
به گزارش خبرنگار مهر؛ کشاورزی در نقطه تلاقی سه چالش همزمان افزایش هزینه انرژی، تشدید آثار تغییر اقلیم و ضرورت تولید غذای بیشتر با مصرف منابع کمتر قرار گرفته است. این وضعیت، انرژی را از یک نهاده جانبی به یکی از عوامل تعیینکننده تابآوری بخش کشاورزی بدل کرده است. سامانههای آبیاری، گلخانهها، سردخانهها، تجهیزات فرآوری، ماشینآلات و زنجیره حملونقل همگی به جریان پایدار و قابلاعتماد انرژی وابسته هستند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سوخت یا اختلال در شبکه برق میتواند هزینه تولید را بالا ببرد، زمانبندی عملیات کشاورزی را برهم زند و بخشی از محصول را پیش از رسیدن به بازار از بین ببرد. در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر ظرفیتی برای کاهش انتشار کربن و مقابله با تغییرات اقلیمی فراهم میکنند و همزمان میتوانند ساختار هزینه، الگوی درآمد و میزان استقلال عملیاتی واحدهای کشاورزی را تغییر دهند.
گذار از مصرفکننده انرژی به تولیدکننده انرژی
مهمترین تحول ناشی از ورود انرژیهای تجدیدپذیر به کشاورزی، تغییر جایگاه مزرعه در نظام انرژی است. مزرعهای که پیشتر برق و سوخت را از بیرون دریافت میکرد، با نصب سامانههای خورشیدی، توربین بادی، واحد تولید زیستگاز یا تجهیزات کوچک برقآبی میتواند بخشی از انرژی مورد نیاز خود را تأمین کند و در صورت فراهم بودن زیرساخت و مقررات، مازاد آن را نیز به شبکه بفروشد. این تغییر، درآمد کشاورز را از نوسانهای تولید محصول تا اندازهای جدا میکند و یک جریان درآمدی مکمل به وجود میآورد.
دادههای جهانی نیز از گسترش این روند حکایت دارد. بر همین اساس، در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۵.۵ درصد از انرژی مصرفی بخش کشاورزی جهان از منابع تجدیدپذیر تأمین شده و نرخ رشد سالانه پذیرش این منابع در کشاورزی از ۷ درصد فراتر رفته است؛ روندی صعودی که همچنان ادامه دارد. کاربرد انرژی تجدیدپذیر در کشورهای مختلف یکسان نبوده است. در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، خوداتکایی انرژی و ایجاد درآمد تازه در کانون توجه قرار گرفته، در حالی که در بخشهایی از آفریقا، دسترسی اولیه و پایدار به انرژی اهمیت بیشتری داشته است. با وجود این ظرفیت، تنها شمار محدودی از کشورها اهداف اختصاصی برای انرژی تجدیدپذیر در کشاورزی تدوین کردهاند و تعداد کشورهایی که مشوق مالی مشخصی برای استفاده …











