
حجتالاسلام خدابخش عبدلی، دکترای علوم سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: زمانی نه چندان دور، گفتمان غالب اجتماعی و حقوقی، فرد گرفتار اعتیاد را در چارچوب «مجرم» تعریف میکرد؛ نگاهی که با کوشش متخصصان و مصلحان اجتماعی بهتدریج اصلاح شد و اعتیاد در افق «بیماری» فهم گردید. این تصحیح باور، دستاوردی بزرگ در عرصه تقنین و فرهنگ عمومی بود، اما هرگز به جایی نرسیدیم که اعتیاد و شخص معتاد را همچون یک «ارزش» برجسته کنیم؛ چراکه وجدان جمعی جامعه، ابعاد ویرانگر این بلای خانمانسوز را بهروشنی شهود درک میکند. به همین منوال، در مواجهه با نمادها و مصادیق عینی ضدارزشها نیز نمیتوان و نباید مرتکب برجستهسازی رسانهای شد. جامعهای که خود را متعهد به معارف قرآن کریم و تراث گرانبهای اهل بیت(ع) میداند و الگوی علوی و فاطمی را نصبالعین خویش ساخته است، حق ندارد چهرههایی را به میدان نمایش بکشاند که آشکارا ناقض اصل قرآنی پوشش عفیفانه، حیا و غیرت دینیاند، یا با خالکوبیهای عجیب و غریب و ظواهر هنجارشکن، مرزهای ارزشی را بیاعتبار میکنند. هرچند گمان قوی این است که این برجستهسازیها اگر نه از سر عناد و غرضورزی، که محصول مغالطهها و شبهاتی نظری در ذهن بانیان و مرتکبان چنین روند رسانهای است؛ مغالطهای که میان «جذب حداکثری و فراخسازی دایره خودیها» با «عادیسازی و قهرمانسازی از ناخودیها» خلطی خطرناک پدید آورده است.
آنچه در ادامه میآید، کوششی است برای تبیین مبانی قرآنی و روایی الگوسازی و نمادسازی صحیح و نیز پیوند این مبانی با نظریات زبانشناسانه و رسانهای معاصر، تا روشن شود که چرا رسانه در مقام الگودهی و نمادآفرینی، حق ندارد ضدارزشها را برجسته کند و وظیفه ذاتیاش، قهرمانسازی از تجسمهای ارزشهای جامعه است، نه به میدان آوردن مجسمههای عناد با ارزشهای حاکم و رایج.
الگوسازی در منطق قرآن و عترت؛ رسالت هدایتگرانه اسوههای حسنه
قرآن کریم در یک فراخوان تمدنی، رسول اکرم(ص) را «اُسوَةٌ حَسَنَة» معرفی میکند: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» (احزاب: ۲۱). واژه «اُسوه» در لغت به معنای «مقتدا و پیشوایی …








