قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۴ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

روزنامه‌نگاری زیر چکمه استبداد پهلوی

پس از طلوع مشروطیت، مطبوعات ایران در فضای پرشور و البته پرآشوبی از تکثر و نقد تنفس می‌کردند اما با استقرار نظم آهنین پهلوی، این صدای متکثر به‌تدریج در سکوت سنگین سانسور فرو رفت.
 روزنامه‌نگاری زیر چکمه استبداد پهلوی

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 آمریکا مدعی شد: 757 نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند - تسنیم

آمریکا مدعی شد: 757 نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند - تسنیم

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 از بین بردن آلزایمر با کمک طلا!

از بین بردن آلزایمر با کمک طلا!

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه

ترامپ با توقف مذاکره دنبال خروج آبرومندانه

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟

تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 ترامپ و ونس بر سر ایران به دوراهی می‌رسند؟

ترامپ و ونس بر سر ایران به دوراهی می‌رسند؟

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: از روزنامه‌نگارانی که به مسلخ ترور و حبس رفتند تا نشریاتی که در انحصار حزب رستاخیز، روح حقیقت را از دست دادند، مسیری است که نسبت مستقیم «دیکتاتوری» با «خفقان رسانه‌ای» در ایران را آشکار می‌کند. در این گفت‌وگو، موسی فقیه حقانی، پژوهشگر تاریخ معاصر، روایت دقیق‌تری از این برخوردها و فرجام تلخ مطبوعات در عصر پهلوی ارائه می‌دهد.

در دوران گذار از قاجار به پهلوی اول، ما شاهد یک چرخش محسوس از فضای نسبتا باز مطبوعاتی دوره مشروطه به سمت سانسور و تمرکزگرایی بودیم. به نظر شما، دستگاه پهلوی اول چگونه توانست این فضای متکثر و نقادانه مطبوعاتی را با ابزارهای بروکراتیک و امنیتی سرکوب کند؟

همان‌طور که اشاره کردید ما در دوره مشروطه به‌خصوص ۱۵سال آخر مشروطه تا کودتای ۱۲۹۹ شاهد تکثر مطبوعات در کشور هستیم و در این دوره علاوه بر مطبوعات رسمی، احزاب و جناح‌های مختلف هم رسانه دارند. البته شاهد آشفتگی‌هایی هم در این حوزه هستیم. ولی در هر صورت این تکثر به‌وضوح دیده می‌شود. در مقاطعی مثلا در قرارداد ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله سعی دارد مطبوعات را کنترل کند. با این وصف تا کودتای ۱۲۹۹ به‌صورت دست‌وپا شکسته این تکثر ادامه دارد. اما با کودتا اساسا وضع تغییر می‌کند. رژیم کودتا در بدو امر و در پی انتشار اعلامیه‌ای به مطبوعات هشدار می‌دهد و این اتفاق نشان‌دهنده شروع برخورد با مطبوعات است.

در این میان، آیا می‌توان گفت که هدف اصلی صرفا کنترل خبر نبود بلکه شکستن استقلال سیاسی روزنامه‌ها و واداشتن آنها به همسویی با قدرت جدید هم تلقی می‌شد؟

پیش از این با مطبوعاتی مواجه هستیم که مواضع ملی دارند و علیه استعمار انگلیس و دخالت‌های این کشور در ایران موضع می‌گیرند و در انتقاد از قرارداد ۱۹۱۹ مطلب می‌نویسند. درعین‌حال در نقطه مقابل روزنامه «رعد» ۹ سرمقاله خود را به دفاع از این قرارداد اختصاص می‌دهد. ولی بالاخره یک فضای ضد انگلیسی مخصوصا با توجه به اتفاقاتی که در سال‌های پایانی جنگ جهانی اول رخ‌داد در مطبوعات ما حاکم است.

به‌طور مشخص یکی از دستوراتی که بعد از کودتا صادر شد این بود مطبوعات علیه کودتا و همچنین انگلستان ننویسند. در موردی سفیر انگلیس صراحتا با نام‌بردن یک نشریه از رضاخان می‌خواهد که با آن روزنامه برخورد شود. در ۱۷ اسفند ۱۲۹۹ اطلاعیه‌ای منتشر می‌شود مبنی بر این‌که مطبوعات حق ندارند در خصوص کودتا و عوامل آن مطلبی بنویسند و متخلفان را به زندان تهدید کرد.

آیا از همین نقطه می‌توان گفت مطبوعات ناچار بودند یا در صف حامیان قدرت تازه قرار بگیرند یا هزینه سنگین مخالفت را بپردازند؟

در همین مقطع ما دو تحصن از سوی اصحاب مطبوعات داریم. یکی از سوی فرخی‌یزدی است که به‌واسطه تهدیدی که شده بود در سفارت شوروی تحصن می‌کند و تحصن بعدی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) که بانیان آن به تحصن سفارت شوروی ملحق می‌شوند. همچنین در پایان سال ۱۳۰۰ تحصنی در مجلس شورای ملی شکل‌گرفت و این اتفاق نشان می‌دهد که آزادی اصحاب مطبوعات از همان ابتدای کودتا با تهدید جدی مواجه شده است. البته در این مقطع مطبوعه‌هایی هم داریم که با عوامل کودتا همراه هستند و اصطلاحا به آنها روزنامه‌های اکثریت می‌گویند و نشریات مقابل آنها به اقلیت معروف شدند. تقسیم‌بندی نشریات به‌عنوان اکثریت و اقلیت نوعی از فشارهایی بوده که به مطبوعات وارد می‌شده است. حتی نشریاتی که به نقد وضع موجود می‌پرداختند آنها را مجبور به همراهی با رژیم کودتا کردند.

البته می‌توان این دوره را به لحاظ رویکرد و یا فشار وارد آوردن مطبوعات به سه دوره از کودتا تا نخست‌وزیری رضاخان، دوران نخست‌وزیری سردار سپه و همین‌طور دوره سلطنت رضاخان تقسیم‌بندی کرد. مطبوعاتی که طرفدار رضاخان بودند مثل «کوشش» بعدا در شهریور ۱۳۲۰ موضع نقد و مخالف گرفتند. این مسأله نشان می‌دهد که اینها در دوره رضاخان ابتدا با تطمیع به حمایت از او پرداختند و بعد از سقوط رضاخان موضع انتقادی اتخاذ کردند. در همین زمینه علاوه بر کوشش، می‌توان به روزنامه‌ها و نشریاتی مثل تجدد،‌ ناهید و گلشن اشاره کرد.

در مقابل نشریات دیگری هستند مثل «قانون» که سیداسدالله رسا آن را منتشر می‌کرد، همچنین تازه بهار، شهاب، نسیم سبا و آسیای وسطی ازجمله رسانه‌هایی هستند که بعد از کودتا و در دوران نخست‌وزیری رضاخان به نقد او پرداختند که البته این انتقادها با واکنش‌های شدید از سوی هیات‌حاکمه همراه بود و اصحاب مطبوعات دستگیر و زندانی و حتی در برخی موارد مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند و برخی از آنها نیز به قتل می‌رسیدند. بعضی از این افراد برای نجات خود مجبور می‌شوند یا به سفارت شوروی پناه ببرند یا در مجلس تحصن کنند، به‌خصوص این‌که ما بعد از نخست‌وزیری رضاخان شاهد این هستیم که بیشتر تحصن‌ها در مجلس صورت می‌گیرد و متحصنین می‌خواهند با توسل به قوه مقننه، دستگاه دیکتاتوری را کنترل کنند یا با نقد اوضاع و احوال به افشای اتفاقات رخ داده، بپردازند.

در همان دوره درباره اختلاس یکی از افسران نظامی در روزنامه «حقیقی» مطلبی را می‌بینیم که با نویسنده مطلب به‌شدت برخورد می‌شود و حتی کار به استعفای مشیرالدوله، رئیس‌الوزرا می‌رسد. رضاخان، او را تهدید می‌کند که اگر این روزنامه توقیف نشود از ورود رئیس‌الوزرا به دربار جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر رضاخان از مطبوعات وابسته به خود برای برخورد با مخالفان استفاده می‌کند. مثلا در ماجرای برخورد با قوام‌السلطنه و استعفای او نقش روزنامه‌های طرفدار رضاخان محرز است. همچنین در سقوط وستداهل، (مستشار نظامی سوئد در ایران)، مطبوعات طرفدار رضاخان نقش موثری داشتند. کد مطلب 6917322




 ذخیره سد زاینده رود نسبت به میانگین بلند مدت ۵۶ درصد کمتر است

ذخیره سد زاینده رود نسبت به میانگین بلند مدت ۵۶ درصد کمتر است

آرمان امروز : معاون حفاظت و بهره برداری شرکت آب منطقه‌ای اصفهان اعلام کرد: اکنون بالغ بر ۳۵۴ میلیون متر مکعب آب در مخزن سد زاینده رود ذخیره شده که نسبت به میانگین بلند مدت ۵۶ درصد کمتر است. خلیل دادخواه افزود: از دهم خرداد، چهار مرحله جاری سازی آب در نواحی خشک زاینده رود در بازه‌ای ۹۰ [ ]

 ضربه eSim  به اپراتورهای سنتی

ضربه eSim به اپراتورهای سنتی

دنیای اقتصاد: تقاضا برای سیم‌کارت‌های الکترونیکی (eSim) مورد استفاده در سفر، امسال حدود یک‌سوم افزایش خواهد یافت، زیرا مسافران بین‌المللی به دنبال جایگزین‌های ارزان‌تری برای بسته‌های رومینگ داده هستند که تهدیدی برای اپراتورهای تلفن همراه سنتی محسوب می‌شود. تحلیلگران در موسسه تحقیقاتی FDM CCS Insight تخمین زده‌اند که امسال حدود ۱۳۴‌میلیون سیم‌کارت الکترونیکی مسافرتی در سطح جهان استفاده خواهد شد که نسبت به 101.8میلیون در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. مصرف‌کنندگان در حال دانلود سیم‌کارت‌های الکترونیکی از شرکت‌هایی مانند Airalo هستند که نزدیک به ۳۰۰‌میلیون دلار از سرمایه‌گذارانی از جمله شرکت سهام خصوصی CVC و Saily، اپراتوری متعلق به NordVPN، توسعه‌دهنده Nord Security، جمع‌آوری کرده است.

 هزینه پنهان ابهام در اقتصاد دیجیتال

هزینه پنهان ابهام در اقتصاد دیجیتال

خلق ارزش، در ساده‌ترین تعریف، یعنی فهم شرایط، ایجاد تغییری مثبت در آن، دریافت بازخورد و تکرار این چرخه. اما این چرخه یک پیش‌شرط اساسی دارد: شرایط باید قابل فهم و قابل پیش‌بینی باشد.

 ادعای اکسیوس: آمریکا به‌طور محرمانه یک کریدور کشتیرانی در تنگه هرمز ایجاد کرده؛ روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه خارج می‌شود؛ تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ/ ادعای ترامپ: تحریم‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای علیه ایران در اختیار داریم؛ خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد

ادعای اکسیوس: آمریکا به‌طور محرمانه یک کریدور کشتیرانی در تنگه هرمز ایجاد کرده؛ روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه خارج می‌شود؛ تقریباً نیمی از حجم انتقال نفت پیش از جنگ/ ادعای ترامپ: تحریم‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای …

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهلم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۵ روز می‌گذرد، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور در خصوص...

 تحویل ۱۰۰۰ واحد نهضت ملی مسکن گیلان تا پایان سال

تحویل ۱۰۰۰ واحد نهضت ملی مسکن گیلان تا پایان سال

آرمان امروز :مدیرکل راه و شهرسازی گیلان، از تحویل حدود یک هزار واحد از پروژه های نهضت ملی مسکن استان طی امسال خبر داد و گفت: بخشی از این واحدها در هفته دولت به بهره برداری می رسد. محمدمهدی علیزاده در حاشیه مراسم تجلیل از خبرنگاران، با اشاره به شرایط کشور در جریان دو جنگ تحمیلی اخیر، اظهار [ ]

 شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران | آخرین خبر

شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران | آخرین خبر

شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نورا حسینی| شهردار سابق تهران می‌گوید تصمیم‌های شهرسازی از آن تصمیم‌هایی هستند که «صدایشان بعدا درمی‌آید» و متخصصانی که پیامد این تصمیم‌ها را می‌دانند، وظیفه دارند نسبت به آنها حساس باشند. پیروز حناچی در گفت‌وگو با «شرق» از

 رشد ۴۹ هزار واحدی شاخص بورس

رشد ۴۹ هزار واحدی شاخص بورس

آرمان امروز : شاخص کل بورس تهران در پایان معاملات با رشد ۴۹ هزار واحدی به سطح ۵ میلیون و ۹۴۷ هزار واحد رسید. شاخص کل بورس تهران در پایان معاملات امروز (سه‌شنبه، ۲۷ مرداد) با رشد ۴۹ هزار واحدی به سطح ۵ میلیون و ۹۴۷ هزار واحد رسید. شاخص هم‌وزن نیز ۹۱۲۳ واحد مثبت [ ]

 ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشی‌های هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟

ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشی‌های هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟

رز هوروویچ در نشریه «اتلانتیک» با ابراز تأسف می‌گوید که «عصر کتابخوانی به پایان رسیده است.» او یادآور می‌شود که ما هنوز هم با واژگان زیادی برخورد می‌کنیم، اما بیشتر آنها را به جای کتاب‌ها، در ایمیل‌ها، پیامک‌ها و دیگر پاره‌های دیجیتال می‌یابیم.