یادداشت مهمان، رضا بهروزی، با این حال، مسئله اصلی بسیاری از سازمانها کمبود فناوری نیست. تقریباً همه سازمانها به نرمافزار، زیرساخت، شبکه، داده و طیف گستردهای از ابزارهای دیجیتال دسترسی دارند. مسئله اصلی این است که آیا این فناوریها در یک نظام منسجم، هدفمند و قابل حکمرانی قرار گرفتهاند یا خیر؟
واقعیت این است که در بسیاری از سازمانها، سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات طی سالهای گذشته افزایش یافته، اما این افزایش لزوماً به افزایش بهرهوری، کیفیت تصمیمگیری، چابکی سازمان یا رضایت مشتری منجر نشده است. علت را باید در نوع نگاه سازمان به فناوری جستوجو کرد. هنوز در بسیاری از سازمانها، پروژه فناوری با این سؤال آغاز میشود که «چه سامانهای نیاز داریم؟» در حالی که سؤال درست باید این باشد که «چه مسئلهای داریم، چه تغییری میخواهیم ایجاد کنیم و برای رسیدن به آن چه قابلیت سازمانی نیاز داریم؟»
این تفاوت در نوع نگاه، مرز میان «اجرای پروژه فناوری» و «تحول دیجیتال» محسوب میشود.
مشکل از جایی آغاز میشود که فناوری جایگزین استراتژی میشود …












