قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

راویان مقاومت

«محمود صارمی هستم، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف؛ اینجا محل کنسولگری ایران است، مزارشریف به دست طالبان سقوط کرده.» این جملات بریده پرده اول از نمایشنامه‌ای مستند بود.
 راویان مقاومت

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: تاریخ روزنامه‌نگاری بحران، پر از کلماتی است که زیر بارش باروت و خون تایپ شده‌اند. از خاکریزهای جنوب و غرب ایران در سال‌های دفاع مقدس تا کوچه‌های ویران غزه و ضاحیه لبنان در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، رسالت خبرنگار مقاومت دگرگونی شگرفی را تجربه کرده است. دیگر تنها بحث بر سر انتقال آمار تلفات و ترسیم خطوط تماس نظامی نیست؛ امروز روزنامه‌نگاری مقاومت، خط مقدم نبرد برای حفظ «حافظه تاریخی» و جلوگیری از انحصار روایت‌هاست. در زمانه‌ای که جلیقه‌های آبی «PRESS» به جای مصونیت، به سیبل تک‌تیراندازها تبدیل شده‌اند، کلمات، آخرین سنگر دفاع از حقیقت انسانیت محسوب می‌شوند.

برای درک ریشه‌های عمیق روزنامه‌نگاری مقاومت در منطقه خاورمیانه، باید به دهه ۶۰ و سال‌های پرالتهاب دفاع مقدس بازگشت. در آن دوران، الگوهای روزنامه‌نگاری جنگ در جهان عمدتا بر پایه تجربیات جنگ جهانی دوم یا جنگ ویتنام استوار بود؛ الگوهایی که بیشتر بر انتقال سرد اطلاعات نظامی، جابه‌جایی خطوط نبرد، تحلیل‌های لجستیکی و مصاحبه با ژنرال‌های عالی‌رتبه در اتاق‌های جنگ تمرکز داشتند. اما در جبهه‌های ایران، فرم کاملا جدید و بدیعی از روایتگری متولد شد که بعدا به الگویی بی‌بدیل برای تمام جبهه‌های مقاومت در دهه‌های آینده بدل شد. خبرنگاران، عکاسان و مستندسازانی که در آن سال‌ها با کمترین امکانات حفاظتی به خط مقدم و نقطه صفر مرزی می‌رفتند، سلاحی در دست نداشتند، اما لنز دوربین‌ها و نوک قلم‌هایشان، «انسان» و «روح انسانی» را در مرکز بحران جست‌وجو می‌کرد.

رسالت روزنامه‌نگار در آن مقطع تاریخی، تنها ثبت پیروزی در یک عملیات یا شکست در یک محور نظامی نبود، بلکه ثبت روحیه حماسی، عرفان عملی، ایثار شگرف و مقاومت مردمی بود که با دست خالی و اراده‌ای پولادین در برابر یک تهاجم همه‌جانبه جهانی ایستاده بودند. این سبک از روزنامه‌نگاری که با نام‌ها و چهره‌های درخشانی چون سیدمرتضی آوینی در تاریخ رسانه‌ای و فرهنگی ایران تثبیت و تئوریزه شد، نشان داد که خبر و گزارش میدانی می‌تواند از سطح وقایع روزمره و ژورنالیسم مصرفی فراتر رفته و به یک سند تاریخی، هویتی و فرهنگی برای نسل‌های متمادی تبدیل شود.

کلماتی که در گزارش‌های روزنامه‌های کثیرالانتشار آن دوران چاپ می‌شد یا با صدایی پر از احساس از پشت میکروفون‌های رادیو سراسری به خانه‌ها می‌رسید، به جامعه جنگ‌زده امید، صلابت و پایداری تزریق می‌کرد و همزمان، سندی غیرقابل انکار از مظلومیت و اقتدار یک ملت را برای آیندگان به یادگار می‌گذاشت. در این فرم، خبرنگار صرفا یک ناظر بیرونی نبود، بلکه خود زیست جنگی را تجربه می‌کرد و روایت او، روایتی از درون بود.

از ناظر بی‌طرف تا هدف مستقیم ماشین جنگی

با گذشت زمان، توسعه تکنولوژی‌های ارتباطی و تغییرات بنیادین در جغرافیای درگیری‌ها، روزنامه‌نگاری بحران نیز وارد فاز جدید و به مراتب خطیرتری شد. هفدهم مرداد سال ۱۳۷۷ و شهادت مظلومانه محمود صارمی به همراه دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف افغانستان، نقطه عطفی دردناک بود که به روشنی نشان داد خبرنگار دیگر یک ناظر مصون از تعرض در حاشیه امن میدان نبرد نیست. اما این روند تلخ در دهه‌های بعد و در جریان نبردهای نامتقارن و شهری خاورمیانه، ابعاد به مراتب پیچیده‌تر و خشونت‌بارتری به خود گرفت. در جنگ‌های مدرن عصر حاضر، به ویژه در نبردهای مقاومت فلسطین و لبنان علیه اشغالگری، ماهیت جنگ رسانه‌ای تغییرات استراتژیکی کرده است.

در جنگ‌های مشهوری چون نبرد ۱۲ روزه و نبرد ۴۰ روزه، ماشین جنگی جبهه مقابل به خوبی و با تمام وجود درک کرده بود که شلیک هزاران تن موشک، استفاده از بمب‌های سنگرشکن و تخریب گسترده زیرساخت‌های غیرنظامی، تا زمانی که افکار عمومی جهان از طریق تصاویر زنده و گزارش‌های میدانی بمباران نشود، می‌تواند در سکوت خبری مطلق مجامع بین‌المللی به یک پیروزی نظامی برای آنها تفسیر و بازنمایی شود. اینجا بود که خبرنگار بحران، از یک راوی صرف و انتقال‌دهنده داده‌ها، به یک «تهدید استراتژیک» و «هدف مشروع نظامی» برای مهاجمان ارتقا یافت.

تصاویر و ویدئوهای دردناکی که طی سال‌های اخیر از غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان مخابره شده است، به وضوح نشان داد که کلاه و جلیقه خبرنگاری که در تمام کنوانسیون‌های بین‌المللی اعم از کنوانسیون ژنو نماد مطلق مصونیت است، در این جغرافیا دقیقا به عنوان یک نشانگر هدف برای پهپادها و تک‌تیراندازها عمل می‌کند. چرا؟ دلیل آن کاملا روشن است؛ چون خبرنگار مقاومت با حضور خود در حال شکستن هژمونی و انحصار رسانه‌ای غول‌های خبری جهان بود. او با یک دوربین ساده، یک میکروفون یا حتی یک تلفن همراه هوشمند متصل به اینترنت ضعیف، روایت‌های بسته‌بندی شده، تحریف شده و پاستوریزه رسانه‌های جریان اصلی غربی از جنگ را خنثی می‌کرد و حقیقت عریان، خون‌آلود و تلخ زیر آوارها را بی‌واسطه به چشم و وجدان بیدار جهان نشان می‌داد.

روایتگری به مثابه کنش نظامی و دفاعی

در نبردهای اخیر جبهه مقاومت، رسالت روزنامه‌نگار بحران دیگر تنها اطلاع‌رسانی محض و بی‌طرفانه نیست؛ بلکه خود این اطلاع‌رسانی، یک «کنش دفاعی، پیشگیرانه و حتی نظامی» محسوب می‌شود که تقارن میدان نبرد را بر هم می‌زند. وقتی صدای انفجار بمب‌های چند تنی آنقدر بلند است که صدای استمداد و شیون غیرنظامیان بی‌پناه به هیچ نهاد حقوق بشری نمی‌رسد، این کلمات، فریم‌ها و ویدئوهای لایو خبرنگار است که به جای موشک‌ها و راکت‌ها، مستقیما به قلب افکار عمومی جهان شلیک می‌شود و افکار عمومی را علیه جنایت بسیج می‌کند.

در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، افکار عمومی بین‌المللی شاهد بودند که چگونه گزارش‌های لحظه به لحظه و نفسگیر خبرنگاران از دل بیمارستان‌ها، مدارس بمباران شده یا از میان ساختمان‌های فروریخته، توانست معادلات دیپلماتیک را در پایتخت‌های غربی تغییر دهد و موجی از اعتراضات جهانی را در خیابان‌ها رقم بزند. روزنامه‌نگار مقاومت در این عرصه به خوبی دریافت که رسالت تاریخی او، تبدیل کردن اعداد و ارقام خشک کشته‌شدگان به نام‌ها، چهره‌ها، آرزوها و قصه‌های انسانی است.

وقتی رسانه‌های جریان اصلی و حامیان اشغالگری تلاش می‌کنند هزاران کشته و مجروح غیرنظامی را تنها در قالب یک عدد بی‌روح در زیرنویس اخبار شبانگاهی خلاصه کنند تا وجدان‌ها آزرده نشود، این خبرنگار شجاع مقاومت است که دوربینش را روی اسباب‌بازی خونی یک کودک، کفش‌های جامانده در ویرانه‌ها یا چهره بهت‌زده یک پدر زوم می‌کند و به آن عدد خشک، هویت، روح و مرثیه‌ای ابدی می‌بخشد. این کار، در واقع خنثی کردن بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین سلاح روانی دشمن، یعنی «عادی‌سازی جنایت و تقلیل فاجعه» است.

تقابل نفسگیر روایت‌ها در عصر پساحقیقت

ما امروز در عصر پیچیده‌ای به نام «پساحقیقت» زندگی می‌کنیم؛ دورانی تاریک که در آن مرزهای ظریف میان واقعیت و دروغ توسط الگوریتم‌های هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی، ربات‌های سایبری و کمپین‌های عظیم اطلاعاتی به شدت مخدوش شده است. در چنین فضای غبارآلودی، روزنامه‌نگار بحرانی که در خطوط مقدم مقاومت حضور فیزیکی دارد، در واقع نه تنها با گلوله واقعی، که در حال جنگ با دستگاه عظیم و میلیارد دلاری جعل تاریخ و افکارسنجی است. اگر در سال‌های دفاع مقدس، خبرنگاران ما برای ثبت تاریخ در برابر آفت «فراموشی» می‌جنگیدند و تلاش می‌کردند حماسه‌ها در سینه زمان ثبت شود، امروز روزنامه‌نگاران در جغرافیای مقاومت برای اثبات «وجود خود واقعیت» می‌جنگند.

ماشین پروپاگاندای مدرن با بهره‌گیری از تکنیک‌های عملیات روانی تلاش می‌کند جای ظالم و مظلوم را در کسری از ثانیه تغییر دهد، دفاع مشروع مردمی را تروریسم بنامد و کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی را دفاع پیشگیرانه و حق مشروع توصیف کند. در این کارزار به شدت نابرابر و پیچیده، خبرنگار با حضور میدانی، تنفس در فضای بحران و به خطر انداختن جان خود، سندی زنده و غیرقابل خدشه ارائه می‌دهد. او با خون خود پای اخباری که مخابره می‌کند مهر تایید می‌زند تا آیندگان و ماشین‌های جعل خبر نتوانند در روایت‌های تاریخی دست ببرند و جای جلاد و شهید را عوض کنند.

تکامل فرم‌های ژورنالیستی؛ سرعت و دقت در عصر دیجیتال

از منظر حرفه‌ای نیز، روزنامه‌نگاری مقاومت در سال‌های اخیر دچار پوست‌اندازی و دگردیسی شگرفی شده است. اگر روزگاری در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، گزارش‌های جنگی نیازمند تجهیزات سنگین، تیم‌های بزرگ فیلمبرداری، دوربین‌های آنالوگ و زمان طولانی برای تدوین، ارسال فیزیکی نوارها و چاپ در تاریکخانه بود، امروز خبرنگار بحران در کسری از ثانیه، در حالی که گرد و غبار آوار بر سرش می‌ریزد و صدای پهپادها در آسمان می‌پیچد، تنها با استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، ارتباطی بی‌واسطه، زنده و تعاملی با میلیون‌ها مخاطب در سراسر جهان برقرار می‌کند.

این سرعت سرسام‌آور در مخابره اخبار، البته نیازمند دقت، تمرکز روانشناختی و تعهدی مضاعف است. روزنامه‌نگار مقاومت در جنگ‌های کوتاه اما به شدت ویرانگری چون جنگ‌های ۱۲ روزه، فرصتی برای آزمون و خطا، ویراستاری طولانی یا راستی‌آزمایی در اتاق خبر ندارد. او باید در همان لحظه که حادثه رخ می‌دهد، با ادبیاتی که همزمان حاوی دقت ژورنالیستی، رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای و عمق احساسات انسانی است، فاجعه را به دقیق‌ترین شکل ممکن روایت کند. تلفیق ادبیات حماسی، سرعت انتقال خبر، تسلط بر ابزارهای نوین رسانه‌ای و شجاعت بی‌نظیر میدانی، از این خبرنگاران یک گونه منحصر به فرد و پیشرو در دنیای رسانه ساخته است؛ کسانی که استانداردهای روزنامه‌نگاری بحران را در جهان به طرز چشمگیری ارتقا داده‌اند.

خون‌هایی که خبر می‌شوند؛ کیفرخواستی علیه سکوت جهانی

نگاهی گذرا به آمار تکان‌دهنده و بی‌سابقه شهدای خبرنگار در نبردهای اخیر مقاومت، موید یک حقیقت تلخ اما حماسی است: خبرنگاران دیگر تنها راویان تاریخ نیستند، بلکه با گوشت و خون خود، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ مقاومت شده‌اند. شهادت ده‌ها خبرنگار، تصویربردار و فعال رسانه‌ای در مناطق درگیری، نشان از استیصال عمیق جریانی دارد که با تمام تجهیزات نظامی‌اش، توانایی مقابله با قدرت نرم و روشنگری رسانه را ندارد و چاره‌ای جز حذف فیزیکی راویان نمی‌بیند. هر دوربینی که همراه با صاحبش زیر خروارها بتن و آوار می‌ماند، هر لپ‌تاپی که متلاشی و هر میکروفونی که به خون آغشته می‌شود، در واقع یک کیفرخواست بلند، تاریخی و ابدی علیه سکوت مرگبار مجامع بین‌المللی، نهادهای مدعی حقوق بشر و سازمان‌های مدافع آزادی بیان است.

این خبرنگاران با نثار جان خود، اعتبار از دست رفته کلمات را بازتولید می‌کنند و به واژه‌ها جان دوباره می‌بخشند. در دنیای امروز که اخبار در میان انبوهی از اطلاعات زرد، فیک‌نیوزها و سرگرمی‌های روزمره و مبتذل گم می‌شوند و مخاطب دچار کرختی رسانه‌ای شده است، گزارش‌هایی که با بهای جان یک انسان شریف تهیه شده‌اند، نفوذی غیرقابل وصف و جادویی در وجدان‌های بیدار پیدا می‌کنند و حصار بی‌تفاوتی را می‌شکنند.

رسالت ناتمام؛ از خبر تا تثبیت حافظه تاریخی

هفدهم مرداد، روز خبرنگار، تنها یک بهانه تقویمی نیست؛ بلکه نمادی است از این پیوند عمیق، ناگسستنی و خونین میان آگاهی‌بخشی و از خودگذشتگی. روزنامه‌نگاری مقاومت، از زمان شکل‌گیری و نضج یافتن در سنگرهای خاکی دفاع مقدس تا بلوغ و تکامل آن در جنگ‌های پیچیده شهری خاورمیانه، یک مسیر مشخص و روشن را طی کرده است: وفاداری بی‌قید و شرط به حقیقت انسان درگیر در منجلاب بحران. باید به خاطر داشت که رسالت روزنامه‌نگاری بحران پس از اعلام آتش‌بس، پایان یافتن درگیری‌های نظامی و فرونشستن غبار باروت نیز هرگز به پایان نمی‌رسد.

این گزارش‌های مکتوب، مصاحبه‌های ویدئویی، فایل‌های صوتی و فریم‌های عکس، در واقع به عنوان ارزشمندترین مواد خام برای تاریخ‌نگاران، مستندسازان، نویسندگان ادبیات پایداری و هنرمندان در دهه‌های بعد مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر ما امروز می‌توانیم نمایشنامه‌هایی قوی، استخوان‌دار و تاثیرگذار از مقاومت بنویسیم، یا داستان‌ها و رمان‌هایی عمیق از ایستادگی، صبر و رنج خانواده‌های شهدا خلق کنیم که بر صحنه تئاتر یا پرده سینما بدرخشند، بدون شک وام‌دار همان کلماتی هستیم که خبرنگاران شجاع بحران در سخت‌ترین، تاریک‌ترین و مرگبارترین شرایط ممکن ثبت و ضبط کرده‌اند.

روزنامه‌نگاری بحران و مقاومت، صرفا یک حرفه، شغل یا تکنیک ژورنالیستی نیست؛ بلکه یک مکتب فکری و عقیدتی است. مکتبی که در آن، قلم به اندازه سلاح ارزش راهبردی دارد و کلمات، آخرین و مستحکم‌ترین سنگرهایی هستند که در برابر تحریف، مصادره و فراموشی تاریخ مقاومت می‌کنند. خبرنگار بحران شاید در میدان نبرد، زیر آوار ساختمان‌ها یا با شلیک یک تک‌تیرانداز جان بدهد و نفسش قطع شود، اما روایتی که با خون خود به جهان مخابره کرده است، هرگز نمی‌میرد. این روایت به حیات خود ادامه می‌دهد، وجدان‌ها را بیدار می‌کند و تا همیشه در رگ‌های تپنده تاریخ، جریان خواهد داشت. خون روی لنز دوربین، پاک نخواهد شد؛ بلکه به لنزی شفاف‌تر برای دیدن حقیقت در آینده تبدیل می‌شود. کد مطلب 6910985



۱۸ دقیقه قبل / خبرگزاری جام جم

پیام قاطع فرمانده نیروی دریایی ارتش به دشمن: اجازه نزدیک شدن به خاک ایران را نمی‌دهیم

به گزارش جام جم آنلاین، امیر دریادار شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش، در آیین گرامیداشت شهید جاویدالاثر عماد هرمزی از شهدای نیروی دریایی ارتش در مصلای نوشهر، با گرامیداشت یاد شهدای نیروهای مسلح اظهار کرد: شهدای نیروهای مسلح جان خود را برای مردم و ایران اسلامی فدا کردند و امروز نیز همرزمان آنان با همان روحیه و انگیزه در مسیر دفاع از کشور ایستاده‌اند.

وی با اشاره به حملات دشمن و شهادت جمعی از نیروهای مسلح افزود: دشمن اگر شهیدی از ایران گرفت، ناجوانمردانه این کار را انجام داد، اما باید بداند که فرزندان ایران اسلامی با تمام توان در میدان حضور دارند و در برابر تهدیدات عقب‌نشینی نخواهند کرد. پیشینه هزاران ساله قدرت دریایی ایران

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در ادامه با اشاره به پیشینه تاریخی قدرت دریایی ایران گفت: ارتباط ایرانیان با دریا موضوعی جدید نیست و سابقه آن به هزاران سال پیش بازمی‌گردد.

امیر دریادار ایرانی با اشاره به سابقه تاریخی مناطق جنوبی کشور اظهار کرد: مناطقی که امروز در آبادان و دیگر نقاط جنوب کشور قرار دارند، در طول تاریخ محل حضور و فعالیت ایرانیان بوده‌اند و در مقاطع مختلف نقش مهمی در دفاع از کشور ایفا کرده‌اند.

وی افزود: همان مناطقی که در گذشته در عرصه دریا نقش‌آفرین بودند، در هشت سال دفاع مقدس نیز درخشیدند و امروز سیستان و بلوچستان و هرمزگان نیز در حوزه دریایی و دفاع از امنیت کشور نقش مهمی دارند.

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش با اشاره به اهمیت راهبردی آبراه‌های کشور گفت: تنگه‌ها و آبراه‌های راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت ویژه‌ای دارند و نیروی دریایی با حضور مقتدرانه در این مناطق، مأموریت دفاع از منافع ملی و امنیت کشور را دنبال می‌کند. «تنگه احد ولایت»؛ تأکید بر اهمیت انجام مأموریت

امیر دریادار ایرانی با اشاره به تعبیر «تنگه احد ولایت» اظهار کرد: یکی از درس‌های مهم واقعه احد این است که وقتی تکلیفی بر عهده انسان گذاشته می‌شود، باید آن را به‌درستی انجام داد و از مسیر تعیین‌شده خارج نشد.

وی ادامه داد: یکی از تکالیفی که بر عهده نیروهای مسلح قرار گرفته، حفظ اشراف و تسلط بر مناطق دریایی و جلوگیری از نزدیک شدن تهدیدات به مرزهای کشور است.

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش افزود: به لطف خدا و تلاش فرزندان این ملت، این مأموریت با جدیت دنبال می‌شود و اجازه نمی‌دهیم دشمن از خطوط و مرزهای کشور عبور کند. دشمن اجازه نزدیک شدن به خاک ایران را ندارد

امیر دریادار ایرانی با تأکید بر آمادگی نیروهای مسلح گفت: یکی از تکالیف ما این است که دشمن نتواند به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران نزدیک شود و اگر بخواهد چنین اقدامی انجام دهد، با پاسخ نیروهای مسلح مواجه خواهد شد.

وی تصریح کرد: امروز فرزندان ملت ایران در دریا ایستاده‌اند و اجازه نخواهند داد دشمن قدمی از قدم بردارد.

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش تأکید کرد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با تمام توان در میدان هستند و اگر دشمن با تمام قوا وارد میدان شود، ما نیز با تمام قوا ایستاده‌ایم. روایت فرمانده نیروی دریایی از شهید عماد هرمزی

امیر دریادار ایرانی در بخش دیگری از سخنان خود با گرامیداشت یاد شهید عماد هرمزی اظهار کرد: این شهید از جمله نیروهایی بود که ماه‌ها از خانواده خود دور بود و حتی حدود ۱۰ ماه مرخصی نرفته بود.

وی افزود: شهید هرمزی و دیگر شهدای نیروی دریایی با وجود دوری طولانی از خانواده، با آمادگی کامل وظایف خود را انجام می‌دادند و انجام مأموریت را بر دیگر امور مقدم می‌دانستند.

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش با اشاره به روحیه نیروهای دریایی گفت: این میزان از ایمان، تعهد و آمادگی نشان می‌دهد که نیروهای دریایی جمهوری اسلامی ایران برای انجام مأموریت و دفاع از کشور آمادگی دارند. همرزمان شهدا برای ادامه راه آنان هم‌قسم هستند

امیر دریادار ایرانی با اشاره به حضور نیروهای نیروی دریایی در این مراسم گفت: همه ما هم‌قسم هستیم که راه شهدا را ادامه دهیم.

وی تصریح کرد: مسئولیت امروز ما سنگین‌تر است؛ چرا که باید در برابر خون عزیزانی که جان خود را برای کشور فدا کردند، مسئول باشیم و با قدرت از ایران اسلامی دفاع کنیم.

فرمانده نیروی دریایی ارتش افزود: شهدای ما امروز از نظر فیزیکی در میان ما نیستند، اما راه، آرمان و روحیه آنان همچنان در میان همرزمانشان زنده است. تأکید بر نقش مردم در قدرت ملی

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در ادامه با تأکید بر نقش مردم در اقتدار کشور اظهار کرد: قدرت و اراده مردم ایران اسلامی امروز دشمن را زمین‌گیر کرده است.

وی افزود: انسجام و ایستادگی مردم اجازه نداده است دشمن به اهداف خود دست پیدا کند.

امیر دریادار ایرانی با تأکید بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی گفت: دشمن به دنبال ضربه زدن به این انسجام است و اگر بتواند میان مردم و نظام فاصله ایجاد کند، به هدف خود نزدیک خواهد شد.

وی تأکید کرد: حفظ وحدت و انسجام کشور یک وظیفه همگانی است و در برابر دشمن، وحدت و همدلی مردم بزرگ‌ترین سرمایه کشور محسوب می‌شود. نیروی دریایی در مسیر شهدا

فرمانده نیروی دریایی ارتش با اشاره به شهدای ناو دنا و دیگر شهدای نیروی دریایی گفت: شهدای نیروی دریایی ماه‌ها از خانواده‌های خود دور بودند و با وجود همه دشواری‌ها، مأموریت خود را انجام دادند.

وی افزود: امروز همرزمان این شهدا در دریا و دیگر مناطق مأموریتی ایستاده‌اند و اجازه نخواهند داد خون شهدا فراموش شود.

امیر دریادار ایرانی در پایان تأکید کرد: مسئولیت نیروهای مسلح در قبال شهدا، حفظ آمادگی، دانش، ایمان و روحیه جهادی و ادامه مسیر آنان است.

وی خاطرنشان کرد: اگر علم و مسئولیت دفاع از کشور را بر عهده گرفته‌ایم، باید شایستگی انجام این مسئولیت را نیز داشته باشیم و کشتی کشور را در مسیر درست به پیش ببریم.


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

شروع رویایی شهاب زاهدی در مالزی

به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو؛ فصل جدید فوتبال مالزی با قهرمانی جوهور دارالتعظیم در سوپرجام آغاز شد؛ تیمی که عصر امروز با درخشش و گلزنی شهاب زاهدی در دیدار مقابل کوچینگ سیتی با نتیجه ۳ بر صفر به برتری رسید و نخستین جام فصل را از آن خود کرد.

در این مسابقه، جوهور از همان ابتدا کنترل بازی را در اختیار داشت و در دقیقه ۱۱ با گل مارکوس گیلرمه پیش افتاد. برتری یک‌گله این تیم تا پایان نیمه نخست حفظ شد و در نیمه دوم نیز فشار شاگردان جوهور ادامه پیدا کرد. آریبا اوز در دقیقه ۵۵ گل دوم را به ثمر رساند تا تیم میزبان با حاشیه امنیت بیشتری به کار ادامه دهد که ورود شهاب زاهدی به زمین و نمایش فوق‌العاده او برتری‌شان را قطعی کرد.

شهاب زاهدی که در نخستین بازی رسمی خود برای جوهور دارالتعظیم از روی نیمکت کار را آغاز کرده بود، در ادامه مسابقه فرصت حضور در زمین را به دست آورد و در دقایق پایانی، نقش مهمی در تکمیل برد تیمش ایفا کرد.

ستاره ایرانی در دقیقه ۸۶ روی یک فرار سریع از میانه زمین صاحب موقعیت شد و در شرایط تک‌به‌تک با دروازه‌بان کوچینگ سیتی قرار گرفت که ضربه نخست زاهدی با واکنش تماشایی گلر حریف دفع شد، اما شهاب در ادامه صحنه به‌خوبی خودش را به توپ برگشتی رساند و با یک ضربه پای چپ دقیق و قدرتمند، گل سوم جوهور را به ثمر رساند.

این گل، نخستین گل رسمی شهاب زاهدی با پیراهن جوهور دارالتعظیم بود؛ گلی که در اولین حضور رسمی او برای این تیم و در مسیر کسب نخستین جامش در فوتبال مالزی به ثمر رسید.


۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




 قیمت تتر امروز
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت تتر امروز

اقتصادنیوز:قیمت تتر امروز در صرافی‌های معتبر داخلی با کاهش 0.89 درصدی، به 187,210 (یکصد و هشتاد و هفت هزار و‌ دویست و ده) تومان رسید.

 آرتتا خیال رئال مادرید را راحت کرد؛ زوبیمندی فروشی نیست!
۳ ساعت قبل / سایت فوتبالی

آرتتا خیال رئال مادرید را راحت کرد؛ زوبیمندی فروشی نیست!

پایگاه خبری فوتبالی- میکل آرتتا سرمربی آرسنال، موضع روشنی درباره آینده مارتین زوبیمندی اتخاذ کرده و تأکید کرده است که این هافبک اسپانیایی در برنامه‌های فصل جدید توپچی‌ها قرار دارد. به گزارش فوتبالی، این موضع در شرایطی مطرح شده که رئال مادرید بار دیگر علاقه خود به جذب زوبیمندی را افزایش داده و شرایط او را زیر نظر گرفته است. زوبیمندی تابستان گذشته پس از مدت‌ها مذاکره، با قراردادی حدود ۶۵ میلیون یورو از رئال سوسیداد به آرسنال پیوست و خیلی زود به یکی از مهره‌های مهم خط میانی آرتتا تبدیل شد. او در نخ ...,رئال مادرید,آرسنال,مارتین زوبیمندی,میکل آرتتا,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد
۳ ساعت قبل / خبرگزاری ایرنا

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد

سمنان - ایرنا - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ضرورت حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی گفت: دشمن با فشار اقتصادی، ایجاد شکاف اجتماعی و طراحی عملیات امنیتی، انسجام داخلی ایران را هدف قرار دهد و در چنین شرایطی باید از هر اقدامی که به تجزیه اجتماعی منجر شود، پرهیز کرد.

 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 مچ‌اندازی ارزی در امارات
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مچ‌اندازی ارزی در امارات

در روزهای اخیر، مهلت ۶۰ روزه ایران در تفاهم با آمریکا به پایان رسید. واشنگتن در واکنش، تحریم مهم‌ترین دروازه‌های تجاری و مالی ایران و در راس آنها دبی را در دستور کار قرار داد. این اقدام آمریکا، دو گزینه پیش‌ روی دبی قرار می‌دهد؛ نخست، پذیرش تحریم‌ها و از دست دادن بخشی از تجارت با ایران و دوم، تداوم تجارت و پذیرش چالش‌هایی که آمریکا ایجاد خواهد کرد. با این حال، گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با یکی از صرافان فعال در دبی نشان می‌دهد که با وجود افزایش ریسک‌ها و محدودیت‌ها، فعالیت‌ها تاکنون ادامه داشته و مسدود کردن نقل و انتقال ارزی ایران با امارات با چالش‌های مهمی روبه‌رو است.

 روایتی جدید از قدرتِ ایرانی
۴ ساعت قبل / سایت الف

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی