وی افزود: نخستین گام در حل مسئله، شناسایی و تعریف دقیق مشکل است؛ چراکه گاهی آنچه فرد بهعنوان مشکل میشناسد، تنها نشانهای از یک مسئله عمیقتر است. بنابراین لازم است مشخص شود مشکل دقیقاً چیست، از چه زمانی آغاز شده و چه عوامل و شرایطی در ایجاد یا تشدید آن نقش دارند.
رضوانی ادامه داد: پس از شناخت مسئله، باید اطلاعات لازم جمعآوری و راهکارهابررسی شود. در مرحله بعد، بهتر است چند راهکار مختلف در نظر گرفته شود و مزایا، معایب، میزان عملی بودن و پیامدهای احتمالی هر یک مورد ارزیابی قرار گیرد تا تصمیمی آگاهانهتر اتخاذ شود.
مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی تصریح کرد: بهترین راهحل لزوماً سادهترین یا کاملترین گزینه نیست، بلکه راهکاری است که با شرایط، امکانات، اهداف و ارزشهای فرد تناسب داشته باشد و در شرایط موجود، بیشترین فایده و کمترین آسیب را به همراه داشته باشد.
وی با بیان اینکه اجرای راهحل بخش مهمی از فرایند حل مسئله است، گفت: گاهی افراد راهکار مناسبی پیدا میکنند، اما به دلیل ترس، تعلل یا نداشتن برنامه مشخص، آن را اجرا نمیکنند. تقسیم یک اقدام بزرگ به گامهای کوچک، تعیین زمان مناسب و پیگیری مراحل اجرا میتواند به عملی شدن تصمیم کمک کند.
رضوانی ارزیابی نتیجه را یکی دیگر از مراحل مهم حل مسئله دانست و افزود: پس از اجرای راهکار باید بررسی شود که آیا نتیجه مورد انتظار حاصل شده است یا خیر. در صورتی که راهحل انتخابشده مؤثر نباشد، میتوان با بازنگری در شرایط، آن را اصلاح یا راهکار دیگری را امتحان کرد. بنابراین، نتیجه نگرفتن از یک راهحل لزوماً به معنای شکست نیست و میتواند فرصتی برای یادگیری و اصلاح مسیر باشد.
وی خاطرنشان کرد: حفظ آرامش و پرهیز از تصمیمگیری در اوج هیجان، خودآگاهی، انعطافپذیری، توانایی تصمیمگیری، صبر و پشتکار از جمله مهارتهایی هستند که به افراد در حل مؤثر مسائل کمک میکنند.
مدیر گروه سلامت روان معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی با اشاره به برخی خطاهای رایج در حل مسئله گفت: عجله در تصمیمگیری، انتخاب نخستین راهحل بدون بررسی گزینههای دیگر، نادیده گرفتن علت اصلی مشکل، تمرکز صرف بر احساسات، ترس از اشتباه و ناامیدی پس از نخستین ناکامی، از جمله عواملی هستند که میتوانند روند حل مسئله را دشوار کنند.
رضوانی با تأکید بر نقش تمرین در تقویت این مهارت افزود: نوشتن مسئله، تقسیم مشکلات بزرگ به بخشهای کوچکتر، پرسیدن سؤالاتی مانند «مشکل اصلی چیست؟»، «چه چیزهایی در کنترل من است؟» و «اولین قدمی که میتوانم بردارم چیست؟» و همچنین تمرین حل مسائل روزمره، از روشهای ساده و کاربردی برای تقویت مهارت حل مسئله به شمار میروند.
وی با اشاره به اهمیت آموزش این مهارت از دوران کودکی و نوجوانی اظهار کرد: خانوادهها، معلمان و مربیان میتوانند با فراهم کردن فرصت برای فکر کردن، انتخاب کردن و تجربه پیامدهای تصمیمها، به کودکان و نوجوانان کمک کنند تا مسئولانهتر تصمیم بگیرند و در مواجهه با مشکلات، به جای اجتناب یا واکنشهای هیجانی، به دنبال راهحل باشند.
رضوانی در پایان تأکید کرد: هدف از تقویت مهارت حل مسئله این نیست که انسان هیچگاه با مشکل مواجه نشود، بلکه باید بیاموزد مسائل را بهدرستی شناسایی کند، عوامل مؤثر را بشناسد، راهکارهای مختلف را بررسی و با آرامش و تصمیمگیری آگاهانه برای مدیریت آنها اقدام کند.









