
یادداشت مهمان- سعید غفاری، دانش آموخته رسانه و آینده پژوهی؛ در گذشته، سبک زندگی انسانها در فرآیندی تدریجی و عمدتاً در بستر نهادهای اجتماعی پایدار شکل میگرفت. خانواده، مدرسه، دین، سنتهای فرهنگی و محیطهای محلی مهمترین فضاهایی بودند که در آنها ارزشها، هنجارها و الگوهای زیست روزمره منتقل و بازتولید میشدند. رسانهها نیز در این میان بیشتر نقش واسطه و بازنماییکننده داشتند؛ یعنی آنچه در جامعه شکل گرفته بود را روایت میکردند یا به تقویت آن میپرداختند.
اما جهان امروز با یک تغییر بنیادین مواجه است. با ظهور رسانههای شبکهای، پلتفرمهای دیجیتال و فناوریهای هوشمند، رسانه دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین محیطهای شکلدهنده تجربه انسانی تبدیل شده است. انسان معاصر بخش قابل توجهی از شناخت خود از جهان، تعریف خود از موفقیت، زیبایی، خانواده، روابط اجتماعی و حتی معنای زندگی را در مواجهه مستمر با محیطهای رسانهای شکل میدهد.
به بیان دقیقتر، رسانه در عصر شبکهای از جایگاه «بازتابدهنده سبک زندگی» به جایگاه «سازنده سبک زندگی» ارتقا یافته است. الگوریتمها، پلتفرمها و اقتصاد توجه، نه تنها تعیین میکنند افراد چه چیزی را ببینند، بلکه بهتدریج بر آن اثر میگذارند که چه چیزی را مهم، مطلوب و ارزشمند تلقی کنند.
این تحول، یک پرسش راهبردی پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار میدهد: آیا میتوان بدون حکمرانی آیندهنگر بر محیط رسانهای، از الگوی سبک زندگی ایرانی–اسلامی در برابر جریانهای رقیب فرهنگی حمایت کرد و آن را به الگویی جذاب و پایدار برای نسلهای آینده تبدیل نمود؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند بازنگری در فهم سنتی از رسانه است. رسانه دیگر صرفاً کانالی برای انتقال پیامهای فرهنگی نیست که بتوان با افزایش تولید محتوا یا تقویت پیامرسانی رسمی، اهداف فرهنگی را محقق کرد. رسانه امروز یک «زیرساخت حکمرانی فرهنگی» است؛ زیرساختی که در آن معنا تولید میشود، هویت شکل میگیرد، الگوهای رفتاری تثبیت میشوند و تصویری از آینده مطلوب به جامعه عرضه میشود.
از این منظر، مسئله اصلی در دهه پیش رو صرفاً رقابت بر سر تولید محتوا نخواهد بود؛ بلکه رقابت بر سر توانایی طراحی و حکمرانی محیطی است که در آن ارزشها، هویتها …


