
خبرگزاری مهر، گروه استانها: هنوز خورشید به میانه آسمان نرسیده است؛ اما خیابانهای یاسوج و شهرهای مختلف کهگیلویه و بویراحمد دیگر شباهتی به روزهای عادی ندارند، نسیم ملایمی که از دامنههای زاگرس میوزد، پرچمهای سیاه و سرخ را در هوا به رقص درمیآورد و صدای «لبیک یا حسین» از دور و نزدیک درهم میآمیزد؛ گویی اینجا دیگر خیابان نیست، بخشی از همان مسیر جاودانه نجف تا کربلاست.
مردم آمدهاند؛ نه برای یک راهپیمایی ساده، بلکه برای تجدید عهد. آمدهاند تا بگویند اگر جسمهایشان از قافله میلیونی اربعین جا مانده، دلهایشان سالهاست در بینالحرمین خانه دارد.
پیرمردی با عصا، کودکی بر دوش پدر، مادری که دست دختر خردسالش را گرفته، نوجوانان دهه هشتادی با سربندهای «یا حسین» و «یا زینب»، جوانانی که پرچمهای سرخ «یالثارات الحسین» را بر دوش دارند و بانوانی که با چشمانی اشکبار زیارت اربعین را زمزمه میکنند، همه در یک مسیر گرد هم آمدهاند؛ مسیری که مقصدش نه پایان خیابان، بلکه کربلای دلهاست.
امروز، کهگیلویه و بویراحمد تنها میزبان جاماندگان اربعین نیست؛ میزبان روایتی از عشق، خدمت، همدلی و وفاداری است؛ روایتی که هر قدم آن بوی اخلاص میدهد.
وقتی خیابانها رنگ کربلا گرفت
هرچه ساعت به آغاز مراسم نزدیکتر میشود، جمعیت فشردهتر میشود.
پرچمهای «یا حسین»، «یا ابوالفضل»، «یالثارات الحسین» و بیرقهای سیاه، آسمان شهر را رنگ دیگری بخشیدهاند.
بلندگوها نوای «هذا حسین بالعراء» را پخش میکنند و صدای گریه کودکی که روی شانه پدرش نشسته، با زمزمه زیارت اربعین بانویی سالخورده درهم میآمیزد.
هیچکس عجلهای برای رسیدن ندارد؛ مقصد، همین مسیر است.
اینجا پیرمردی با گامهای آرام قدم برمیدارد تا از قافله عشق عقب نماند و چند قدم آنطرفتر نوجوانی بطری آب خنکی را به دست رهگذری میدهد که از گرمای هوا خسته شده است.
گویی همه آمدهاند تا سهمی در این میهمانی داشته باشند؛ یکی با قدمهایش، دیگری با اشکهایش و آن دیگری با لیوانی چای.
پرچمهای سرخ؛ روایت خونخواهی و استمرار راه عاشورا
در میان انبوه جمعیت، پرچمهای سرخ «یالثارات الحسین» بیش از هر چیز نگاهها را …






