
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: شکستهای خردکننده در جنگهای ایران و روس و پیامد تحقیرآمیز آن در قالب عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، فقط بر مرزهای سرزمینی ایران عصر قاجار اثر نگذاشت؛ این ضربه مهلک، توهم خودبسندگی کارگزاران سنتی را درهم شکست و احساس هراسآور عقبماندگی تاریخی را آشکار کرد. در این بستر تاریخی برآمده از بحران هویت و زوال اقتدار، اندیشه تاسیس دارالفنون نه به عنوان یک مدرسه، بلکه در جایگاه پاسخی حیاتی به مسئله بقای ملی شکل گرفت. میرزا تقیخان امیرکبیر، با تکیه بر تجارب میدانی خود در آکادمیهای روسیه و آشنایی دقیق با ساختار مکاتب عسکریه و امپراتوری عثمانی، دریافت که جبران این شکاف با سازوکارهای مکتبخانهای سنتی ناممکن است.
نقشه این دارالتعلیم نوین را میرزا رضای مهندس، از نخستین محصلان اعزامی به انگلستان، بر بقایای سربازخانهای متروک در شمال شرقی ارگ شاهی ترسیم کرد و محمدتقیخان معمارباشی ساخت آن را پیش برد. در این فرآیند، تیزبینی سیاسی امیرکبیر در انتخاب کادر علمی آشکار شد؛ او با شناخت عمیق از نفوذ استعماری دو ابرقدرت زمان، یعنی بریتانیا و روسیه تزاری، دست رد بر سینه این دو قدرت زد و نماینده خود، جان داوود خان ارمنی، را به دربار اتریش و ایتالیا فرستاد تا معلمانی مستقل در رشتههای مهندسی، پیادهنظام، توپخانه، سوارهنظام، معدنشناسی، پزشکی و داروسازی به تهران بیاورد. با این حال، سرنوشت نخستین نهاد آموزش عالی ایران با یک پارادوکس تاریخی تلخ رقم خورد. گشایش رسمی دارالفنون در پنجم ربیعالاول ۱۲۶۸ هجری قمری (دی ۱۲۳۰ خورشیدی) تنها ۱۳ روز پیش از قتل خونین بانی آن در حمام فین کاشان به وقوع پیوست. بدین ترتیب، بذر تجدد ایرانی در خاکی کاشته شد که با خون بنیانگذارش آبیاری شده بود؛ تراژدی نمادینی که نشان داد نوسازی در ایران از همان گام نخست باید در مصاف با استبداد و توطئههای درباری به حیات خود ادامه دهد.
انقلاب زبانی و رهایی از تکلف قاجاری
دارالفنون هرگز در مرزهای یک پادگان آموزشی یا کارگاه فنی محدود نماند؛ بلکه ژرفترین تحول فرهنگی را در ساختار زبان و نثر فارسی ایجاد کرد. اساتید اتریشی و ایتالیایی زبان فارسی نمیدانستند و شاگردان نوپا نیز تسلطی بر زبانهای اروپایی نداشتند؛ از این رو، زبان فرانسوی به عنوان زبان میانجی …





