اما اساسی اینجاست: مگر ما شروع‌کننده جنگ بودیم که پایان دادن به آن به دست ماست؟

جنگ را دشمن تحمیل کرد. دشمن حمله کرد، دشمن ترور کرد، دشمن تأسیسات ما را زد و دشمن بود که پیمان‌ها را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران در مقام دفاع مشروع و با اقتدار کامل پاسخ داد و دشمن را شکست خورده به عقب راند.

حالا با این واقعیت روشن، «پایان دادن به جنگ» یعنی چه؟ یعنی چه کنیم که جنگ تمام شود؟ یعنی برویم و از دشمن متجاوز خواهش کنیم که آتش‌بس کند؟ یعنی با پذیرش خواسته‌های او، سازش کنیم تا او راضی شود دست از تجاوز بردارد؟

این رویکرد، نه تنها هیچ نسبتی با واقعیت میدان ندارد، بلکه دقیقاً همان حرفی است که برخی جریانات سیاسی ورشکسته و بی‌اعتبار در روز‌های اخیر مطرح کرده‌اند. جالب آنکه همان افراد، پیشتر نیز با ادبیات انفعالی خود، زمینه‌ساز خوش‌بینی‌های بی‌نتیجه به دشمن شده بودند.

نکته مهمتر اینکه چنین مواضع ضعیف و انفعالی، نه تنها جنگی را پایان نمی‌دهد، بلکه دقیقاً همان عاملی است که دشمن را به حمله و تجاوز مجدد تشویق می‌کند. تاریخ گواه است که هرگاه ایران از موضع انفعال و عقب‌نشینی سخن گفته، دشمن جری‌تر شده و بر طمع خود افزوده است.

نمونه بارز آن، دو جنگ اخیری است که در دوره‌ای صورت گرفت که دولتمردان ما بیشترین تمایل را به مذاکره و انعطاف با دشمن داشتند و هر بار نیز در حین مذاکره مورد حمله قرار گرفتیم.

دشمن همچون گرگی است که بوی ضعف را حس می‌کند و به جای عقب‌نشینی، حمله‌ای سخت‌تر را آغاز می‌کند. ادبیات «پایان جنگ» از موضع خواهش و التماس، به دشمن این پیام را می‌دهد که ایران از میدان خسته شده و برای خروج شتابزده است؛ این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دشمن برای افزایش فشار و طراحی حمله‌ای جدید، از آن بهره‌برداری خواهد کرد.

مردم هوشیار و بصیر ایران، رئیس‌جمهور را به صداقت می‌شناسند و از ایشان انتظار دارند که فریفته ادبیات سیاسیون شکست‌خورده نشوند. تکرار این حرف‌های به‌ظاهر صلح‌طلبانه و عوامانه، نه تنها به اعتماد مردم نسبت به دولت آسیب می‌زند، بلکه به دشمن این پیام را می‌دهد که ایران برای خروج از میدان شتابزده است و او را نسبت به اقدامات خصمانه‌تر تشویق می‌کند.


۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تفویض اختیار از سوی رئیس‌جمهور به استانداران زمینه بهره‌گیری از ظرفیت‌های استانی را فراهم آورد

ایران آنلاین:

احمد میدری عصر امروز جمعه 30 مرداد، در آستانه هفته دولت در جریان سفر به استان خراسان رضوی، در نشستی در منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی دوغارون با مسئولان و فعالان اقتصادی، ضمن تبریک فرارسیدن ایام ربیع‌الاول و میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام جعفر صادق(ع) و هفته وحدت، اظهار کرد: در هفتۀ دولت هستیم و به همکاران خود در دولت خسته‌نباشید می‌گویم و امیدوارم بتوانیم راه شهدا، از جمله شهدای دولت، شهیدان رجایی، باهنر و شهید رئیسی را ادامه دهیم و خداوند توفیق خدمت به ما عطا کند.

وی گفت: دولت تلاش می‌کند با توسعه مشارکت بخش خصوصی و برون‌سپاری بخشی از خدمات، زمینه استفاده بیشتر از ظرفیت‌های محلی و حل مسائل مردم را فراهم کند.

میدری با اشاره به ظرفیت‌های منطقه دوغارون و تایباد گفت: دوغارون و تایباد، مانند هر گوشه‌ای از ایران، سرشار از ظرفیت‌های بزرگ و نهفته هستند که می‌توانیم آن‌ها را شکوفا کنیم. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: رویکرد دولت چهاردهم و شخص رئیس جمهور پزشکیان ظرفیت‌های خوبی ایجاد کرده است تا از نقاط بالقوه مناطق مختلف کشور استفاده کنیم. کارشناسان امور بین‌الملل سال‌ها توجه مسئولان و سیاست‌گذاران را به شرق کشور جلب کرده‌اند؛ چرا که امکان ارتباط با همسایگان شرقی، از جمله هند، چین، افغانستان و پاکستان، زمینه تبادلات فرهنگی و اقتصادی بسیار گسترده‌تری را فراهم می‌کند.

میدری ادامه داد: با توجه به شرایطی که پس از جنگ رمضان ایجاد شده، ضرورت توسعه این ارتباطات نیز افزایش پیدا کرده است.

وی با اشاره به شرایط کشور و پیامدهای جنگ اظهار کرد: دولت با مشکلات مختلفی روبه‌رو است. ما نشان دادیم که علیرغم واقعیت‌های پیچیده و سختی‌هایی که داشتیم، توانستیم چرخه دیگری را به حرکت درآوریم و امیدواریم علیرغم همه مشکلات، اقداماتی انجام دهیم که مردم وضعیت «هم جنگ و هم صلح» را کمتر احساس کنند.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: دشمن به دنبال راهبرد «هم جنگ و هم صلح» است تا فرسودگی ایجاد کند، اما همان‌طور که دیدیم توطئه‌های شوم آنها تحقق پیدا نکرد و ان‌شاءالله تحقق پیدا نخواهد کرد.

عضو کابینۀ دولت چهاردهم در ادامه با اشاره به خسارات جنگ گفت: ما در برابر ظلم و تجاوز به کشور ایستادگی می‌کنیم، اما همان‌طور که دکتر پزشکیان و دولت تأکید دارند، نباید پیامدهای جنگ را نادیده بگیریم. جنگ رهبر ما و فرماندهان بزرگ ما را از ما گرفت و این‌ها صدمات جبران‌ناپذیری است که به کشور وارد شده است؛ اما همان‌طور که رهبر معظم انقلاب به محض شهادت فرماندهان، فرماندهان دیگری را انتخاب کردند و خدشه‌ای بر اقتدار نظام وارد نشد، ما هم باید بپذیریم که جنگ پیامدهای اقتصادی سختی دارد و باید از وارد آمدن آسیب این پیامدهای اقتصادی جلوگیری کنیم.

وی ادامه داد: هر تحلیلگری اذعان دارد که بخشی از تورمی که امروز داریم ناشی از جنگ است.

میدری با اشاره به وضعیت تجارت و حمل‌ونقل کشور تصریح کرد: دنیا متحیر است که کشوری که در مقطعی 100 هزار کانتینر تخلیه داشته و این رقم اکنون به 7 هزار کانتینر رسیده، چگونه توانسته ایستادگی کند و چه ظرفیت‌های اقتصادی داخلی، ترانزیتی و ارتباطی دارد که باز هم ایستادگی کرده است. کشورهای دیگری با تحریم‌های کمتر و محاصره‌های محدودتر، در مدت کوتاهی از پای درآمدند، اما کشور ما را نتوانستند از پای درآورند.

وی افزود: همه جهان اذعان دارند که در جنگی پیچیده، آمریکا و رژیم صهیونیستی، با وجود همه هزینه‌ها و قدرت نظامی و در حالی که خود را ابرقدرت می‌دانستند، شکست خوردند. از اینکه مردم شرایط سختی دارند همه ناراحتیم و تمام تلاش شبانه‌روزی نمایندگان محترم و مسئولان نیز برای کاهش این مشکلات است.

ضرورت اصلاح ساختار اداری و تقویت اختیارات مناطق

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به پیگیری موضوع کریدورها و ترانزیت در دولت گفت: دکتر پزشکیان هر چند هفته یک‌بار شخصاً موضوع کریدورها و ترانزیت را دنبال می‌کند، اما ما با مشکلات ساختاری مواجه هستیم و سیستم اداری ایران عمودی است.

میدری با اشاره به تجربه برخی کشورها در تفویض اختیار به مناطق اظهار کرد: در کشورهای دیگر، مانند هند، استاندار از وزیر قدرتمندتر است و استاندار وزرای استانی و محلی را تعیین می‌کند. این دولت، افقی است و این‌گونه نیست که وزیر در مرکز نشسته باشد و برای کل کشور تصمیم بگیرد.

وی افزود: در مرز 13 دستگاه حضور دارند و باید ساختار عمودی دستگاه‌هایی که برای همکاری با یکدیگر نیازمند مجوز از سطوح بالاتر هستند، تغییر کند. استاندارد باید از بالا طراحی شود، اما اینکه هر منطقه چگونه با توجه به ظرفیت‌های خود تصمیم بگیرد، اهمیت دارد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: اینکه در هر منطقه تمدن و ظرفیت شکل گرفته، به خاطر تفویض اختیار بوده است؛ هر منطقه باید بتواند درباره اینکه چگونه تجارت کند و چه تولیدی داشته باشد، متناسب با ظرفیت‌های خود تصمیم بگیرد.

میدری تأکید کرد: تا جایی که می‌دانم هیچ رئیس‌جمهوری به اندازه دکتر پزشکیان درباره تفویض اختیار به استان‌ها، محله‌محوری و ارتباط با استانداران اهتمام نداشته است؛ چرا که مشی ایشان بر تفویض اختیار استوار است و این تفویض اختیار برکاتی دارد.

وی گفت: رویکرد دولت این است که فرصت جدیدی برای منطقه‌ای مانند تایباد و دوغارون ایجاد کند. این رویکرد جدید است و ما باید صبورانه و با تلاش شبانه‌روزی تلاش کنیم تا این ظرفیت‌ها را بالفعل کنیم.

 

توسعه مشارکت بخش خصوصی در ارائه خدمات

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در ادامه با تأکید بر پیگیری مسائل مسئولان و مردم منطقه گفت: تلاش خواهیم کرد در راستای مسائل مسئولان و مردم منطقه به سمت حل و رفع مشکلات پیش برویم.

میدری افزود: باید به سمت روش‌هایی برویم که از طریق مشارکت با بخش خصوصی، پیشخوان‌ها و کارگزاری‌ها، خدمات را گسترش دهیم. بخشی از وظایف حاکمیتی است، اما بخشی دیگر را می‌توانیم با برون‌سپاری انجام دهیم.

وی با اشاره به برنامه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این زمینه گفت: مدتی است دستور این کار صادر شده و نمونه آن را در شهر گلبهار شروع می‌کنیم تا بتوانیم به سرعت آن را به شهرهای جدیدالتأسیس نیز تسری دهیم. در گلبهار 150 هزار نفر جمعیت وجود دارد، اما اداره کار هیچ شعبه‌ای نداشت.

میدری تأکید کرد: من پیگیری می‌کنم که مصوبات سفر انجام شود و تمام تلاش خودمان را برای تحقق آنها به کار خواهیم گرفت.

انتهای پیام/




 ربیعی، دستیار پزشکیان: مسئله بنزین تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست/ هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبه‌رو شود که پیش‌بینی و مدیریت آنها دشوار باشد
۸ ساعت قبل / سایت جماران

ربیعی، دستیار پزشکیان: مسئله بنزین تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست/ هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبه‌رو شود که پیش‌بینی و مدیریت آنها دشوار باشد

علی ربیعی دستیار اجتماعی رئیس جمهور نوشت: مسئله بنزین نیز تنها یک موضوع اقتصادی یا فنی نیست. بنزین با زندگی روزمره مردم، نابرابری‌های فضایی، الگوی حمل‌ونقل، وضعیت اشتغال، هزینه‌های خانوار و احساس عدالت اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین، هر تصمیمی در این حوزه، اگر بدون شناخت ابعاد اجتماعی آن گرفته شود، ممکن است با پیامدهایی روبه‌رو شود که پیش‌بینی و مدیریت آنها دشوار باشد. بسیاری از مسائل کشور، پیش از آنکه صرفا به یک راه‌حل فنی نیاز داشته باشند، به فهمی دقیق از جامعه و به تحلیل‌های علوم انسانی و اجتماعی نیازمندند.

 کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است

سفیر تهران در مسکو گفت که آمریکا در تلاش است تا جنایت در مدرسه میناب را پشت بیانیه‌های سیاسی پنهان کند.

 پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی

عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به مواضع حلبوسی درباره نام خلیج فارس، با اشاره به سابقه فعالیت‌های حاج قاسم سلیمانی در مبارزه با داعش در الانبار،...

 آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد
۱۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد

وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در دیدار با وزیر گردشگری آفریقای جنوبی با تاکید بر ظرفیت‌های کم‌نظیر دو کشور برای توسعه همکاری‌های گردشگری، بر اتصال بخش‌های خصوصی، اجرای برنامه‌های مشترک بازاریابی و برگزاری تورهای آشناسازی برای فعالان رسانه‌ای و گردشگری تاکید کرد و گفت: آفریقای جنوبی می‌تواند دروازه ورود ایران به بازار گردشگری آفریقا باشد.

 ادای احترام قالیباف به سردار مقاومت ملی رئیسعلی دلواری
۱۴ ساعت قبل / سایت تابناک

ادای احترام قالیباف به سردار مقاومت ملی رئیسعلی دلواری

رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، با حضور بر سر مزار سردار رئیسعلی دلواری، به مقام دلیر تنگستان و سردار بزرگ ملی ایران ادای احترام کرد.

 روزنامه نزدیک به قالیباف؛ «ساده‌سازان» نسخه می‌پیچند، اما هزینه شکست را مردم می‌دهند
۱۹ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

روزنامه نزدیک به قالیباف؛ «ساده‌سازان» نسخه می‌پیچند، اما هزینه شکست را مردم می‌دهند

روزنامه خراسان با انتقاد از حجت‌الله عبدالملکی، سیدحسین مرعشی، علی عبدی، فؤاد ایزدی و مصطفی خوش‌چشم نوشت: حذف متغیر‌های پیچیده و ارائه نسخه‌های ساده برای مسائل چندلایه، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد.