
خبرگزاری مهر، گروه استانها- مختار رحیمی: صدای دارهای پارچهبافی روزگاری بخشی از زندگی روزمره مردم گروگ بود؛ صدایی که از خانهها و کارگاههای کوچک به کوچههای شهر میرسید و تار و پود پارچههایی را شکل میداد که علاوه بر تأمین بخشی از معیشت خانوادهها، راهی بازارهای منطقه و حتی کشورهای همسایه میشد.
امروز اما از آن رونق گسترده، جز خاطرات نسلهای قدیمی، چند دستگاه قدیمی و دستان یک استادکار باقی نمانده است؛ استادکاری که سالهاست تلاش میکند آنچه از این هنر به یادگار مانده را حفظ کند و اجازه ندهد نام پارچهبافی سنتی گروگ در حافظه تاریخی منطقه محو شود. از رونق اقتصادی تا سکوت دارهای پارچهبافی
پارچهبافی سنتی در گروگ تنها یک هنر دستی نبود؛ این صنعت بخشی از اقتصاد خانوادگی و زندگی اجتماعی مردم شهر را شکل میداد و بسیاری از خانوادهها به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در مراحل تولید، بافت و عرضه پارچه مشارکت داشتند.
بر اساس روایتهای محلی، رفتوآمدهای دریایی مردم گروگ با مسقط در کشور عمان، زمینه آشنایی این منطقه با هنر پارچهبافی را فراهم کرد و مردم گروگ با یادگیری این فن، آن را با ذوق و خلاقیت بومی خود درآمیختند و به تدریج به یکی از مشاغل مهم منطقه تبدیل کردند.
رونق این هنر به اندازهای بود که به گفته پیشکسوتان، مردم شهرها و مناطق اطراف از جمله جاسک و بشاگرد نیز برای کار و کسب درآمد به گروگ میآمدند و دستبافتههای این شهر علاوه بر بازارهای محلی، راهی دیگر مناطق و کشورهای همسایه میشد.
پارچهبافی در آن روزگار، علاوه بر ایجاد اشتغال، بخشی از هویت فرهنگی گروگ بود و نقش مهمی در رونق اقتصادی خانوادهها داشت. خشکسالی و مهاجرت آغاز افول یک هنر
اما این رونق پایدار نماند؛ به گفته استادکاران و اهالی قدیمی گروگ، خشکسالیهای دهه ۱۳۴۰ و دشوار شدن شرایط معیشتی، موجی از مهاجرت مردم را به دنبال داشت.
بخشی از اهالی برای تأمین معاش به مناطقی مانند میناب و مناطق کشاورزی و باغداری مهاجرت کردند و با کاهش جمعیت و پراکنده شدن استادکاران و بافندگان، فعالیت دارهای پارچهبافی نیز به تدریج کاهش یافت.
سالها بعد، ورود دستگاههای صنعتی و تولید انبوه پارچه، شرایط را برای ادامه فعالیت این …








