
یادداشت مهمان_ محمد رحمانی، پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی و تربیتی:
چندی پیش جناب آقای شریعتنژاد، معاون تبلیغ حرم مطهر رضوی، روایتی نقل میکرد که این روزها، در ایام شهادت امام رضا علیهالسلام، به آن فکر میکنم. میگفت پیش از جنگ دوازدهروزه، در مشهد جریانی را برای شناسایی خطبا و مبلغان جوان و اهل فضل آغاز کرده بودند و در این مسیر حدود دوازده خطیب جوان شناسایی شدند. فرصتی فراهم شد تا یکی از این خطبا برای نخستین بار در مجلس روضه خصوصی رهبر انقلاب سخنرانی کند. موضوع سخنرانی او «سنتهای الهی» بود. در پایان مجلس، رهبر انقلاب ضمن تمجید از سخنران، مطالبهای قدیمی را دوباره یادآوری کردند: حوزه باید بیش از آنچه تاکنون کرده است، بر «سیره مبارزاتی ائمه اطهار علیهمالسلام» کار کند.
به روایت آقای شریعتنژاد، تا پیش از شهادت رهبر انقلاب، هشت مرتبه این فرصت فراهم شد که خطبای جوان در این مجالس حضور پیدا کنند و این مطالبه در آن جلسات مکرراً مورد تأکید قرار گرفت. رهبر انقلاب در تفسیر مطالبه خود میفرمودند «سیره مبارزاتی» را نباید با «سیره سیاسی» یکی گرفت. برای شناخت سیره سیاسی، گاه میتوان به گزارشهای تاریخی مراجعه کرد و مناسبات امام با خلفا، حاکمان، گروههای اجتماعی و حوادث زمانه را بازسازی کرد؛ اما کشف سیره مبارزاتی نیازمند یک لایه عمیقتر از تحلیل است. باید مجموعه روایات، احادیث، ارتباطات، موضعگیریها و حتی رفتارهایی را که در نگاه نخست سیاسی به نظر نمیرسند، کنار یکدیگر گذاشت تا منطق مبارزه امام آشکار شود.
نمونهای که در همان جلسات مطرح شده بود، درباره روزهای پایانی زندگی امام جواد علیهالسلام بود. بنا بر این نقل، حضرت پیامی را به خادم خود میسپارند و در همان شب، آن پیام به حدود چهل نفر از اصحاب ایشان میرسد. اگر این روایت صرفاً بهعنوان یک واقعه تاریخی خوانده شود، شاید تنها گزارشی از ارتباط امام با اصحابش باشد؛ اما وقتی آن را در متن خفقان سیاسی آن دوران قرار دهیم، معنای دیگری پیدا میکند: امامی جوان، زیر شدیدترین فشار و مراقبت دستگاه خلافت، شبکهای از اصحاب دارد که قادر است در زمانی کوتاه پیامی را میان دهها نفر منتقل کند. اینجا دیگر فقط با یک «خبر تاریخی» مواجه نیستیم؛ با نشانهای از یک شبکه، یک سازمان ارتباطی و احتمالاً …




