
به گزارش خبرنگار مهر، شهرها با وجود آن که تنها حدود سه درصد از سطح کره زمین را اشغال میکنند، بیش از ۶۰ درصد مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانهای جهان را به خود اختصاص دادهاند. این تمرکز بیسابقه مصرف، برنامهریزی شهری را به عرصهای راهبردی برای مدیریت امنیت انرژی، کاهش مخاطرات اقلیمی و ارتقای کیفیت زندگی شهری تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر دیگر یک گزینه فناورانه یا زیستمحیطی محسوب نمیشوند، بلکه به یکی از مؤلفههای بنیادین طراحی و حکمرانی شهرهای آینده تبدیل شدهاند. بر همین اساس، ادغام این منابع در برنامهریزی شهری، مسیر تحقق شهرهای پایدار را هموار میکند و همزمان منافع اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی قابل توجهی به همراه دارد.
انرژی تجدیدپذیر چگونه ساختار شهر را دگرگون میکند؟
نقش انرژیهای تجدیدپذیر در محیط شهری فراتر از جایگزینی سوختهای فسیلی است. این منابع، نحوه طراحی و عملکرد اجزای اصلی شهر را نیز متحول میکنند. سامانههای خورشیدی فتوولتائیک، نیروگاههای بازیافت انرژی از پسماند شهری، توربینهای بادی کوچک و فناوری تولید هیدروژن سبز، به تدریج در کنار شبکه برق، ساختمانهای مسکونی و تجاری، سامانههای حملونقل، صنایع شهری و زیرساختهای خدمات عمومی قرار میگیرند و یک اکوسیستم انرژی غیرمتمرکز ایجاد میکنند. این معماری جدید علاوه بر کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، تابآوری شبکه انرژی شهر را نیز افزایش میدهد و امکان توزیع پایدارتر برق در شرایط بحران را فراهم میسازد.
این تحول تنها به تولید انرژی محدود نیست. ادغام انرژیهای تجدیدپذیر با طراحی ساختمانهای کممصرف، سامانههای گرمایش تجدیدپذیر، حملونقل برقی و زیرساختهای هوشمند، موجب شکلگیری زنجیرهای از آثار همافزا میشود که در نهایت شدت مصرف انرژی و انتشار آلایندهها را در سطح شهر کاهش میدهد. به همین دلیل، برنامهریزی شهری معاصر، انرژی را به عنوان یکی از عناصر اصلی طراحی فضایی شهر در نظر میگیرد.
برنامهریزی شهری؛ حلقه اتصال فناوری و حکمرانی
موفقیت پروژههای انرژی تجدیدپذیر بیش از آن که به فناوری وابسته باشد، به کیفیت نظام برنامهریزی شهری وابسته است. پژوهشهای صورت گرفته نشان میدهند که ابزارهایی مانند …






