«فیض بیپایان» را نمیتوان و نباید صرفاً یک زندگینامه معمولی یا یک گزارش خطی ساده از احوالات یک شهید دانست؛ این اثر یک «گزارش تبیینی» تکاملیافته است که دقیقاً بر مدار منویات و تأکیدات رهبر شهید انقلاب حرکت میکند. کاموربخشایش در مقام نویسندهای مسلط به ابزارهای دراماتیک و مستند، موفق شده است تصویری دووجهی، عمیق و باورپذیر از رزمندهای ارائه دهد که پیش از پیروزی بر دشمن خارجی در میدان نبرد، در سنگر تاریک نفس خویش به فتح و پیروزی رسیده است.
هوشمندی نویسنده در وهله اول، در انتخاب فرم و زاویه دید تجلی مییابد. انتخاب دانای کل بهعنوان راوی داستان، فضایی را در اختیار نویسنده قرار داده تا نه تنها ابعاد عینی و بیرونی زندگی شهید فیض را تشریح کند، بلکه به ساحتِ مکتوم و درونی ذهن او نیز ورود نماید. این تکنیک سبب شده مخاطب با گرهها، دغدغهها و لایههای پنهان شخصیت شهید به همذاتپنداری برسد. افزون بر این، راوی دانای کل به شکلی نظاممند، حیات اجتماعی و فردی آدمهای پیرامون شهید را نیز رصد میکند؛ پردازشی ظریف که هم در بستر اصلی داستان و هم در تعلیقات و پاورقیها به چشم میآید و به جهانِ داستان عمقی تاریخی میبخشد.
ساختار اثر با نظمی کلاسیک و در قالب یک منحنی خطیِ منسجم طراحی شده است. سیری روایی منطبق بر الگوی سفر قهرمان (یا کهنالگوی رشد). بدین صورت که روایت از نقطه عزیمت کودکی شهید در فصلی با نام «آغاز» جان میگیرد و گامبهگام با عبور از فراز و نشیبهای تاریخ، رشد و بالندگی او را بازگو میکند. سرگذشت شهید عباسعلی فیض بهطور کلی به دو مقطع حیاتی تقسیم میشود؛ نخست، زیست مبارزاتی او در دوران پیش از انقلاب و گام برداشتن در مسیر نهضت امام خمینی (ره) که با ارتباط با سازمانهای انقلابی همراه است. مقطع دوم، حیات فرهنگی و عقیدتی او در سالهای پس از انقلاب در شهرستان سرخه است که ابتدا وجهه همت خود را بر آموزش قرآن و کارهای تربیتی نوجوانان استوار ساخته و در نهایت تلاشش به حضور در جبهههای حق علیه باطل به همراه برادرش (شهید محمدتقی فیض) ختم میشود. در واقع هر ورق از «فیض بیپایان» بازگوکنتده ویژگیهای شخصیتی شهید است. آن هم نه فقط ویژگی فردی و اخلاقی بلکه ویژگی شخصیتی او در زمینههای دینی، اجتماعی و حتی سیاسی.
در این اثر، کلیدواژه زندگی شهید عباسعلی فیض «بصیرت» است؛ چه در دوران پیش از انقلاب و چه در زمان دفاع مقدس. در حقیقت نویسنده در لایههای زیرین متون ۱۲ فصل کتاب، «بصیرت» را بهعنوان موتیف و درونمایه اصلی اثر برجسته میکند؛ همان بصیرتی که شهید را به پیرویی راستین از ولایت فقیه بدل ساخت. این خط تعلیق روایت سرانجام در عملیات بدر (سال ۱۳۶۳) در شرق دجله، جایی که عباسعلی بههمراه برادرش محمدتقی فیض به شهادت میرسند، به اوج خود میرسد. تعلیق عاطفی داستان اما در همینجا رها نمیشود؛ پیکر شهید بیش از ده سال در غریبی دجله باقی میماند و فصلهای پایانی کتاب مانند «وداع» و «امید»، روایتگر چشمانتظاری صبورانه و در نهایت بازگشت استخوانهای مطهر او به آغوش خانواده و تشییع باشکوه اوست.
یکی از سترگترین ویژگیهای متمایزکننده کتاب، داشتن پاورقیهای مفصل، پربار و متکی بر پژوهش است. نویسنده در این بخش، دایرهالمعارفی کوچک از وقایع سیاسی و تاریخی پیش و پس از انقلاب را پیریزی کرده تا مخاطب امروز، اتمسفر زمانه شهید را کاملاً درک کند.
«فیض بیپایان» را میتوان الگویی تراز در عرصه مستندنگاری دفاع مقدس دانست که با نثر پخته و ساختار مستحکم خود، توانسته است ارزشهای جهاد و بصیرت را از گزند فراموشی حفظ کرده و بهعنوان یک اثر ماندگار در پیشگاه مخاطبان و جامعه رسانهای کشور قد برافرازد.
اگرچه کتاب دارای ۱۲ فصل است اما با این حال، ماجرا به اینجا ختم نمیشود. بخش غنی «پیوستها» که نجواها و خلوتهای مکتوب شهید را در خود جای داده و بخش «نامهها» که مکاتبات صمیمی او از جبهه با خانواده است، بار عاطفی و استنادی اثر را دوچندان کرده است. پایانبخش این سمفونی پایداری، آلبوم تصاویری از؛ مدارک شناسایی، دستنوشتههای شهید و دوستانش، وسایل شهید، مساجد و مراکز فعالیتهای شهید، عکسهای شهید و همرزمان او در جبهه و در نهایت تصویر آرامگاه دو برادر شهید است که به کتاب اصالتی بیچونوچرا میبخشد. کد مطلب 6905017









