
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: فصل اول، از تنگه هرمز تا غزه؛ فروپاشی پایههای نظم آمریکایی: هر نظم منطقهای بر چند ستون نامرئی اما سختجان تکیه دارد: کنترل بر گذرگاههای حیاتی اقتصاد، مشروعیت سیاسی و اخلاقی و باور متحدان به کارآمدی چتر امنیتی قدرت برتر. جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران، از همان روزهای نخست، دقیقا همین سه ستون را هدف گرفت و به همان اندازه، از همین سه محور آسیب دید. آنچه در ظاهر یک عملیات نظامی گسترده برای «پایان بخشی» به یک بازیگر مزاحم بود، در عمل به آزمایشگاهی برای سنجش واقعی توان آمریکا در تحمیل نظم دلخواهش بر غرب آسیا تبدیل شد؛ آزمایشی که نتیجه آن، برخلاف پیشبینی طراحانش، نه تحکیم که تضعیف هژمونی آمریکایی بود.
تنگه هرمز؛ گلوگاهی که دوباره به میدان قدرت بازگشت
نخستین و شاید ملموسترین نشانه این دگرگونی، در تنگه هرمز رخ نمود. از همان روز آغاز جنگ، در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ترافیک کشتیرانی در این آبراه حیاتی عملا مختل شد و بازارهای انرژی جهانی با شوکی روبهرو شدند که دههها بود تجربه نکرده بودند. این رخداد بهتنهایی کافی بود تا افسانهای که سالها بر آن تکیه میشد فرو بریزد: افسانهای که میگفت امنیت انرژی جهانی، محصول حضور ناوگان دریایی غرب است، نه محصول توازن سیاسی میان بازیگران منطقهای و بومی. واقعیت این بود که ایران، با تکیه بر جغرافیای طبیعی خود و کنترل عملی بر یکی از محدودترین و پرترددترین آبراههای جهان، توانست بدون نیاز به ناوگان بزرگ یا برتری دریایی کلاسیک، مسیر انرژی جهانی را به گروگان بگیرد.
این ابزار فشار، برخلاف تسلیحات پیشرفته و پرهزینه، ابزاری ارزان، دیرینه و تقریبا غیرقابلخلع بود. هیچ بمبارانی نمیتواند جغرافیا را از میان بردارد و همین نکته، از ابتدا سرنوشت این جنگ را در بعد اقتصادی رقم زد. در ادامه این بحران، مذاکرات میان ایران، عمان و بهطور ضمنی آمریکا بر سر آینده تنگه هرمز، به یکی از حساسترین و پرمعناترین فرازهای این جنگ بدل شد. یادداشت تفاهمی که در ژوئن ۲۰۲۶ میان تهران و واشنگتن حاصل شد، تنها یک بازه ۶۰ روزه از عبور آزاد کشتیها را تضمین کرد؛ پس از آن، تعیین سرنوشت نهایی این آبراه به گفتوگوی مستقیم ایران و عمان، با نظارت ضمنی سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس موکول شد. این جزئیات بهظاهر فنی، در عمق …





