قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

ماجرای یک شال‌گردن خیلی خیلی بلند

فرزندت هدیه‌ای گرفته است که دوستش ندارد؟ «یک شال‌گردن و نصفی» می‌تواند نظرش را عوض کند.
 ماجرای یک شال‌گردن خیلی خیلی بلند

به گزارش خبرنگار مهر، اتفاقی برایمان می‌افتد که فکر می‌کنیم خوب نیست؛ در حقیقت خیلی هم از آن اتفاق بدمان می‌آید و دوست داشتیم طور دیگری بود. این حالت برای همه انسان‌ها اتفاق می‌افتد و فقط نوع و سطح اهمیت آن متفاوت است. مثلا تا حالا شده هدیه‌ای بگیرید که دوستش نداشته باشید و با خودتان فکر کنید «این دیگه چه هدیه‌ایه؟» یا «من اصلا این مدلش رو دوست ندارم» یا فرزندتان در این شرایط قرار بگیرد و این واکنش را داشته باشد؟ در این وضعیت چه‌کار می‌کنید؟ هدیه را پس می‌دهید یا به او می‌گویید که «اشکالی نداره اگه استفاده‌اش نکنی»؟ پس‌دادن هدیه که کار خوبی نیست؛ پس احتمالا هدیه استفاده نمی‌شود یا با بی‌میلی استفاده می‌شود. آیا تابه‌حال شده به همان هدیه طور دیگری نگاه کنید و ببینید شاید کاربرد جالبی داشته باشد؟

کتاب «یک شال‌گردن و نصفی» از مجموعه «قصه‌های رنگی‌رنگی» چنین داستانی دارد. این کتاب که به نویسندگی آماندا براندون و ترجمه و بازنویسی فرزین سوری و ارغوان غلامی است، از شال‌گردنی بلند می‌گوید که مادربزرگ برای «برفی» بافته است. برفی که یک بره کوچولو است، آن را دوست ندارد چون فکر می‌کند با این شال‌گردن نمی‌تواند بازی کند. در واقع او دوست داشت از مادربزرگ یک اسباب‌بازی هدیه می‌گرفت مثل یک توپ. شال‌گردن خیلی بلند است و برفی اصلا نمی‌تواند با آن کاری کند؛ نه می‌تواند خودش را گرم کند و نه بازی کند و نه حتی به‌راحتی با آن راه برود. او خسته و ناراحت، شال‌گردن را رها می‌کند؛ اما همان‌موقع دوستش سر می‌رسد و با خوش‌حالی می‌گوید: «آخ جان! یک شال‌گردن و نصفی!». پنبه، شال‌گردن را به درخت آویزان می‌کند و با برفی تاب‌سواری می‌کنند. به‌تدریج بقیه هم به آن دو نفر می‌پیوندند و با شال‌گردن کارهای مختلفی انجام می‌دهند مثل بازی طناب‌کشی یا بستن آن به واگن چوبی یک سگ کوچک.

کتاب «یک شال‌گردن و نصفی» ماجراهای کوتاه و جالبی درباره متفاوت‌نگاه‌کردن به یک مسئله دارد. شال‌گردن بلند برفی از نظر او یک وسیله بی‌ارزش بود اما نوع نگاه دوستان او به آن شال‌گردن متفاوت بود و آن را وسیله باارزشی می‌دیدند که می‌توانستند با آن لحظات خوشی را برای خودشان رقم بزنند. فکر می‌کنید اگر این نگاه را در زندگی داشته باشیم چقدر از مسائل بزرگ برایمان کوچک می‌شوند و چقدر از مشکلات کوچک اصلا به‌وجود نمی‌آیند؟ این یک کتاب کودک است؛ اما حتما والدین نیز می‌توانند از محتوای آن برای رشد و توسعه فردی خود بهره ببرند. کتاب «یک شال‌گردن و نصفی» را می‌توانید برای کودک بالای هفت سال خود بخوانید و با او درباره مثال‌های بیشتری که مشابه کتاب باشد حرف بزنید. حتما گفت‌وگوی دل‌چسبی خواهید داشت.

در بخشی از متن این کتاب می‌خوانیم:

مامان‌بزرگ، برای تولد برفی هم یک شال‌گردن رنگی‌رنگی بافت. بافت و بافت و بافت...

شال‌گردن، بزرگ و بزرگ و بزرگ‌تر شد.

همه باهم گفتند: «مامان‌بزرگ! بسه! دیگه نباف! این که شد یک شال‌گردن و نصفی!»

مامان‌بزرگ دیگر نبافت. یک شال‌گردن و نصفی را در کاغذرنگی پیچید. آن را به برفی هدیه داد.

برفی فکر کرد هدیه‌اش یک توپ است، چون گرد و قلمبه بود. با خوشحالی آن را باز کرد، اما...

هدیه‌ی برفی فقط یک شال‌گردن بود. برفی ناراحت شد. شال‌گردن را دور خودش پیچید و گفت: «با این که نمی‌شود بازی کرد!»

انتشارات پیدایش، کتاب «یک شال‌گردن و نصفی» به قلم آماندا براندون با ترجمه و بازنویسی فرزین سوری و ارغوان غلامی را در 32 صفحه مصور رنگی و بهای 128 هزار تومان برای کودکان بالای هفت سال منتشر کرده است. این کتاب از مجموعه «قصه‌های رنگی‌رنگی» است که کتاب‌های متنوعی برای سنین مختلف دارد همچون کتاب‌های زرد برای دوساله‌ها، کتاب‌های نارنجی برای سه‌ساله‌ها، کتاب‌های قرمز برای چهارساله‌ها، کتاب‌های صورتی برای پنج‌ساله‌ها، کتاب‌های بنفش برای 6 ساله‌ها، کتاب‌های آبی برای هفت‌ساله‌ها و کتاب‌های سبز برای هشت سال و بالاتر. کد مطلب 6919230



۲۶ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

پرچم انتقام بر دوش کودکان | روایتی از حضور فرزندان کوچک ایران در مراسم اربعین رهبر شهید در مشهد

به گزارش شهرآرانیوز، شاید جثه و صدایشان هنوز آنقدر بزرگ نشده باشد و در باور عامیانه بگوییم «هنوز بچه‌اند»، اما همه آنها با وجود آنکه عدد سنشان چهار، هفت، ده و ۱۲ را نشان می‌دهد با قلب‌های بزرگی که در سینه دارند و تربیتی ولایی را کنار پدران و مادرانشان داشتند با تمام وجود در مراسم چهلم رهبر شهید در حرم مطهر رضوی از سراسر ایران حضور پیدا کردند و با پرچم‌های سرخ انتقام که بر دوش دارند شعار خونخواهی سر می‌دهند و دل‌های نازک و لطیفشان برای آقای شهید ایران تنگ شده است. ما برای خونخواهی رهبر شهید آمدیم

از همان ابتدای ورود به حرم آقا امام رضا (ع)، می‌توان کودکانی را دید که با قدم‌های کوچکشان کنار پدر و مادران خود گام‌های محکمی بر می‌دارند و به سوی مراسم حرکت می‌کنند. عرفان ۱۰ساله که از تهران آمده و کنار خواهر کوچکش و پدر و مادر جوانش در صحن پیامبر اعظم (ص) ایستاده، پرچم سرخ «یا لثارات‌الحسین (ع)» را می‌چرخاند.

او رهبر شهید را دوست دارد و یکی از آرزوهایش این بود که ایشان را از نزدیک ببیند؛ «خیلی دوست داشتم رهبر را ببینم تا برایم دعا کند تا در کارهایم موفق شوم.» البته او این را هم می‌داند حالا بهتر می‌تواند با رهبر شهید صحبت کند و می‌گوید: «وقتی رفتم سر مزارشون، دعا‌هایی که توی دلم داشتم رو بهشون گفتم.»

عرفان درباره پرچمی که در دست دارد توضیح می‌دهد: ما اینجا برای خونخواهی رهبر شهید آمدیم و این پرچم را هم به همین خاطر گرفتم.

پرسیدم بنظرت اگر بخواهی رهبر را خوشحال کنی چه کاری می‌توانی انجام بدهی که پاسخ داد: من هر شب کتاب می‌خوانم. شاید باورتان نشود، اما الان هر شب ۱۴قصه را از کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» می‌خوانم. صحبت به اینجا که می‌رسد مادرش به میان گفتگوی ما می‌آید و توضیح می‌دهد: ما از بچگی برای عرفان کتاب می‌خواندیم، حالا به قدری به خواندن کتاب قبل از خواب عادت کرده که حتی در سفر هم کتاب همراهش است و بدون مطالعه، خوابش نمی‌برد. اسرائیل باید نابود شود

کودک دیگری که در آغوش مادرش پرچم سرخی در دست دارد که روی آن نوشته «انتقام». اگرچه سن سیدمحمد طبایی هنوز به پنج سال هم نرسیده و برای جواب سوال ما از مادرش کمک می‌گیرد، اما با لهجه شیرین یزدی می‌گوید: من رهبر را دوست دارم. دشمن‌ها رهبر را شهید کردند و ما باید انتقام ایشان را بگیریم.

وقتی از او می‌خواهم برایمان بگوید چطور می‌خواهد انتقام بگیرد با همان لحن شیرین کودکانه و دست و پا شکسته به ما گفت که باید اسرائیل نابود شود، امام زمان (عج) که بیاید آن وقت می‌توانیم انتقام رهبر را از دشمن بگیریم. وارد دارالذکر شدم دلم گرفت

گوشه دیگری از صحن پیامبر اعظم (ص)، پسر نوجوان دیگری که زاده تبریز است کنار پدرش ایستاده، درباره حضورش در این مراسم می‌گوید: دوست داشتم از نزدیک مراسم چهلم رهبر شهید را در مشهد و

حرم امام رضا (ع) ببینم. وقتی وارد شدم و مردم را دیدم که پرچم‌های سرخ را توی دستشان گرفته‌اند احساس شجاعت می‌کنم که ایرانی هستم.

محمدمهدی بازرگان ۱۲ساله هم قصد خونخواهی و دفاع از وطن دارد و راهش را اینگونه بیان می‌کند: اینکه در اجتماعات خیابانی شرکت کنیم و کم نیاوریم.

محمدمهدی تا به حال رواق دارالذکر را تا امروز ندیده بود و درباره نخستین تجربه زیارت مزار آقای شهید ایران می‌گوید: من رهبر را دوست دارم، وقتی چشمم به مزار ایشان افتاد ناراحت شدم و دلم گرفت.

علاوه بر محمدمهدی، عرفان و سیدمحمد، کودکان بسیار دیگری در گوشه و کنار مراسم چهلم آقای شهید ایران حضور داشتند که دلِ کوچکشان، بی‌هیاهوی بزرگ‌ترها، مهربانی را خوب می‌فهمد. شاید نفهمیدند معنای دقیق رهبری چیست، اما محبت نگاه پدرانه آقای شهید ایران بر دل‌هایشان حک شده است و لبخند‌ها و کلامش با کودکان بر حافظه‌شان ماندگار شده است.

در ادامه حتما بخوانید داریوش ارجمند: رهبر شهید، فراتر از زمانه خود می‌اندیشید




 سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم
۷ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

«خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۸ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟

سرپرست اداره‌کل حفظ، احیا و مرمت بناها و محوطه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه یافته‌های اخیر در جبهه جنوبی کاخ جهان‌نما براساس اسناد، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی است، گفت: این عملیات غافلگیرکننده نیست و تمام اقدامات با اشراف کامل بر نقشه‌ها و مستندات تاریخی انجام می‌شود.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۵ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

خانواده زنده‌یاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاری‌های این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.