
یاداشت مهمان _ سجاد اسحاقی مسکونی پژوهشگر مسائل اجتماعی: این روزها وقتی از کنار برخی کافهها میگذریم، بیش از آنکه عطر قهوه به مشام برسد و برای لحظاتی حال خوشی به انسان دست دهد،بوی تعفن یک گسست فرهنگی و ولنگاری اجتماعی فضا را پر کرده است.کافههایی که قرار بود میعادگاه گفتوگو،تعاملات انسانی ، آرامش و رفع خستگی باشند،در بسیاری از مناطق به جزایر خودمختار ناهنجاری بدل شدهاند؛ مکانهایی که در آنها،حرمتهای اجتماعی نه در کلام، که در رفتارهای عیان به بازی گرفته میشود.
نخستین هشداردر این مساله ،سزاوار خانوادههاست،خانواده هایی که فرزندانشان را به بهانهی استقلال و تفریح در این فضا رها کردهاند ! آیا شده زمانی از خود پرسیده باشند که فرزندشان در ساعاتی که در این محیطهای بسته و بهدور از نظارت عمومی سپری میکند، در حال کدام بازی هویتی هستند؟
این خانواده ها نباید فراموش کنند که آزادی بدون مسئولیت،معادل با سقوط است. و نظارت هرگز به معنای سلب آزادی نبوده و نیست؛بلکه پاسداری از نهال وجود فرزند در برابر طوفانهای آلودگی است؛ آلودگیهایی که در این کافهها، در پوشش کلاس اجتماعی به خورد نسل نوجوان و جوان داده میشود.
کمکاری شماخانواده ها در شناخت محیط تردد فرزندان،راه را برای نفوذ فرهنگهای منحط هموار کرده است؛ اگر با همین فرمان پیش بروید، بهزودی دود این آتش را در چشم خود خواهید دید.
و اما شما ای نهادهای عریض و طویل فرهنگی و بهداشتی!دقیقا کجا ایستادهاید؟ کافه صرفا یک واحد صنفی نیست،بلکه یک کانون جریانساز فرهنگی شده است. وقتی در این محیطها،بستر برای استعمال مواد دخانی جدیددرپوشش قهوه و نوشیدنی های مختلف و رفتارهای خلاف اخلاق عمومی و ترویج سبکزندگیهای آسیبزا فراهم میشود، یعنی ساختار نظارتی شما دچار فلج کامل مغزی و حرکتی شده است.هان ای نهادهای محترم فرهنگی!شماباید بهجای همایشهای پرهزینه و بیحاصل، سری به کف خیابان زده و به بهانه نوشیدن یک قهوه سالم که هیچ داخلی نداشته باشد و فقط درجهت رفع خستگی به همین کافه ها بروید تا بدانید فرهنگ در دفاتر شما ساخته نمیشود؛ فرهنگ در همین کافهها در حال مسخ شدن است.
و خطاب به نهادهای بهداشتی؛ آیا سلامت عمومی جامعه تنها به آمار تختهای بیمارستانی یا نامگذاری …
