
یادداشت مهمان_مقداد اموری: در یادداشت قبل نوشتم که برای فهم لحظه اکنون، باید مسیری را که طی کردهایم بشناسیم. حالا باید بپرسیم: نزاعی که از ابتدای انقلاب اسلامی درباره زن و حجاب شکل گرفت، اساساً بر سر چه بود؟
به گمان من، این نزاع فقط بر سر پوشیده یا نپوشیدهبودن زن نبود. در عمق ماجرا، انقلاب اسلامی و غرب درگیر ساختن دو تصویر رقیب از «زن قدرتمند» بودند.
هر دو میخواستند نشان دهند زنی که در جهان آنها شکل میگیرد، آزادتر، شریفتر، مؤثرتر و صاحب ارادهتر است. هر تصویری که بتواند نقطه اوج بالاتری از قدرت و کرامت زن را نشان دهد، چشمها را بیشتر به خود خیره میکند و نشانههای خود را نیز گسترش میدهد.
در تصویر غرب، بیحجابی با آزادی، انتخاب و قدرت زن پیوند خورد. اما انقلاب اسلامی امکان ظهور تصویر دیگری را فراهم کرد: زن مسلمانی که با حفظ هویت زنانه و دینی خود، وارد متن تحولات تاریخی میشود و در مقدرات اساسی جامعه مداخله میکند.
سخن فقط از «مشارکت زنان» در انقلاب نیست. مشارکت ممکن است به معنای حضور در طرحی باشد که دیگران ساختهاند و رهبری میکنند. اتفاقی که در انقلاب اسلامی افتاد، فراتر از مشارکت بود.
انقلاب اسلامی میدان تازهای پیش روی زن گشود و زن مسلمان ایرانی، در این میدان نقطه اوجی از قدرت خود را آشکار کرد که چشمها را به او خیره ساخت. او مردم را به حرکت درآورد و در شکلگیری، پیشرانی و امتداد انقلاب اسلامی نقش ایفا کرد. در خانه، محله، مسجد و خیابان، اراده ساخت، هزینه داد، دیگران را به میدان آورد و در مقاطعی رهبری جامعه را بر عهده گرفت.
این همان چیزی است که من از آن با عنوان «زن مجاهد» یاد میکنم؛ زنی که در لحظه نزاع تاریخی حق و باطل، منتظر نمیماند تا سهمی به او سپرده شود. …











