
خبرگزاری مهر، گروه استانها- مطهره میرزایی: قزوین به عنوان مهد و پایتخت تعزیه کشور، نهتنها در تربیت اساتید بنام موسیقی، زرهسازی و شبیهخوانی نقشی محوری ایفا کرده، بلکه به عنوان یک کانون اثرگذار، جایگاه ویژهای دارد.
آیینهای نمایشی و سوگوارههای مذهبی در ایران، همواره آینهای تمامنما از پیوند عمیق باورهای اعتقادی با ریشههای فرهنگی و هویت ملی این مرز و بوم بودهاند. در میان این مناسک، «شبیهخوانی» یا تعزیه، به عنوان شاخصترین هنر دراماتیک و بومی جهان اسلام، سازهای هنری است که فراتر از یک عزاداری ساده، ابعاد وسیعی از اسطورهشناسی، موسیقی اصیل، شعر و جامعهشناسی ایرانی را در خود جای داده است.
ژرفای این هنر آیینی به گونهای است که برخی پژوهشگران، ریشههای ساختاری و عاطفی آن را در تاروپود اساطیر کهن ایرانزمین جستوجو میکنند و تجلی رسمی آن را نقطه عطف پیوند هنر ملی با ارادت به خاندان عصمت و طهارت میدانند.
در جغرافیای فرهنگی ایران، برخی مناطق به عنوان شریانهای اصلی حفظ و تکامل هنر تعزیه شناخته میشوند که در این میان، خطه تاریخی قزوین جایگاهی بیبدیل و پیشرو دارد. قزوین به عنوان مهد و پایتخت تعزیه کشور، نهتنها در تربیت اساتید بنام موسیقی، زرهسازی و شبیهخوانی نقشی محوری ایفا کرده، بلکه به عنوان یک کانون اثرگذار، این هنر را از تکیههای سنتی و روستایی تا پایتختهای حکومتی و حتی در برابر دیدگان سیاحان بینالمللی به تماشا گذاشته است. بررسی سیر تحول این هنر در قزوین، در واقع بازخوانی سند زنده ماندگاریِ هویت شیعی و خلاقیت هنری مردم این دیار در تلاطمهای مختلف تاریخی است.
محمدحسن سلیمانی در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: درباره اینکه نمایش آیینی تعزیه یا به اصطلاح دقیقتر «شبیهخوانی» و تعزیهگردانی از چه زمانی در ایران مرسوم و متداول شده، هیچ سند قطعی و مستندی در دست نیست و عمده آنچه در این باره گفته میشود، بر اساس گمانهزنیهای پژوهشگران است.
پیوند ناگسستنی شبیهخوانی با اساطیر ایرانزمین
محقق و پژوهشگر قزوینی یادآور شد: برخی از محققان معتقدند اساس سوگ و سوگواری بر امام حسین (ع) و یارانش، متأثر از «سوگ سیاوش»، پهلوان اساطیری داستانهای ملی ایران، است؛ چرا که با مراجعه به …




