
خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: امروز، برای هزاران جوان، یک برگه چندصفحهای از تست و آزمون میتواند مسیر سالهای آینده را برایشان عوض کند؛ چند ساعت نشستن پشت یک میز، پاسخ دادن به سؤالهایی که ماهها برایشان درس خواندهاند و بعد، چشم دوختن به رتبهای که قرار است بخشی از آیندهشان را رقم بزند. کنکور برای خیلیها نقطهای است میان آنچه تا امروز بودهاند و آنچه قرار است بشوند. اما درست در چنین روزی، میشود سراغ جوانی رفت که یک روز خودش از همین مسیر عبور کرد؛ نه فقط با یک نتیجه خوب، که با ایستادن در صدر یعنی دقیقا کسب رتبه اول کنکور تجربی. گفتیم رتبه ۱ کنکور؟ وقتی این عنوان به گوشمان میخورد احتمالا تصویری که توی ذهن بیشترمان نقش میبندد تصویری جوانی است با روپوش سفید و گوشی پزشکی یا نخبهای که بار سفر بسته و به امید آیندهای بهتر راهی خارج از کشور شده؛ اما میان همه این تصویرها امروز سراغ رتبه یک کنکوری رفتهایم که بعد از سیواندی سال جای همه اینها به قاب عکسی تبدیل شده که با چشمهای روشن و امیدوارش بالای مزارش جا خوش کرده و آدمهایی که از کنارش رد میشوند با افتخار صدایش میزنند شهید! «احمدرضا احدی» رتبه اول کنکور تجربی است؛ جوانی احتمالا پر از انگیزه و شور برای ساخت یک آینده روشن که از یک جایی به بعد جنگ تمام معادلاتش را عوض کرده، انقدر که ترجیح داده تا به جای حفظ آینده خودش این بار حال سرزمینش را دریابد؛ برای همین هم جای قلم و خودکار اسلحه به دست گرفته تا به جای پشت نیمکت، پشت خاکریز باشد و بجنگد؛ آن هم به امید روزی که جوانان این سرزمین در آرامش و بهدور از جنگ فردایی بهتر بسازند. به همین خاطر درست در روزی که جوانهای دیگر برای ساختن آیندهشان رقابت میکنند. سراغ قصه احمدرضا احدی رفتیم؛ قصه پسری که به یکی از بزرگترین رؤیاهای همنسلهایش رسید، اما در میانه راه، رؤیای بزرگتری برای خودش پیدا کرد. رویای شهادت در راه دفاع از وطن!
شهیدی که در سنگرها برای کنکور میخواند
احمدرضا احدی آبان ۱۳۴۵ در اهواز به دنیا آمد. با شروع جنگ، خانوادهاش مثل بسیاری از خانوادههای آن روزگار مهاجرت کردند. آنها به ملایر رفته بودند. احمدرضا در دبیرستان رشته علوم تجربی را ادامه داد و سال ۱۳۶۳ دیپلم گرفت. یک سال بعد، در کنکور سراسری تجربی رتبه …



