
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: ادعای اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر برقراری ارتباط با ارکان عالیرتبه سپاه پاسداران از طریق کانالهای پشت پرده و مذاکره پیرامون پروندههای بحرانی جنگ، دقیقا در همین پازل قابل ارزیابی است. واکنشی که سخنگوی سپاه پاسداران، سردار حسین محبی، به این ادعا نشان داد و آن را «فانتزیهای ناشی از توهمات و کابوسهای شکست» خواند، خط بطلانی کشید بر روایتی که واشنگتن تلاش میکند برای مصرف داخلی و بینالمللی خود بازآفرینی کند. برای تحلیل دقیق این رویداد، پیش از هر چیز باید به دوگانگی سنتی رفتار ایالات متحده در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. در حالی که ماشین رسانهای واشنگتن مدعی گشودن کورسوی امید و ارتباط پنهانی است، در میدان عمل هیچ نشانهای از تغییر رویکرد استراتژیک دشمن دیده نمیشود.
موضع قاطع سپاه پاسداران مبنی بر اینکه این نهاد «بازو و زبان قدرت ملت ایران» است و زبان سخن گفتن آن در میدان تعریف میشود، تفکیک وظایف نهادهای حاکمیتی ایران را به رخ میکشد. مباحث دیپلماتیک مسیر مشخص خود را دارد و متولیان آن مشخصاند، اما وقتی صحبت از خطوط قرمز امنیتی و دفاعی به میان میآید، محاسبات میدانی حاکم است. نکته کلیدی در پشت پرده اظهارات اخیر ترامپ، بیش از آنکه مسائل امنیتی باشد، ریشه در دغدغههای عمیق اقتصادی و بحرانهای رو به رشد انرژی دارد. بازار انرژی جهان در ماههای اخیر و در سایه سنگین جنگ، نااطمینانیهای منطقهای و اختلال در مسیرهای حیاتی ترانزیت نفت، بهشدت آسیبپذیر و ملتهب شده است. ترامپ و تیم اقتصادیاش به خوبی میدانند که هرگونه تداوم یا تشدید بحران در این شریانهای حیاتی میتواند بهای نفت خام را به سطوحی برساند که ضربه مهلکی به شاخصهای تورم و اقتصاد شکننده غرب وارد کند.
از این رو، طرح ادعای ساختگی «مذاکره پنهان» یک ابزار کلاسیک جنگ روانی برای آرام کردن موقت بازارهای جهانی انرژی و کنترل …





