
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: پشت هر خبر، تنها چند خط نوشتهشده روی خروجی رسانه نیست؛ گاهی ساعتها راه رفتن و رانندگی در جادههای سخت، شبهای بیخوابی، حضور در دل حادثه، شنیدن درد مردم، تحمل فشار و حتی به خطر افتادن جان خبرنگار قرار دارد
قصهای که دیده نمیشود
خبر برای مخاطب شاید چند سطر باشد؛ چند جمله کوتاه که از حادثهای، مشکلی، تصمیمی یا اتفاقی در گوشهای از جامعه روایت میکند و پس از چند ساعت، جای خود را به خبر تازهای میدهد.
اما برای خبرنگار، آن چند سطر گاهی حاصل ساعتها حضور در میدان است؛ حضور در جادهای دورافتاده، گفتوگو با انسانی که سالها صدایش شنیده نشده، ایستادن در میان حادثه یا پیگیری مطالبهای که بارها بیپاسخ مانده است.
زینب پیلهکوهی، خبرنگار نکا، خبرنگاری را تنها یک عنوان شغلی نمیداند؛ برای او این حرفه بخشی از زندگی است؛ مسیری که در آن سختی و امید در کنار یکدیگر معنا پیدا کردهاند.
او از سالهایی میگوید که خبرنگاری تنها به حضور در نشستها و تهیه خبرهای روزمره محدود نبوده و بارها او را به دل حوادث و مأموریتهای دشوار کشانده است؛ از مسیرهای سخت گرفته تا ساعتهایی که نگرانی و خطر، بخشی از واقعیت کار بودهاند.
یکی از تلخترین خاطرات این خبرنگار، مأموریتی برای تهیه گزارشی از یک معدن شن و ماسه است؛ مأموریتی که در جریان آن دچار سانحه رانندگی شد؛ حادثهای که میتوانست پایان بسیاری از آرزوها باشد.
اما گزارش تهیه شد و انتشار آن نشان داد که پشت آن همه سختی، هدفی بزرگتر وجود داشته است؛ هدفی که برای یک خبرنگار، چیزی جز انجام مسئولیت حرفهای و روایت واقعیت نیست.
پیلهکوهی از خاطره دیگری نیز میگوید؛ روایت پدر شهیدی که سالها در سکوت و بیتوجهی، مشکلات خود را تحمل کرده بود. روایت زندگی این پدر منتشر شد و گزارش، مسیر پیگیری مسئولان را باز کرد و بخشی از مشکلات این خانواده برطرف شد.
آن روز، دعای خیر پدر شهید برای خبرنگار به یکی از ماندگارترین پاداشهای حرفهای تبدیل شد؛ پاداشی که نه در قالب دستمزد و نه در قالب عنوان و تقدیرنامه، بلکه در احساس اثرگذاری یک قلم معنا پیدا میکرد.
این شاید همان نقطهای باشد که خبرنگاری از یک شغل فراتر میرود؛ جایی که یک گزارش میتواند صدای انسانی بیصدا …






