
یادداشت مهمان، الهام قاسمی: ادبیات پایداری در سالهای اخیر، جریانی رو به رشد را تجربه کرده است که از سطح گزارشهای توصیفیِ محض فاصله گرفته و بهسمت «روایتهای تحلیلی و تبیینی» حرکت میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فراتر از توصیف میدان، فلسفه و عمق حماسه هشت سال دفاع مقدس را به نسلهای جدید منتقل کند. کتاب «فیض بیپایان» که در سال ۱۴۰۴ بههمت نشر صریر و با همکاری نشر بیست و هفت بعثت در ۲۷۸ صفحه روانه بازار کتاب شده، نمونهای درخشان از همین جنس نگاه متمایز است. این اثر که به قلم جواد کاموربخشایش، نگاشته شده، سیری در زندگی و زمانه مجاهد شهید، عباسعلی فیض است. مردی که فراروند زندگیاش آیینه تمامنمای بصیرت، ولایتپذیری و جهاد بیوقفه در دوران هشت سال دفاع مقدس است. شهیدی از شهدای شاخص استاد سمنان و از اهالی شهرستان سرخه که بههمراه برادرشان محمدتقی فیض در سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر در شرق دجله به شهادت رسید اما پیکرش بیش از ۱۰ سال همان جا ماند و سپس به آغوش خانوادهاش بازگشت.
«فیض بیپایان» را نمیتوان و نباید صرفاً یک زندگینامه معمولی یا یک گزارش خطی ساده از احوالات یک شهید دانست؛ این اثر یک «گزارش تبیینی» تکاملیافته است که دقیقاً بر مدار منویات و تأکیدات رهبر شهید انقلاب حرکت میکند. کاموربخشایش در مقام نویسندهای مسلط به ابزارهای دراماتیک و مستند، موفق شده است تصویری دووجهی، عمیق و باورپذیر از رزمندهای ارائه دهد که پیش از پیروزی بر دشمن خارجی در میدان نبرد، در سنگر تاریک نفس خویش به فتح و پیروزی رسیده است.
هوشمندی نویسنده در وهله اول، در انتخاب فرم و زاویه دید تجلی مییابد. انتخاب دانای کل بهعنوان راوی داستان، فضایی را در اختیار نویسنده قرار داده تا نه تنها ابعاد عینی و بیرونی زندگی شهید فیض را تشریح کند، بلکه به ساحتِ مکتوم و درونی ذهن او نیز ورود نماید. این تکنیک سبب شده مخاطب با گرهها، دغدغهها و لایههای پنهان شخصیت شهید به همذاتپنداری برسد. افزون بر این، راوی دانای کل به شکلی نظاممند، حیات اجتماعی و فردی آدمهای پیرامون شهید را نیز رصد میکند؛ پردازشی ظریف که هم در بستر اصلی داستان و هم در تعلیقات و پاورقیها به چشم میآید و به جهانِ داستان عمقی تاریخی میبخشد.
ساختار اثر با نظمی کلاسیک و در قالب یک منحنی خطیِ منسجم طراحی شده …






