خبرگزاری مهر، گروه استانها؛ خارگ فقط یک نقطه مهم در نقشه انرژی ایران نیست؛ خانه مردمانی است که نسل به نسل در این جزیره زیستهاند، خانواده تشکیل دادهاند، در شادیها و تلخیها کنار یکدیگر بودهاند و بخشی از هویت امروز خارگ را ساختهاند. مردمانی که در میان آنها، شیعه و اهل سنت نه به عنوان دو جامعه جدا از هم، بلکه به عنوان همسایه، دوست، همکار و گاه اعضای یک خانواده بزرگ اجتماعی زندگی کردهاند.
در این جزیره، بسیاری از روابط اجتماعی پیش از آنکه با پرسش درباره مذهب آغاز شود، با یک «سلام» ساده، یک همسایگی قدیمی، یک رفاقت یا خاطره مشترک شکل گرفته است. همین تجربه زیسته باعث شده مفهوم وحدت در خارگ، بیش از آنکه موضوعی برای سخنرانی و برنامههای مناسبتی باشد، بخشی از واقعیت روزمره مردم باشد.
خارگ در طول دهههای گذشته روزهای آسانی را پشت سر نگذاشته است؛ از سالهای جنگ و حملات دشمن گرفته تا روزهایی که زندگی در یک جزیره راهبردی با محدودیتها و دشواریهای خاص خود همراه بوده است. در تمام این سالها، آنچه برای مردم اهمیت داشته، زندگی و سرنوشت مشترک جزیره بوده است؛ جایی که در بزنگاهها، تفاوتهای مذهبی رنگ میبازد و «خارگی بودن» به یک نقطه مشترک تبدیل میشود.
شاید به همین دلیل است که وقتی از وحدت در خارگ سخن گفته میشود، نمیتوان آن را صرفاً در قاب یک مناسبت مذهبی یا یک برنامه رسمی خلاصه کرد. وحدت اینجا در روابط مردم قابل مشاهده است؛ در بازار، مدرسه، محله، محیط کار، آیینهای اجتماعی و حتی در خاطرات مشترک نسلهایی که این جزیره را خانه خود میدانند.
این تجربه اجتماعی، معنای دیگری به مفهوم «امت» میدهد؛ مفهومی که اگرچه در ادبیات دینی و سیاسی بارها درباره آن سخن گفته شده، اما در خارگ میتوان نمونهای ملموس از آن را در زندگی مردم دید؛ جامعهای که تفاوتهای مذهبی خود را حفظ کرده، اما اجازه نداده این تفاوتها به فاصله اجتماعی تبدیل شود.
در روزگاری که بخشی از جهان اسلام همچنان از پیامدهای اختلاف و تفرقه رنج میبرد، روایت خارگ میتواند از زاویهای متفاوت مورد توجه قرار گیرد؛ نه به عنوان یک الگوی آرمانی و دستنیافتنی، بلکه به عنوان تجربهای واقعی از مردمی که سالها یاد گرفتهاند میتوان متفاوت بود و در عین حال، کنار یکدیگر ماند. …













