
اما امروز، پس از گذشت نزدیک به دو دهه، نه تنها خبری از آن استخر سرپوشیده نیست، بلکه روایتها از یک سرنوشت متفاوت حکایت دارد و آن تغییر کاربری است.
آنچه در سالها پیش به عنوان یک پروژه توسعهای معرفی شد، اکنون در میان شهروندان کاشمری به نمادی از وعدههای تحقق نیافته و برنامهریزیهای ناقص تبدیل شده است. تغییر کاربری این پروژه، در واقع به معنای پذیرش شکست در اجرای وعده اصلی است؛ یعنی پذیرفتن این واقعیت که استخر مورد انتظار، دیگر در برنامههای اجرایی شهر دیده نمیشود.
در حالی که این پروژه دولتی شهری ۲۰ سال در انتظار است، تنها دو استخر سرپوشیده بخش خصوصی در شهر فعالیت میکنند؛ اما این گزینهها نیز برای بخش بزرگی از جامعه کاشمر، دسترسناپذیر هستند. هزینههای بسیار بالای بلیط ورزشی در این مراکز خصوصی، باعث شده است که خانوادههای متوسط و کمدرآمد، از چرخه ورزشهای آبی خارج شوند.
این خلاء، شهروندان را به سمت یک انتخاب خطرناک و اجباری سوق داده و آن استفاده از استخرهای کشاورزی است. در حالی که شهروندان برای رفع نیاز تفریحی و ورزشی خود، ناچارند تن به آب و استخرهای غیرمجاز باغات بزنند، خطرات جدی حوادث غرقشدگی در این مکانها، تهدیدی همیشگی برای آنهاست.
اکنون سؤال اصلی این است که مسئولان در برابر دو دهه معطل شدن مردم و تغییر مسیر پروژهای که قرار بود با امید ساخته شود، چه پاسخی دارند؟
طولانیترین پروژههای نیمهتمام
بیست سال از کلنگزنی استخر تختی کاشمر میگذرد؛ دو دههای که این مجموعه را در صدر فهرست طولانیترین پروژههای نیمهتمام شهرستان نشانده و به ویترینی از ناکارآمدی در مدیریت زیرساختهای ورزشی بدل کرده است. این استخر نه تنها یک طرح عمرانی که نماد فرسایش است؛ سازهای که پیش از آنکه کام مردم را شیرین کند، در غبار بیتوجهی، بتنهایش فرسوده شده و حالا نهادهای متولی از تخریب کامل کاسه آن خبر میدهند.
رئیس اداره ورزش و جوانان کاشمر، در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه نیمهکاره ماندن این پروژه به حدود ۲۰ سال رسیده است، اظهار کرد: به دلیل به سرانجام نرسیدن این پروژه طی سالیان متمادی، پیشنهاد تغییر کاربری آن را به فرمانداری شهرستان ارائه دادهایم و نامهنگاریهای لازم نیز با …






