
خبرگزاری مهر، گروه استانها: اقتصاد امروز دیگر صرفاً بر پایه سرمایههای بزرگ و کسبوکارهای سنتی شکل نمیگیرد؛ گاهی یک ایده، یک مهارت، یک گوشی تلفن همراه، یک رایانه یا حتی یک توانایی فردی میتواند نقطه آغاز یک کسبوکار باشد.
در چنین اقتصادی، پرسش مهم این نیست که چه کسی سرمایه بیشتری دارد، بلکه این است که چه کسی فرصت پیدا میکند توانایی خود را به محصول، خدمت یا درآمد تبدیل کند، مددجویان بهزیستی نیز از این قاعده مستثنی نیستند.
در سالهای اخیر، نگاه به جامعه هدف بهزیستی از «حمایت معیشتی» به سمت «توانمندسازی» تغییر کرده است؛ اما توانمندسازی زمانی به معنای واقعی خود میرسد که فرد بتواند از ظرفیتهای شخصی خود برای ساختن یک زندگی اقتصادی مستقل استفاده کند.
اینجاست که فناوری و زیستبوم نوآوری میتواند یک حلقه مفقوده را تکمیل کند؛ حلقهای میان استعداد، مهارت، آموزش، ایده، تولید، بازار و درآمد.
این نگاه با تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر اقتصاد دانشبنیان، میدان دادن به جوانان و نخبگان، حمایت از تولید و تبدیل علم و فناوری به ثروت و اشتغال نیز همراستا است؛ رویکردی که در آن فناوری نباید در آزمایشگاه یا شرکت دانشبنیان متوقف بماند، بلکه باید اثر خود را در زندگی مردم و اقتصاد جامعه نشان دهد.
از سوی دیگر، در سخنان و رویکردهای رئیسجمهور شهید، آیتالله رئیسی، نیز بر حمایت از نخبگان، شرکتهای دانشبنیان و ایجاد اشتغال مولد تأکید شده بود؛ اشتغالی که قرار است از دل ظرفیتهای واقعی کشور شکل بگیرد، نه صرفاً از مسیر استخدام دولتی باشد.
حالا میتوان همین نگاه را به حوزه بهزیستی آورد و یک سؤال جدی مطرح کرد: چرا بخشی از مددجویان بهزیستی نتوانند در زنجیره فناوری، تولید، خدمات و کسبوکار قرار بگیرند؟
مددجو نباید فقط دریافتکننده حمایت باشد
یکی از مسائل اساسی در حوزه اشتغال جامعه هدف بهزیستی، فاصله میان «توانمندسازی» و «اشتغال پایدار» است.
برگزاری دورههای آموزشی، پرداخت تسهیلات و ارائه حمایتهای مختلف اگرچه ضروری است، اما زمانی نتیجه میدهد که فرد پس از دریافت این حمایتها بتواند وارد بازار کار شود و درآمد مستمر داشته باشد.
مشکل از جایی آغاز میشود که آموزش …













