
امروزه شاهد یک فرآیند بیبازگشت هستیم؛ انقراض تدریجی آداب و رسوم بومی که در برابر سیل عظیم مدرنیته وارداتی، ایستادگی برای بقا را از دست داده است. آنچه امروز در شهرهای ما رخ میدهد، نه یک تکامل فرهنگی، بلکه یک جایگزینی اجباری است.
ما در حال جایگزین کردن سنن هزارساله این سرزمین با الگوهای مصرفگرایانه غریب و بیروحی هستیم که هیچ پیوندی با خاک، آب و آسمان این اقلیم ندارند. این انقراض، نه از طریق جنگ، بلکه از طریق بیتفاوتی و غفلت در حال وقوع است؛ غفلتی که باعث شده نسلهای نو، نه تنها با ریشههای خود بیگانه شوند، بلکه حتی زبان مشترک برای توصیف اصالت خویش را از دست بدهند.
وقتی الگوهای وارداتی، جای خالی معنا را پر میکنند
یک استاد دانشگاه پدیده فراموشی تدریجی آداب و رسوم بومی را یک تراژدی ساختاری دانست و خاطرنشان کرد: مشکل اصلی این نیست که ما با تکنولوژی یا ابزارهای مدرن زندگی نمیکنیم؛ مشکل اینجاست که ما در حال بازتعریف سبک زندگی خود از طریق فیلترهای خارجی هستیم.
حامد خاتمیپور در گفت و گو با ایسنا افزود: مدرنیته وارداتی، یعنی همان کالاها، لباسها، الگوهای رفتاری و حتی ارزشهایی که از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، بدون هیچ فیلتر فرهنگی، به خانههای ما نفوذ میکنند. این الگوها، چون ریشه در نیازهای بومی ندارند، در برخورد با چالشهای اقلیمی و اجتماعی ما، عملکردی فاقد معنا دارند.
وی با اشاره به زوال آداب و رسوم در روستاها و شهرهای کوچک خراسان، اظهار کرد: دیروز، هر عمل اجتماعی، از نحوه برخورد با مهمان تا شیوه مدیریت منابع آب و زراعت، دارای یک محتوای نمادین بود اما امروز، این پیوند معنایی قطع شده است.
این استاد ادبیات دانشگاه پیامنور بیان کرد: وقتی یک جوان در یکی از شهرهای خراسان رضوی به خصوص گناباد که قنات قصبه را داریم، به جای آنکه به دانش بومی پدربزرگش در مواجهه با خشکسالی تکیه کند، به دنبال الگوهای حل مسئله در دنیای دیجیتال و غیربومی میگردد، یعنی ما در مرحله انقراض دانش کاربردی هستیم. ما در حال از دست دادن خرد جمعی هستیم که تنها راه بقای ما در این اقلیم سخت است.
وی بیان کرد: نبود فضاهای تعاملی، مانند موزههای مردمشناسی در بسیاری از شهرهای خراسان رضوی، این روند انقراض را شتاب بخشیده است؛ موزه نباید …






