یادداشت مهمان - حسین رجایی، فعال سیاسی و رسانه؛درس شش ماه گذشته برای دولت آمریکا این است که حمله نظامی، جریان «بدهیم برود» را در ایران به اغما برده و با ایجاد یک وحدت و عزم ملی حول «مقاومت در برابر دشمن»، کار آنها را بسیار دشوار میکند. برعکس، توقف حملات نظامی و صحبت از مذاکره، در حکم تنفس مصنوعی به این جریان عمل کرده، با کاشتن بذر تردید و انشقاق در صفوف ایرانیان، هم برای آمریکاییها وقت میخرد و هم توان و اراده ملی ایرانیان را فرسوده میکند. به همین جهت بعید است تا رسیدن میوههای این حربه اخیر، جنگ دیگری را آغاز کنند.
از آنسو تجربه نشان داده که خوشبینی به آمریکا برای جریان «بدهیم برود» یک نظریه ابطالناشدنی است که تکرار هزارباره فریبها و خیانتها و بدعهدیها هرگز نمیتواند آن را نقض نماید. حتی اگر محاصره برای سالها ادامه پیدا کرده و دشمن یک دلار از داراییهای ما را هم آزاد نکند معلوم نیست جریان «بدهیم برود» تبلیغ مذاکره و تقدیس تفاهمنامه را رها کند! در چنین شرایطی، انفعال و انتظار سم مهلک است.
اگر دشمن منتظر نشسته تا بعد از عبور موفق از پرتگاه انتخابات در کشور خودش و رقم خوردن یک دیماه خونین دیگر در کشور ما، ضربه به زعم خودش تمامکننده … …












