به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: پیش از ظهور آندرسن در قرن نوزدهم میلادی، ادبیات کودک در سراسر جهان اغلب ابزاری در خدمت اخلاقگرایی مستقیم، تعلیم و تربیت سختگیرانه و اندرززدگی مفرط بود. در این دیدگاه، کودکان به عنوان بزرگسالانی کوچک پنداشته میشدند که متون ادبی موظف بودند آنان را به پرهیزکاری، اطاعت مطلق و پذیرش هنجارهای تثبیتشده رهنمون شوند. آندرسن این سنت دیرپا را فرو ریخت و برای نخستین بار روح، احساسات عمیق، هراسها، شادمانیها و پیچیدگیهای روانشناختی کودک را به عنوان سوژهای مستقل به رسمیت شناخت.
سبک آثار آندرسن نشاندهنده آمیزش استادانه تخیل فانتزی با رئالیسم ملموس و دردناک زندگی روزمره است. یکی از برجستهترین عناصر سبکشناختی او، تجسدبخشی و جانبخشی به اشیای بیجان و پیشافتاده همچون سرباز سربی، سوزن رفو، چراغ خیابان و آدمبرفی است. این امر، کاملا منطبق بر جانبخشی و تفکر جادویی در روانشناسی رشد کودک است که به اشیای بیجان، احساس، سرنوشت و هویت انسانی میبخشد. …












