
خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان: چند تصویر، چند خاطره، چند جمله از خطبهها و سخنرانیها، و تکرار یک تعبیر که رجوی برای پنهان شدن پشت آن بارها به آن پناه میبرد: «پدر طالقانی». انگار قرار است با همین چند قطعه، یک حکم تاریخی صادر شود: طالقانی با ما بود؛ پس ما ادامه راه طالقانی بودیم!!. اما تاریخ با چند تصویر و چند جمله ساخته نمیشود. اینجا سوالی ساده وجود دارد:
از کدام طالقانی سخنمیگویید؟ تطالقانیِ واقعی یا طالقانی متخَیَّل و ساخته ی ذهن سازمان رجوی؟
پدر عقیدتی یا پوشش عاطفی!
آیتالله طالقانی با بسیاری از مبارزان علیه رژیم ستم شاهی رابطه و همدلی داشت و برای حل مشکلات آنان از جمله آزادی زندانیان سیاسی تلاش میکرد. در این بین با کسانی که بعدا نفاقشان آشکار شد و بعدا به عنوان سازمان منافقین(سازمان رجوی) شناخته شدند نیز دیدار داشته است. بعدا سازمان از ظرفیت ظاهری همین دیدار استفاده کرده و آن را به مثابه همراهی ایدئولوژیک معرفی کرد. در حالی که صرف دیدار تاریخی، به خودی خود، سند تایید ایدئولوژیک نیست.اگر قرار باشد صرف دیدار یک شخصیت با یک جریان را دلیل پذیرش تمام مبانی آن جریان بدانیم، باید هر ارتباط، هر ملاقات و هر سخن محبتآمیزی را تبدیل به امضای ایدئولوژیک تلقی کنیم و این دقیقا همان مغالطهای است که جریان نفاق روی آن سرمایهگذاری میکند.
رجوی در دیدار با آیتالله طالقانی بارها از تعبیر پدر عقیدتی استفاده میکندو ارزش مبارزان را از اسلام میداند. میگوید نخستین پرتوهای قرآن را از آیتالله طالقانی گرفتهاند! از شهدای سازمان میگوید. و در نهایت، آیتالله طالقانی را در جایگاه پدر معنوی سازمان مینشاند. در ظاهر، تصویری عاطفی و پرقدرت ساخته میشود.اما اینجا باید یک نکته را دید:
رجوی بیشتر از آنکه از اندیشه آیتالله طالقانی سخن بگوید، از رابطه عاطفی با آیتالله طالقانی سخن میگوید.
چرا؟
چون رابطه عاطفی را نمیتوان به آسانی نقد کرد. وقتی کسی میگوید «پدر عقیدتی ما»، ناخودآگاه احساس احترام و اعتماد را فعال میکند. مخاطب دیگر پیش از آنکه بپرسد آیا اندیشه این دو یکی است؟ تحت تاثیر این پرسش قرار میگیرد که چگونه میتوان فرزندان طالقانی را متهم کرد؟ این همان سرقت اعتبار است. به جای اثبات همفکری، از اعتبار یک شخصیت بزرگ …












