
این کودتا با طراحی مشترک سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا در قالب عملیات "آژاکس" و "چکمه" با هدف سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق اجرا شد، اما نهتنها به پایان نخستوزیری شخص مصدق انجامید، بلکه الگویی از مداخله خارجی را در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت کرد که تا به امروز، بر مناسبات قدرت و شکلگیری سیاستهای جمهوری اسلامی ایران نیز سایه افکنده است.
در واقع کودتای ۲۸ مرداد زخمی بر تن خسته ایران شد که برای همیشه باز ماند و هویت ساخت. در این جدال سیاسی میان تمرکز قدرت محمدرضا شاه پهلوی و سلطنت مشروطه، مشروطهخواهان باختند. این کودتا آغازی بر علنیشدن دیکتاتوری محمدرضا پهلوی به مدد ساواک و همچنین شروعی بر وابستگی هرچه بیشتر وی به آمریکا بود. محمدرضا از کودتای ۲۸ مرداد به عنوان رستاخیز ملی یاد کرد و تمام توان خود را به کار گرفت تا از مشروعیت مصدق بکاهد و خود را مقبول مردم نشان دهد. به همین جهت مصدق را فردی منفیباف، مشکوک و عوامفریب خواند و کودتا را امری اجتنابناپذیر جلوه داد.
محمدرضاشاه اصناف و کسبه را در سالروز ۲۸ مرداد مجبور به چراغانی خیابانها میکرد و هرگونه فعالیت سیاسی مخالف را ممنوع کرد. یکی از مهمترین دگرگونیهای ناشی از کودتا در تفکرات شاه، شکلگیری نگرشی امنیتی-نظامی به حکومت بود. او که سلطنت خود را مدیون قدرتهای خارجی میدید، به این باور رسید که بقای تاج و تختش در گرو حمایت بیچونوچرای آمریکا و سرکوب هرگونه مخالفت داخلی است. به همین دلیل پس از این کودتا، ساواک توسط سازمان اطلاعاتی آمریکا «سیا» در ایران شکل گرفت و حکومت پهلوی در پیمانهای امنیتی و نظامی حافظ منافع غرب عضو شد.
این تغییر نگاه، جهتگیری سیاست خارجی ایران را نیز دگرگون کرد و سیاست «موازنه منفی» پیشین که از سوی مصدق دنبال میشد، جای خود را به «وابستگی» کامل به غرب داد. شاه در عمل به این باور رسید که بهترین راه، اتحاد استراتژیک با آمریکا به عنوان متولی امنیت منطقه است. لذا حکومت پهلوی به عضویت پیمان نظامی بغداد (سنتو) در آمد. در ۱۴ اسفند ۱۳۳۷، موافقتنامه دفاعی ایران و آمریکا امضا شد که بر اساس آن، آمریکا خود را متعهد به کمک نظامی به ایران در صورت وقوع هرگونه تجاوز کرد. متعاقب آن، بیش از یک میلیارد دلار کمک نظامی به ایران اعطا و سیل نیروهای مستشاری …








