خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ مریم علیبابایی: هرچه جهان بیشتر به سمت دیدهشدن حرکت کرده، مرز میان «واقعیت» و «روایت» نیز کمرنگتر شده است. امروز بسیاری از آدمها، برندها و حتی فضاهای گوناگون در شهر، با آنچه که هستند، دیده نمیشوند بلکه با آنچه از آنها روایت میشود شناخته میشوند. یک زمانی، شناختن یک کافه کار سادهای بود؛ طعم قهوهاش را میچشیدی، فضایش را امتحان میکردی و بر همان اساس قضاوت میکردی. امروز اما مسیر شناخت معکوس شده است؛ گاهی پیش از آنکه پا به کافهای بگذاری، تصویری از آن در ذهنت شکل گرفته تصویری که نه از تجربه مستقیم، بلکه از یک استوری، یک کپشن، یا واکنشی در فضای مجازی ساخته شده. این تحول بیربط به منطق کلیتری نیست که این روزها بر بسیاری از حوزهها حاکم شده؛ منطق دیده شدن بهمثابه دارایی. آدمها، برندها، و حالا حتی فضاهای فیزیکی شهر، در رقابتی برای روایت شدن قرار گرفتهاند که گاه هیچ نسبتی با کارکرد اصلیشان ندارد. کافه از این قاعده مستثنا نمانده. آنچه پیشتر صرفاً محلی برای فنجانی قهوه و ساعتی آرامش بود، حالا در برخی نمونهها به بازیگری در میدان نمادها بدل شده، گاه با انتخاب هوشمندانه یک هشتگ، گاه با سکوت یا اظهارنظر درباره یک رویداد اجتماعی و گاه صرفاً با تزیین ویترین به شکلی که پیامی ورای دکوراسیون منتقل کند.
نتیجه یک جابهجایی ظریف اما تعیینکننده در معیار قضاوت این است، کافه دیگر فقط بر مبنای آنچه پشت پیشخوانش میگذرد سنجیده نمیشود، بلکه تصویر اجتماعی که در میدان عمومی از خود ساخته نیز به بخشی از هویتش بدل شده و هرچه این تصویر پررنگتر شود، سطح توقع از آن نیز بالاتر میرود؛ تا جایی که مرز میان یک بنگاه اقتصادی کوچک و یک کنشگر اجتماعی صاحب موضع، در نگاه بسیاری از مخاطبان، محو میشود. …









